نكاح و همه آنچه كه جائز است يا جايز قرار داده شده است
توسعهاي وحشتناك
بيبند و باري و تساهل در آنچه متعلق به اين موضوع (جنسي) ميباشد از بلاهايي است كه خطر او فراگير و شر آن فزوني يافته، و آتش پارههاي آن به هر كجا رسيده است، بسياري از مردم به حد زيادي دچار انحطاط و بيتوجهي و ضعيف شدن غيرت يا از بين رفتن آن شدهاند، و گرفتار كارهاي زشت و نادرستي مانند زنا با محارم ولواطت و امثال آن شدهاند، وضعيت بسيار فاجعه بار است، و آنچه در واقعيت موجود پيش ميآيد بزرگتر از آن است كه قابل توصيف باشد، و به تمام جنبههاي آن پرداخته شود! همه اين كارها در مقابل چشم و گوش كسانيانجام ميشوند كه ادعاي علم و اصلاح مينمايند بدون از اينكه كوچكترين اعتراضي بشود يا تأسفي خورده شود، و بدون از اينكه كوششي در راه معالجه كاري انجام شود كه از ضروريات است.
چقدر زيادند اين (مصلحان)! اما چاره چيست، وقتي اين مصيبتها به تناسب كثرت مصلحين بيشتر ميشود؟
آري، اين يك حقيقت اجتماعي است كه ميبايست به آن آگاه بود، شايد بتوانيم منبع فاجعه و مصدر فتوا را بيابيم!
موضوع امور جنسي را خيلي دامنهدار و گسترده كردهاند، حتي برخي از ارتباطات جنسي را كه با زنا فرقي ندارد و فقط نامش زنا نيست جايز قرار داده، و روايتهايي در مورد آن ساخته و به دروغ به ائمه نسبت دادهاند ـ و ائمه از آن روايتها پاكاند ـ تا براي اغفال شدگان انجام آن را آسان كنند و خويشتن را از بار اعتراض به آن سبكدوشنمايند!
و از آن جمله يكي ازدواج موقت است.
متعه يا ازدواج موقت
آنچه در واقعيت موجود به نام (متعه) انجام ميشود به صراحت زناست، و هيچ فرقي با زنا ندارد!
و اگر نه چرا اين نمونه ارتباطات جنسي كه حلال قرار داده شدهاند به نام (متعه) انجام ميگيرند!
برخي از آن را در اينجا نقل ميكنم تا خودم و شما را در مجادلهاي بيزانسي در مورد دلائل و اينكه آيا در قرآن و سنت چيزي در مورد حلال بودن متعه آمده يا نيامده وارد نكنم تا در دام بازيچهاي نيافتيم كه ميخواهند بوسيله آن ما را از ديدن واقعيت غمانگيز و تأسف بار و كارهايي كه انجام ميگيرد باز دارند كارهايي فكر نميكنم در مورد ندرت و دور بودن آن از وجدان سالم گذشته از شريعت كسي اختلافي داشته باشد.
بيا تا با هم صورتهاي منحطي از ارتباط جنسي كه ميان فرزندان آدم بنام متعه انجام ميشود بخوانيم، انسانهاييكه خداوند آنان را بر ديگر آفريدهها برتري داده است.
اگر اين سوال را بپرسي كه:
آيا براي هر مردي جايز است كه با هر زني كه ميخواهد در هر جايي و در هر زماني آنچه ميخواهد انجام دهد؟ و سپس آن را رها كند تا به زني ديگر روي بياورد و اين كار را فقط با تبادل چند كلمه كه زن و مرد با يكديگر سخنميگويند از پول و از تعداد مرتبهها (خودم را به تو متعه دادم) سخن ميگويند و بدون نياز به شاهد و سرپرست زن انجام ميشود. و اگر زن شوهردار باشد يا روسپيگري را زشت ميداند سؤالي نيست؟
از معتمدترين منبع چنين پاسخ داده ميشود:
(باسمه تعالي اين جايز است)!!([1]).
استفاده و بهرهبرداري جنسي با دختر بچه دوشيزه جايز است اگر نه سال سن داشته باشد ـ يا طبق روايتي ديگر هفت سال داشته باشد ـ به شرط اينكه آلت تناسلي را در داخل شرمگاهش نكند نه اينكه حرام است يا از نظر اخلاقي و وجداني زشت است بلكه براي اينكه نوعي عيب براي خانوادهاش شمرده ميشود([2]).
شما فكر كنيد كه آيندة اخلاقي اين دختربچه با اين سن و سال كه روي آلتهاي تناسلي مردان زير و رو ميشود و حركتهاي جنسي ايشان را مشاهده ميكند، و مردان هر كاري با او ميكنند به جز جماع و آميزش!! چه خواهد بود.
و جماع و آميزش با اين دختربچه فقط از راه جلو ناپسند است يعني آميزش و مجامعت از پشت (دبر) جايز است!
آيا انسان با غيرت و بزرگواري چنين چيزي را براي دختر يا خواهر يا فاميل يا بر هر بچه از بچههاي دنيا ميپسندد؟!!!
به راستي اگر چنين چيزي را در مورد دختر بچه معصوم خود تصور كني چه احساس خواهي كرد؟!! فقط اگر تصور كني نه اينكه چنين چيزي انجام شود.
حلال قرار دادن چنين عمل حيواني حتي از شيطان سر نميزند و هيچ وحشي و دشمن انساني چنين چيزي را حلال قرار نميدهد، پس چگونه چنين چيزي به امامان ما نسبت داده ميشود، و به شريعت ما چسباندهميشود؟ چگونه؟!
آيا اين اخلاق مزدك و اباحيگري و بيبند و باري مجوس نيست؟! چگونه از زبان پاك قومي اين سخن پليد بيرون ميآيد كه خداوند در باره شان فرموده است: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾ (الأحزاب: 33). «جز اين نيست كه خداوند ميخواهد پليدي را از شما اي اهل بيت دور كند و چنان كه بايد شما را پاكيزه گرداند».
آيا پليديي پليدتر از اين هست؟!!
اما (امام زمان) و (راهنماي امت) مسئله را چنين آب و تاب ميدهد:
آميزش كردن با زن قبل از كامل شدن نه سالگي جايز نيست، خواه نكاح دائم باشد يا موقّت. اما ساير لذت جوييها مانند دست زدن با شهوت بغل كردن و ران چسباندن حتي با دختر شيرخوار اشكاليندارد(!!!!!)([3]).
حتي دختر شيرخوار نجات نكرده است!!
سوگند به خدا كه اين اخلاق مزدك و بابك است كه آن را پوشش ميدهند و بدون از اينكه خجالت بكشند آن را به اهل بيت نسبت ميدهند تا بلعيدن و فرو بردن آن براي بيچارگان آسان باشد.
از خوابتان بيدار شويد!! اي بيچارگان فرو رفته در خواب!
مجموعهاي از طلاب در (بخش داخلي) زن هرزهاي را ميآورند يكي با او آميزش ميكند و بقيه در سالن منتظر اند تا اينكه زن بيرون ميشود و آن گاه ديگري آن را ميبرد...
و اينطور ادامه دارد تا اينكه در يك جا و در يك ساعت شب يا روز آمار تكميل ميشود! چگونه چنين كاريجايز است؟! اين كار (متعه (صيغه) ميباشد!!
در مورد عدة (خيالي) كه زن بايد بگذراند ميتوان از اين حيله استفاده كرد كه مرد از زن استفاده كند تا اينكه وقت تمام ميشود، آن گاه بار ديگر او را به عقد دائم در بياورد و سپس قبل از آميزش كردن با او، وي را طلاق دهد تا براي هر كس (به خيال آنها) كه ميخواهد از آن استفاده جنسي نمايد و هر زماني كه بخواهد حلال شود اين حيله را در مقابل اين نص قرآني درست كردهاند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً﴾ (الأحزاب: 49). «اي مؤمنان، چون با زنان مومن ازدواج كنيد آنگاه پيش از آنكه با آنان در آميزيد طلاق شان داديد ديگر شما بر آنان هيچ عدهاي نداريد كه آن را بشماريد، پس به آنان متعه دهيد و به خوبي رهايشان كنيد».
اين را نعمت الله الجزائري در كتابش (زهر الربيع) ذكر كرده است!!
برادران تاجري به كشورهاي همسايه مسافرت مينمايند خانهاي اجاره نمودهاند و زني را آن جا نشاندهاند تا برايشان كار كند و همه آن را به اين صورت زشت نكاح كردهاند، اولي ميآيد و در طول روزهايي كه در آن اقامت دارد از آن استفاده جنسي ميكند تا اينكه برادرش ميآيد تا در جاي او قرار بگيرد و او آن را براي برادرش ترك ميكند و به كشورش باز ميگردد تا نفر سوم بيايد... و اين چنين. خداوند شما را نجات دهد!!
مردي همسرش را در بيمارستان بستري نموده و خواهرزنش به جاي زنش آمده تا خدمت فرزندانش را بكند. آيا ميداني كه شوهر خواهرش چگونه ميتواند با او زنا كند؟
فقيه به او ميگويد: زنت را طلاق بده بدون از اينكه كسي را خبر كني كه ممكن است به زن تو خبر بدهد. تا وقتي زنت به خانهاش بر ميگردد آن وقت بازگرداندن او را به همسري ات نيت كن، و مشكل حل است!
و اينگونه اين فرد پليد با خواهر زنش به مدت چهل روز كه زنش در بيمارستان به سر ميبرد آميزش جنسيمينمايد، و همواره اين مرد بدون از اينكه خجالت بكشد در گوش برخي از دوستانش در حالي كه لبهايش را ازروي لذت بردن و حسرت خوردن بر آن دوران زيبا ميليسد ماجرا را زمزمه ميكند و همواره به آن شكار دلبستهاست!
به نظر شما اگر خواهر زنش باري ديگر به ديدار خواهرش به خانه او برود ـ كه حتماً اتفاق ميافتد ـ به نظر شما وقتي با شوهر خواهرش روبرو شود يا تنها باشد چه اتفاق خواهد افتاد؟!
ديني كه چيز حرامي در آن نيست! محارم وجود ندارد! حرمتي نيست! چگونه اين دين به اهل بيت نسبت داده ميشود؟!!
اين پرسش و پاسخ آن را كه با عبارتش نقل ميكنم، بخوان: آيا استفاده جنسي و متعه با دختر دوشيزة مسلماني بدون اجازه ولي آن جايز است اگر دختر بيم آن را داشته باشد كه مرتكب حرام خواهد شد؟
بله، اگر ولي دختر او را از ازدواج با كفو منع كند با اينكه دختر به آن علاقه دارد جايز است، و اين منع كردن چون برخلاف مصلحت دختر است، اعتبار اذن ولي ساقط ميشود، و نيز اگر عقد موقت به شرط داخل نكردن آله تناسلي در راه جلو و راه عقب باشد جايز است!([4]).
آيا اجازه ولي در مورد دوشيزه اگر بدون شرط دخول باشد شرط است؟ در عقد موقت اگر لفظاً عدم دخول شرط كرده شود اجازه ولي شرط نيست([5]).
أي شيعان با غيرت بفهميد كه اينان گرگ هايی هستند در لباس ميش ميخواهند ناموس و شرف شما را فاسد كنند خانه هايتان را ويران كنند و شما در غفلت بسر ميبريد بفهميد كه دزدان ناموس بسيار خطر ناكتر از دزدان اموال هستند
اينها مانند شيطانها انسان را گام به گام به پايين ميبرند از آنها بپرهيزيد. ﴿وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾ (البقرة: 168). «و از گامهاي شيطان پيروي مكنيد حقّا كه او دشمن آشكار شماست».
[1]- ن. ك مثلاً فروع الكافي 5/540.
[2]- ن. ك مثلاً فروع الكافي 5/542.
[3]- تحرير الوسيلة - الخميني 2/241.
[4]- مسائل وردود - محمد صادِ الصدر / چاپ اول 1416هـ - 1995م ص 55.
[5]- حواله مذكور.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر