۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه

دلایل کفر شیعه 2

دلایل کفر 2
در اصول کافی جلد 4 صفحه ی 446 کتاب فضل القرآن وفصل الخطاب صفحه ی 235 آمده است که: امام جعفر صادق ( رح ) می فرماید بی شک قران کریم که حضرت جبرئیل به طرف حضرت محمد (ص) آورد هفده هزار آیه بود .در اصول کافی جلد 4 صفحه ی 444 و تفسیر صافی جلد 1 صفحه ی 25 وتفسیر مرأة الانوار صفحه ی 36 وبصائر الدرجات صفحه ی 213 وفصل الخطاب صفحه ی 7وانوارنعمانیه جلد 2 صفحه ی 363 آمده است که: نزد امام جعفر صادق کسی قرآنی را تلاوت می کرد من کلامی را شنیدم که بغیراز آن قرآنی بود که مردم عادی می خوانند امام جعفر فرمود به این صورت نخوان همان طوری بخوان که مردم می خوانندتا زمانی که امام مهدی می آید وقتی که امام مهدی آمد قرآن به صورت اصلیش خوانده می شود وهمان قرآنی آورده می شود که حضرت علی آن را نوشته بود .در تفسیر مرأة الانوار صفحه ی 70 آمده است که : علت مبتلا شدن حضرت ایوب به مصائب این بود که در ولایت حضرت علی شک کرده بود .در حق الیقین صفحه ی 156 آمده است که: جمع کثیری از مسلمانان ابوبکر راظالم وغاصب دانند وتا روز قیامت او را واعوانش را لعنت کنند .در جلاء العیون صفحه ی 41 آمده است که : وآن ملعون روسیاه ( ابوبکر ) سبقت به عذاب الیم الهی اختیار کرده خلافت را قبول کرد واکثر مهاجرین وانصار وصیت احمد مختار وبیعت علی کرار را منظور نداشته از خدا شرم نکردند وبا آن ملعون بیعت کردند .در حیاة القلوب جلد 2 صفحه ی 680 وجلاءالعیون صفحه ی 45 آمده است که : عاقل را مجال آن نیست که شک نماید در کفر عمر ملعون وکفر کسی که عمر لعین را مسلمان داند .در جلاء العیون صفحه ی 137 آمده است که :بدترین خلق خدا عمرابن خطاب است .غلامحسین نجفی لعنتی در کتاب قول مقبول صفحه ی 420 می نویسد که :عثمان با مرده زنش ام کلثوم همبستری کرد.ودر صفحه ی 432 می نویسد که :دردنیا این اولین خلیفه ای است که مرز شرم وحیا را شکست وبا مرده ی زنش همبستری کرد .برادران مسلمان آیا شما کسی را با این عقاید مسلما ن می دانید فکر نکنم مسلمانی که بک ذره ایمان وغیرت دا شته باشد در دل قبول کند که این گمراهان مسلمان باشندامیدوارم همان طوری که از صدر اسلام تا به حال تمام مسلمانان وبزرگان ما بر همین عقیده بوده اند که این گروه کافر ومرتد هستند ما هم پیرو راه همان بزرگواران خود باشیم وبا مسلمان گفتن این دشمنان اسلام ایمان خود را به خطر نیندازیم .فتوای مولانا سلیمان ندوی در تاریخ 24/2/1408 هجری قمریفرقه ی اثنا عشری اگر قایل به تحریف قرآن است ومنکر ختم نبوت امی با شد در کفر او هیچ شکی نیست .فتوای امام العصر حبیب الرحمن اعظمی 7 صفر 1407شیعه ی اثنا عشری بی شک وشبه کافر ومرتد هستند .فتوای مولانا محمد ظهور ندوی مفتی دارالعلوم ندوة العلماء لکهنودر بین شیعه ها فرقه ی اثنا عشری که قایل به تحریف قرآن است واین عقیده را دارد که در قرآن آیات صریحی در مورد حضرت علی واهل بیت وجود داشته وآن ها را صحابه کرام خصوصا ابوبکر وعمر قطع وبرید کرده خارج کرده اندو قرآن موجوده ناقص است وهمین طور بخاطر داشتن عقیده امامت منکر ختم نبوت هستند وعقاید زیادی دارند که مخالف صریح کتاب الله ونصوص هستند در این صورت فرقه ی اثنا عشری کافربوده واز دایره اسلام خارج هستند .فتوای مفتی اعظم پاکستان ورئیس دارالافتائ جامعه العلوم الاسلامیه کراچی حضرت مولانا مفتی ولی حسن صاحب .شیعه ی اثنا عشری ورافضی کافر هستند وجائز نیست که مسلمانان با آنان مواصلت نمایند ودر نماز جنازه شان شرکت کنند وذبیحه ی آنان حلا ل نیست وآنان را درقبرستان مسلمانان دفن نکنید .بله دوستان صحابه کسانی هستند که الله تعالی در قرآن در مورد آنان در سوره فتح آیه ی 29 می فرمایدحضرت محمد ( ص ) رسول خداوند است وکسانی که همراه او هستند ( صحابه کرام ) در مقابل کفار سخت ودر بین هم مهربان هستند ای مخاطب تو می بینی که گاهی در حالت رکوع هستند وگاهی در حالت سجده وفضل الله تعالی را جستجو می کنند آثار سجده را بر پیشانی شان می بینی این ها اوصافی است که در تورات وانجیل آمده است .وپیامبر اکرم (ص ) درروایتی از ترمذی در مورد صحابه کرام می فرماید :در مورد صحابه ی من از الله بترسید در مورد صحابه ی من از الله بترسید آن ها را بعد از من مورد تنقید قرار ندهید چونکه هر کس با آنان محبت کرد از روی محبت من با آنان محبت کرده است وهر کس آنان را اذیت کرد گویا مرااذیت کرده وهرکس مرا اذیت کرد گویا الله تعالی را ایذا داده است پس نزدیک است که الله تعالی اورا بگیرد.دوستان این نااهلان کسانی هستند که بر الله تعالی ایراد می گیرند ودشمنان الله ورسول او هستند پس ما هم باید دشمنان الله را دشمن خود بپنداریم چون این یکی از نشانی های ایمان است والله تعالی درسوره نسائ آیه ی 144 می فرماید :یاأیُهاالَّذِینَ آ مَنُوا لا تَتَّخِذُواالکَافِرِینَ اَولِیاءِ مِن دُونِ المُومِنِینَ . ای کسانی که ایمان آورده اید مومنین را ترک نکنید وبا کافرین دوستی نکنید .در تمام اعصار تمام علما بر کفر شیعه متفق بودند پس چه شده که فتوای ما عوض شده آیا شیعه ها از عقایدشان برگشته اند ؟ فیصله خودتان بکنید .

دلایل کفر شیعه 1

دلایل کفر
در کتاب تذکرة الائمه ص 64 ملا باقر مجلسی می نویسد :
خدا جبرئیل را به علی فرستاد او به غلط به محمد رفت از آنکه محمد به علی غراب که غراب مانددر این جمله ملا باقر مجلسی می گوید چون که حضرت علی و حضرت محمد (ص) بسیار شبیه هم بودند و او مثل کلاغ را می زند که کلاغها چقدر شبیه هم هستند آنان هم همانقدر شبیه هم بودند اولاً پیامر (ص) را شبیه کلاغ دانستن بزرگترین گستاخی است و دوماً اشتباه جبرئیل بزرگترین کفر است خمینی در کشف الاسرار ص 107 می نویسد : ما خدایی را پرستش می کنیم و می شناسیم که کارهایش بر اساس عقل پایدار و به خلاف گفته عقل هیچ کاری نکند نه آن خدا که بنای مرتفع از خدا پرستی و عدالت و دین داری بنا کند و خود بخرابی آن بکوشد و یزید و معاویه و عثمان و از قبیل چپاول چی های دیگر را بمردم امارت دهد .پس بدانیم که همان مالک زمین و آسمان بود که حضرت عثمان را امارت داد و شیعه ها این مالک زمین و آسمان را چون عثمان را امارت داده پرستش نمی کنند و حقیقتاً چون پیامبر آنها حضرت علی است پس خدایشان هم خدایی دیگر و قرآن آنان هم قرآنی دیگر همانطور که خدای آنان رب العالمین نیست پیامبر آنان حضرت محمد نیست چون به خطای جبرئیل پیامبر شده قرآن آنها هم این قرآن عام مسلمین نیست همانطوری که در روایت اصول کافی ص 332 ج 1 مترجم فارسی تفسیر البرهان ج1 ص 15 فصل الخطاب ص 4 تفسیر صافی ج 1 ص 11 تفسیر مراة الانوار ص 37 بصائر الدرجات ص 213 آمده است که : عن جابر قال سمعت ابا جعفر (ع) یقول ما ادعی احد من الناس انه جمع القرآن کله کما انزل الله الا کذاب و ما جمعه و حفظه کما نزله الله الا علی ابن ابی طالب علیه السلام و الائمه من بعد... ( جابر می گوبد از امام باقر شنبده هر کسی که ادعا کند که قرآن کریم را بصورت کامل جمع آوری کرده او دروغگو است چونکه قرآن کامل را فقط حضرت علی و ائمه بعد از او جمع آوری کرده اند ) حال متوجه شدیم که تمام امت متفق هستند که قرآن توسط حضرت عثمان جمع آوری شده ولی شیعه ها این را قبول ندارند و این قرآن را تحریف شده می دانند با این عقاید فتاوای چهارده قرن از علماء اهل اسلام فتوای کفر شیعه یوده .
فتوای علامه کمال الدین معروف به ابن الهمام متوفی سال 681 : ان انکر خلافة الصدیق او عمر (رض) فهو کافر فتح القدیر ج1 ص 304 طبع بیروت به تحقیق کسی که منکر خلافت ابوبکر و عمر باشد پس او کافر است . فتوای علامه ابن عابدین شا می لا شک فی تکفیر من قزف سیده عایشه ( رض) او انکر صحبه الصدیق رد المختار ج2 ص 294 کسی که به حضرت عایشه تهمت بزند و منکر صحابیت ابوبکر باشد در کفر او شکی نیست .
و در فتاوای عالمگیری که در زمان سلطان اورنگ زیب گروه زیادی از علماء این فتاوی را صادر کرده اند آمده است : الرافضی اذا کان یسب الشیخین و یلعنهما العیاذبا الله فهو کافر رافضی اگر در حق ابوبکر و عمر گستاخی کنند و آنان را لعنت کنند کافر هستند . این فتاوای بزرگترین کتابهای اهل سنت در حق روافض هستند حال فتوای شما چیست آیا فتوای شما غیر از این است که شیعه های معاصر از عقیده خود برگشته اند در آذر ماه 1384 زمانی که سی دی های عبد المالک ریگی در اثبات کفر شیعه در استان پخش شدند امام جمعه اهل تشیع در سراوان محمدیان در جلسه ای که تمام روساء مدارس و ادارات را در مدرسه نمونه امام سجاد سراوان جمع کرده بود گفت ما این عقیده ها را نداریم یک ملا هزار سال قبل یک کتابی نوشته ما آن را قبول نداریم . سوال این جا است که آیا کشف الاسرار خمینی مال هزار سال قبل است جمله توهین آمیز به ام المومنین عایشه در 10/6/84 در روزنامه جام جم مال هزار سال قبل است؟ جمله توهین آمیز به حضرت عایشه در مجله خانواده سبز شماره 195 مال هزار سال قبل است؟ جملات کفریه تیجانی در صدا و سیما در رمضان 86 مال هزار سال قبل است .؟ دوستان شیعه ها همان عقاید کفریه خود را دارند پس چرا فتوای ما بعد از 14 قرن عوض شده؟ سوال اینجاست ، آنرا در آینده می خوانیم .

حقیقتی غیرقابل انکار










حقیقتی غیرقابل انکار
مذهب شیعه یکی از خرافی ترین ومزخرف ترین مذاهب کره ی زمین است که بر اثر خرافات چند آخوند احمق بوجود آمده است وتمام آخوند های بی غیرت مردم بیچاره را استحمار کرده واز مال وناموس آن ها سوء استفاده می کنند وبه بهانه ی خمس وسهمیه ی امام زمان مال مردم را به غارت برده ودر عیاشی خود استفاده می کنند وبوسیله ی حکم منحوس صیغه به ناموس آنان حمله می کنند



بِأیّ ذَ نبٍ ضُرِبَت در طول تاریخ تمام مذاهب برای ملت خود آسانی وآسایش به همراه آورده اند و اسلام واحکام آن برای مسلمانان سبب آسایش در دنیا وآخرت است .مگر امام حسین رضی الله تعالی عنه را چه کسی به شهادت رسانده ؟ آیا شیعیان نبودند که او را دعوت کرده وتنهایش گذاشتند . پس ببینیم خود ائمه چه فیصله ای کرده اند . امام زین العابدین ( رح ) می فرماید : «اينها برما گريه ميكنند ! مگر ما را جز آنها چه كسي كشته است ؟!» احتجاج 2/29
رأي امام باقر(ع) در مورد شیعیان خدا را شكر:« اگر همه مردم هم، شيعه ما مي بودند، حتما سه چهارم شان در باره ما شكاك(شك كننده) و يك چهارم ديگرشان احمق مي بودند »رجال كشي ص 79




رای امام حسین رضی الله تعالی عنه در مورد شیعیان در میدان کربلا
نفرين بر طاغوت:« اما شما در بيعت ما همچون پرنده ( الدباء) از عجله كار گرفتيد و همانند پروانه شتاب زده شديد و بلا فاصله عهد تان را شكستيد پس نفرين و هلاكت و نابودي باد برطاغوت هاي اين امت و گروهي هاي ديگر و آنانيكه كتاب را بفراموشي سپردند و شما هم كه داريد مارا خوار ميگذاريد و ميكشيد، هان لعنت خدا برستمگران باد »احتجاج 2 طبرسي/42
از مفضل بن عمر روايت است كه گفت :از امام صادق- عليه السلام -شنيدم كه ميفرمودند:« لوقام قائمنا بدأ بكذابي الشيعة فقتلهم»-هرگاه امام قائم ظهور كند از شيعيان دروغين شروع خواهد كرد و آنان را خواهد كشت.رجال كشي/253چرا امام قائم ازشيعيان دروغين شروع ميكند و اول آنان را ميكشد؟!زيرا تهمتها و دروغهايي كه آنان ساخته اند و به نام دين واهل بيت (ع) به خورد مردم داده اند خيلي زشت است و پيامدهاي خطرناكي دارد مانند صيغه و لواط و خمس و تحريف قرآن و بداء و رجعت وغيره كه متأسفانه همه جزو ايمان! قرار گرفته است، پس ﭺه كسي از شمشير امام قائم نجات خواهد يافت؟! عجل الله فرجه الشريف؟!!.

و از امام صادق- عليه السلام- روايت است كه فرمودند:« ما انزل الله سبحانه آية في المنافقين الا وهي فيمن ينتحل التشيع!! »-خداوند پاك هيچ آيه اي در باره منافقين نازل نفرموده مگر اينكه بر پيروان تشيع تطبيق ميورد!!.رجال كشي ص/254بيوگرافي ابو الخطابجانم و پدر و مادرم فداي امام صادق- عليهم السلام -باد خوب شناخته است! پس وقتي تمام آيات نفاق بركساني كه از تشيع پيروي ميكنند تطبيق ميخورد چگونه من با آنان همراه باشم؟! آيا بازهم درست است كه ادعا كنند از مذهب اهل بيت- عليهم السلام- پيروي ميكنند؟ و آيا بازهم ادعاي محبت اهل بيت -عليهم السلام- صادق است ،اينك پاسخ همه آن پرسشهايي كه همواره مرا به حيرت واداشته و ذهنم را به خود مشغول ميداشت در يافتم.



توهين شیعیان به به ام كلثوم(ع) !چاره اي نبود؟ :هنگامي كه اميرالمؤمنين –عليه السلام- دختر شان ام كلثوم را به نكاح عمر بن خطاب دادند چرا دشمني با اهل بيت را مانع اين وصلت ندانستند!؟، ابو جعفر كليني از امام صادق- عليه السلام- نقل مي كند كه ايشان در باره آن ازدواج فرمودند:« إن ذلك فرج غصبناه » !!!-آن فرجي بود كه از ما غصب شد
فروع كافي 2/141ازگوينده اين سخن مي پرسيم: آيا عمر با ام كلثوم ازدواج شرعي كردند؟ يا اينكه او را به زور غصب نمود ؟ كلام صادق- عليه السلام –معنايش آشكار است آيا ممكن است ابوعبدالله چنين سخن پوچي در باره بيت طاهرة حضرت علي-عليه السلام - بفرمايند؟و انگهي اگر عمر ام كلثوم را غصب نمود پدرش اسدالله صاحب ذوالفقار و قهرمان قريش چگونه به اين ذلت تن داد و از ناموسش دفاع نكرد!؟.

عبدالله بن سبا افسانه یا حقیقت ؟


عبد الله ابن سبا افسانه يا حقيقت ؟
آنچه در نزد ما شيعيان رايج است اينست كه عبد الله ابن سبا يك شخصيت خيالي است كه هيچ حقيقتي ندارد ، و اهل سنت براي وارد كردن طعن بر شيعه و معتقدات آنان اين افسانه را اختراع كرده اند ، و آغاز تشيع را به او نسبت مي دهند تا اينكه مردم را از شيعيان و مذهب اهل بيت –عليهم السلام - باز دارند .بنده از علامه محمد حسين آل كاشف الغطاء در باره ابن سبا ﭗرسيدم ايشان فرمودند: ابن سبا افسانه اي است كه اموي ها و عباسي ها بخاطر كينه اي كه با اهل بيت اطهارعليهم السلام داشته اند اختراع كردند بنابرين يك شخص عاقل نبايد خودش را با اينگونه افسانه ها مشغول كند.اما در كتاب معروف ايشان ( اصل الشيعه و اصولها ص40-41) مطلبي ديدم كه بر وجود اين شخصيت دلالت مي كند، مي فرمايد:« اما عبد الله بن سبا الذين يلصقونه بالشيعة و يلصقون الشيعة به فهذه كتب الشيعة بأجمعها تعلن لعنه و البراءة منه ...»-و اما عبد الله بن سبا ،كساني كه او را به شيعه و شيعه را به او ميچسبانند ، - بايد بدانند كه - همه كتب شيعه بطور كلي لعن خودشان را بر او و بيزاري از او را اعلان مي كنند... .بدون شك اين اعتراف به وجود اين شخصيت است ، وقتي از خود ايشان توضيح خواستم فرمودند:آنچه من گفتم تقيه است ، چونكه كتاب مذكور مخاطبانش اهل سنت هستند ، لذا در ادامه نوشته ام كه : (بعيد به نظر نميرسد گفته كسي كه مدعي است عبد الله ابن سبا - وامثال آن - همه افسانه هايي است كه داستان سرايان و خيال بافان اختراع كرده اند).آقاي مرتضي عسكري كتابي تاليف كرده بنام (عبدالله بن سبا و افسانه هاي ديگر) كه درآن وجود چنين شخصيتي را انكار كرده است ، چنانكه آقاي محمد جواد مغنية در مقدمه اش بركتاب مذكور از وجود شخصيت ابن سبا منكر شده است ،اما اگر كتب معتبر خودمان را ورق بزنيم مي بينيم كه ابن سبا يك شخصيت حقيقي است گرچه علماي ما يا تعدادي از آنان وجودش را منكر شوند، اينك ملاحظه فرمائيد :
ابن سباء درعُمق روايات
1-كسي از امام باقر- عليه السلام- روايت ميكندكه فرمودند:«عبدالله بن سبا مدعي نبوت بود، وعقيده داشت كه نعوذ بالله اميرالمؤمنين خودش خداست ، وقتي به امير المؤمنين خبر رسيد او را فراخواندند، و در مورد از وي پرسيدند، اعتراف كرد و گفت : آري، تو خدايي، در دلم آمده است كه تو خدايي ومن پيامبرم، امير المؤمنين عليه السلام فرمودند: هلاكت برتو باد، شيطان ترا مسخره كرده است ،مادر مرده! فورا برگرد و توبه كن، وي انكار كرد ، او را زندان كردند و سه روز به او مهلت دادند كه توبه كند ولي توبه نكرد بنا براين اميرالمؤمنين او را به آتش انداختند و فرمودند : شيطان او را فريب داده بود ، و چنين كفرياتي را در دلش وسوسه مي كرد »رجال كشي1/702- و از امام صادق- عليه السلام- روايت است كه فرمودند:« خداوند لعنت كند عبد الله بن سبا را كه در بارة امير المؤمنين -عليه السلام- ادعاي ربوبيت ميكرد، و به خدا سوگند كه اميرالمؤمنين- عليه السلام - جز بندة فرمانبرداري براي خدا نبود ، هلاكت باد بركسي كه برما دروغ مي بندد ، عدة در باره ما چيزهايي را ادعا ميكنند كه خودمان در بارة خود ادعا نكرده ايم ، از آنان بيزاريم و به خدا پناه مي جوييم»رجال كشي 1/713-مامقاني مي فرمايد:« عبد الله بن سبا كسي است كه به كفر بازگشت و اظهار غلو نمود ومي فرمايد:"غالي مطعوني است كه اميرالمؤمنين او را با آتش سوزاند، وي معتقد بود كه علي -عليه السلام- خدا و خودش پيامبرست »تنقيح المقال ج2 / 183-1824-نوبختي مي فرمايد:« سبائيها به امامت علي قائل بودند، و اعتقاد داشتند كه امامت فرض است و از سوي خدا تعيين مي گردد، آنها پيروان عبد الله بن سبا هستند ، ابن سبا از كساني بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان و ديگر صحابه آشكارا طعن وارد مي كرد و از آنان بيزاري مي جست و مدّعي بود كه علي -عليه السلام- او را به اين كار مكلف كرده است، اميرالمؤمنين از وي در اين باره توضيح خواستند ، او اعتراف نمود، بنابرين دستور به قتلش دادند، مردم سراسيمه پيش امير المؤمنين رفتند وگفتند : آيا كسي را ميكشي كه به محبت شما اهل بيت دعوت مي كند و بسوي ولايت شما و بيزاري از دشمنان شما مي خواند ، بنا براين او را به مدائن تبعيد كردند »5- نيز مي فرمايد:« عده اي از اهل علم حكايت كرده اند كه عبد الله بن سبا مردي يهودي بود كه مسلمان شد ، و با علي (ع)دوستي كرد، او قبلاً، كه هنوز يهودي بود در باره يوشع بن نون كه پس از موسي- عليه السلام- آمد همين مقوله را مي گفت وقتي كه مسلمان شد در باره علي بن ابيطالب (ع) نيز چنين ادعائي كرد . او اولين كسي بود كه از فرض بودن امامت علي -عليه السلام -و اظهار بيزاري از دشمنانش سخن گفت از اينجاست كه كساني كه با شيعه مخالفند مي گويند: اصل رفض از يهوديت است »فرق الشيعة ص 32-446-سعد بن عبدالله اشعري قمي در آغاز سخنش از سبائيت مي فرمايد:« سبائيها پيروان عبد الله بن سبا هستند ،او عبد الله بن وهب راسبي همداني است،عبد الله بن خرسي وابن أسودكه از معتمدترين يارانش بودند او را در اين كار ياري كردند، وي اولين كسي بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان آشكارا طعن وارد كرد و از آنان اعلان بيزاري نمود »المقالات والفرق ص 207-ابن ابي الحديد تصريح كرده كه درحالي كه علي-عليه السلام- خطبه مي خواند عبد الله بن سبا بلند شد وگفت:( أنت أنت ) تويي تويي، چندين بار اين جمله را تكرار كرد ، حضرت علي فرمودند:« نفرين بر تو باد من كيستم ؟ گفت: ( أنت الله ) تو خدايي، دستور دادند كه او را با پيروانش دستگير كنند »شرح نهج البلاغه ج 5/58-آقاي نعمة الله جزائري مي فرمايد:« عبد الله بن سبا به اميرالمؤمنين گفت: تو الهِ بر حقي ، أمير المؤمنين او را به مدائن تبعيد كردند، او از يهوديت مسلمان شده بود ، و مانند آنچه كه به حضرت علي- عليه السلام -گفت در يهوديت به يوشع بن نون و موسي -عليه السلام- مي گفت »الانوار النعمانية ج 2 /234
نتيجه گيري
اين بود چند تا روايت از كتب معتبر و متنوع كه در علوم رجال وفقه و فرق بود، بخاطر آنكه مطلب زياد طولاني نشود از روايات بي شمار ديگري كه در كتب مختلف وجود دارد صرف نظر كرديم ، كه همه آنها شخصيتي را ثابت مي كنند كه اسمش عبد الله بن سبا است، بعد از اين ديگر ممكن نيست كه از وجود او منكر شويم خصوصا اينكه اميرالمؤمنين- عليه السلام- او را به خاطر مقوله كفر آميزي كه گفته بود عذاب داد، معناي اين سخن آن است كه حضرت اميرالمؤمنين ، عبد الله بن سبا را ديده است ، و اين خود براي اثبات شخصيت او كافيست كه ديگر جاي انكار باقي نميماند.آنچه از نصوص گذشته بر ميآيد اين است :1 - اثبات شخصيت ابن سبا ووجود فرقه اي كه او را ياري مي كردند، و حرف او را مي زدند كه اين فرقه "سبائيت" نام دارد.2- ابن سبا، مردي يهودي بود كه مدعي اسلام شد،گر چه او تظاهر به اسلام نمود ، اما حقيقت اين است كه او بر يهوديتش باقي ماند و بر اساس آن سمپاشي كرد.3- او اولين كسي بود كه بدعت طعن بر ابوبكر و عمر و ديگر صحابه- رضوان الله عليهم- را اختراع نمود.4-او اولين كسي بود كه از امامت امير المؤمنين- عليه السلام- سخن گفت.5- و او اولين كسي بود كه مدعي شد امير المؤمنين وصي پيامبر - صلي الله عليه و آله- است.طبعا اين مقوله را از يهوديت نقل كرده بود وچنين وانمود ميكرد كه گويا با اهل بيت (ع)محبت دارد ، لذا به ولايت آنان و بيزاري از دشمنانشان - كه گويا صحابه پيامبر بودند _ دعوت مي كرد .بنابرين عبد الله بن سبا يك شخصيت حقيقي است كه نميتوان انكارش كرد و نه از كنارش به آساني گذشت لذا با صراحت در كتب و مصادر معتبر ما از او سخن رفته است ، براي اطلاع و آشنائي بيشتر با ابن سبا مي توانيد به كتب ذيل مراجعه فرمايد:غارات ثقفي، رجال طوسي،رجال حلي،قاموس الرجال تستري،دائرة المعارف اعلمي حائري موسوم به مقتبس الاثر،الكني و الالقاب از عباس قمي،حل الاشكال بن طاووس،رجال بن داود،تحرير طاووسي،مجمع الرجال قهبائي،نقد الرجال تفرشي،جامع الرواة مقدسي اردبيلي،مرآة الانوار محمد بن طاهر عاملي و مناقب آل ابي طالب از ابن شهر آشوب.اينها- كه البته نمونه است ونه حصر- و تعداد كثيري از ديگر مصادر معتمد ما همگي اتفاق دارند كه ابن سبا يك شخصيت واقعي است كه هرگز نمي توان از تاريخ حذفش كرد، ولي تعجب ميكنم كه علماي معاصر ما امثال مرتضي عسكري و محمد جواد مغنية و ديگران چرا اصرار دارند كه از وجود ابن سبا منكر شوند ؟ در حالي كه ادعاي آنان كاملا بي اساس است.

جمله ای زیبا از حضرت علی در باره حضرت ابوبکر

جمله ای زیبا از حضرت علی در باره حضرت ابوبکر
خدمات شايسته صديق اکبررضی الله عنهلله بلاءُ ابی بکرٍ فَلَقَد قَوُم الاود و داوی العمد واَقَامُ السُنَّه وخلَّفُ البدعه ( نهج البلاغه ج 2)«پاداش نيک ابوبکررضی الله عنه نزد خدا است، زيرا او کجی ها را راست کرد، بيماران را مداوا نمود،سنت را بر پاداشت و بدعت را نابود ساخت»اظهار عقيدت حضرت جعفر صادق رضی الله عنه نسبت به خليفه او رضی الله عنه سئِلَ الامام ابو جعفر(ع) من حليه السيف هل يجوز؟ فقال نعم قد حلَّی ابوبکررضی الله عنه سيفهُ بالفضهِ. فقال الراوی أَ تقول هکذا؟! فوثب الامام عن مکانه فقال نعم الصديق ،نعم الصديق، نعم الصديق فمن لم يقل له الصديـق فلا صـدق الله قوله فی الدنيـا ولآخرهٍ .«از حضرت ابو جعفررضی الله عنه سئوال شد آيا تزيين شمشير جايز است يا خير؟ فرمودنـد: بلـه به دليل اينکه ابوبکر صديـق رضی الله عنه شمشيرش را با نقـره تزيين کرده است. راوی گفت: آيـا شما هم او را صديق می خوانيد؟! بله من هم وی را صدطق می خوانم. بله من هم وی را صديق می خوانم.بله من هم اورا صديق می خوانم.کسی که وی راصديق نگويد حق تعالی گفتة اورا نه دردنِيا ونه درآخرت تصديق نکند.»

شهدای گمنام اهل بیت همراه امام حسین

شهدای گمنام اهل بیت همراه امام حسین

يكي از نشانه‌هاي محبت و دوستي امير المؤمنين علي نسبت به خلفا اين است كه ايشان سه تا از پسرانش را بنام‌هاي خلفا يعني: ابوبكر، عمر و عثمان نام گذاري‌كرده است كه همه در کنار برادرشان امام حسين در كربلا مبارزه كرده و به شهادت رسيدند، و مؤرخان شيعه اين نام‌ها را در كتاب‌های شان ذكركرده‌اند، نام ابوبكر بن علي بن ابي‌طالب را شيخ مفيد در «الارشاد/248» و طبرسي در « اعلام الوري/203» و اربلي در «كشف الغمه 1/440 » و قمي در «منتهي الامال 1/528» و باقر شريف در «حياة الحسين1/270» و هادي نجفي در «‌يوم الطف 174ـ171 » و صادق مكي در «مظالم‌ اهل بيت/ 8 » و ابن شهر آشوب در «مناقب آل‌ابي‌طالب3/305» ذكر كرده‌اند. و نام عمر بن علي بن ابي‌طالب را شيخ مفيد در «الارشاد/186» و طبرسي در «‌اعلام الوري/203» وابن آشوب در « مناقب آل ابي‌طالب «3/304 » و اربلي در «كشف الغمه1/440» و نجفي در «يوم الطف/188» ذكر كرده‌اند.
و نام عثمان بن علي بن ابي‌طالب را شيخ مفيد در «الارشاد/186و 248» وطبرسي در «اعلام الوري/212» و اربلي در «كشف الغمه1/580 ـ 575» وقمي در «منتهي الامال‌1/526» و شريف قريشي در «حياة الحسين3/254» و هادي نجفي در «يوم الطف /167» و ‏صادق مكي در « مظالم اهل بيت 258» ذكر كرده‌اند.
و نام عمر بن علي بن ابي‌طالب را شيخ مفيد در «الارشاد» و طبرسي در «اعلام الوري» و صادق مكي در «مظالم اهل بيت/254» ذكر كرده‌اند.
بزرگواران مذكور، طبق نقل شيعياني كه در اين مختصر ذكر كرديم، در كربلا به شهادت رسيدند، الله همه‌ي آنان و پدران‌شان را رحمت كند ناگفته پيداست كه اين نام‌گذاري توسط امام علي و اهل بيت نشانه‌اي از پيوند محبت آميز اهل بيت و خلفاي سه گانه است و گفتني است كه تنها امام علي و امام حسن نبودند كه فرزندان‌شان را بنام خلفا نام‌گذاري كرده‌اند، بلكه امام حسين نيز نام يكي از فرزندانش را بنام عمر نام‌گذاري كرده است كه در هنگام شهادت امام هفت ساله بوده است.
وامام زين العابدين، امام چهارم شيعيان اماميه( دوازده امامي) پسري بنام عمر داشته است كه شيخ مفيد نام او را در «الارشاد» ذكر كرده است. و حر عاملي درباره او مي‌گويد:
شخصيت فاضل و بزرگواری است كه صدقات بنام پيامبر و امير المؤمنين جمع آوري می كرد و پرهيزكار و با تقوا بود. (خاتمه الوسائل)
مرتضي عسكري كه به علامه، محقق و فردي آگاه در بین شیعه شهرت دارد، در كتابش «معالم المدرستين3/127» اسم‌هاي سه پسر علي بن ابي‌طالب بنام‌هاي ابوبكر، عمر و عثمان رضوان الله علیهم را ذكر كرده است و ترديدي نيست كه انسان براي‌فرزندانش محبوب‌ترين نام‌ها را انتخاب مي‌كند، لذا مي‌توانيم ادعا كنيم از محبوب‌ترين نام‌ها نزد علي علیه السلام اسم های ابوبكر، عمر و عثمان بوده است.

تعریف امام علی از شیعیان نا خلف

تعریف امام علی از شیعیان نا خلف 1
از شما خواستم‌ براي‌ جهاد حركت‌ كنيد، حركت‌ نكرديد. شما را تفهيم‌ و توجيه‌كردم‌، نفهميديد. مخفيانه‌ و علناً شما را دعوت‌ كردم‌، اجابت‌ نكرديد. صبح‌ صفوفتان‌ را استوار مي‌كنم‌، غروب‌ چون‌كمان‌ خم‌ مي‌شويد. اي‌ كسانيكه‌ جسمهايتان‌ حاضر اما عقلتان‌ غايب‌ است‌، رهبرانتان‌ گرفتار اختلاف‌ رأي‌ شما هستند.اميرتان‌ حكم‌ خدا را اطاعت‌ مي‌كند اما شما حكم‌ او را به‌ جاي‌ نمي‌آوريد. امير اهالي‌ شام‌ نافرماني‌ خدا را مي‌كند، اماآنها مطيع‌ او هستند. به‌ خدا دوست‌ دارم‌ با معاويه‌ معامله‌ كنم‌، دينار در ازاي‌ درهم‌. از من‌ ده‌ نفر بگيرد و يك‌ نفر از آنها رابه‌ من‌ بدهد. خدا را سپاس‌ مي‌گويم‌ از آنچه‌ مصلحت‌ نموده‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ مرا توسط‌ شما در آزمون‌ قرار داده‌ است‌. اي‌گروهي‌ كه‌ به‌ آن‌ چه‌ دستور داده‌ مي‌شويد پيروي‌ نمي‌كنيد و چون‌ دعوت‌ داده‌ شويد اجابت‌ نمي‌كنيد. سوگند به‌ خدا،چون‌ اجل‌ من‌ فرا رسد، خداوند ميان‌ من‌ و شما جدايي‌ مي‌فكند، من‌ از همنشيني‌ شما بيزارم‌. آيا شگفت‌ نيست‌ كه‌معاويه‌ ستمگران‌ فرومايه‌ را مي‌خواند، از او اطاعت‌ مي‌كنند بدون‌ هيچگونه‌ چشمداشتي‌، من‌ شما را دعوت‌ مي‌كنم‌ بابذل‌ و بخشش‌ اما از من‌ پراكنده‌ مي‌شويد و با من‌ مخالفت‌ مي‌كنيد. (نهج‌ البلاغه‌ ج‌2 ص‌100)
جملاتی زیبا از حضرت علی نسبت به شیعیان کسانی که در لباس نفاق خود را شیعیان او می دانند وپشت سر آنها میلیون ها حدیث دروغین درست کرده خلاف قرآن مذهب تجاری درست کرده اند ومال و ناموس شیعه را به فروش گذاشته اند در این روایت شما خوانندگان عزیز خود بر این جملات کمی فکر بکنید که دل ائمه چقد از این منافقان ومشرکان ویهودیان اصیل ( شیعه فعلی ) خون بوده است این ها اگر چه خود را دوستدارا ن ائمه خطاب کردند ولی دشمنان اصلی اهل بیت این کُرّه ها هستند ودر نزد ائمه به اندازه يك جو هم ارزش نداشته اندو ندارند ونخواهند داشت لعنت الله عليهم اجمعين الي يوم الدين

تعریف امام علی از شیعیان ناخلف 2


تعریف امام علی از شیعیان ناخلف 2
از شما به‌ چندين‌ غم‌ و اندوه‌ مبتلا هستم‌. اول‌ اينكه‌ با اينكه‌ گوش‌ داريد اما كر هستيد. دوم‌اينكه‌ حرف‌ مي‌زنيد اما در واقع‌ لال‌ و گنگ‌ هستيد. و سوم‌ اينكه‌ با وجوديكه‌ چشم‌ داريد، اما نمي‌بينيد. به‌ هنگام‌ جنگ‌در پايمردي‌ چون‌ آزادگان‌ نيستيد و در هنگام‌ سختي‌ و بلا چون‌ برادران‌ قابل‌ اعتماد نيستيد. اي‌ كسانيكه‌ بسان‌ شتراني‌هستيد كه‌ ساربانشان‌ را گم‌ كرده‌اند، اگر از يك‌ سو شما را جمع‌ مي‌كنند از سوي‌ ديگر پراكنده‌ مي‌شويد. (نهج‌ البلاغه‌ص‌188 و 189)
الله تعالی چه زیبا فرموده : لَهُم آذانٌ لا یَسمَعونَ بِهَا. شیعه ها گوش دارند ولی نمی شنوند.
لَهُم أَعیُنٌ لایُبصِرُونَ بِهَا شیعه ها چشم دارند ولی نمی بینند
لَهُم قُلُوبٌ لایَفقَهُونَ بِها شیعه ها قلب دارن ولی باز هم نفهمند
(تفسیر امام علی )
حقیقت است چون این قوم یهودی الاصل به هیچ اصلی ایبند نیست هزاران جمله زیبا در مورد خلفاء ثلاثه در کتاب امام علی موجود است ولی باز هم این گروه ضاله به آن ها توهین می کند لذا نفهم هستند کسانی که حتی حرف های امامی که دم از عشقش را می زنند هم نمی فهمند
أُولَئِک کَاالأَنعَامِ بَل هُم أَضَلّ راست گفته الله تعالی که این ها از حیوانات هم پست ترند چون حیوان هر چه باشد باز هم کمی شعور فطری دارد .ولی من متاسفم

خشم امام موسی کاظم از شیعیان مرتد


خشم امام موسی کاظم از شیعیان مرتد
كليني‌ از امام‌ موسي‌ كاظم‌ كه‌ يكي‌ از امامان‌ شيعه‌ است‌ روايت‌ مي‌كند كه‌ گفته‌ است‌: وجه‌ تمايز شيعيان‌ ما از ديگران‌ اين‌است‌ كه‌ شيعيان‌ ما توصيف‌ كنندگاني‌ بيش‌ نيستند و هرگاه‌ آنها را بيازمائيد، ايشان‌ را مرتد خواهيد يافت‌.
(الكافي‌،الروضه‌، ج‌8 ص‌228)
حقیقتا این جمله ی امام موسی کاظم را باید با طلا نوشت چون اصلیت وحقیقت شیعه ملعون را ظاهر کرده است چون شیعه فقط وفقط یعنی روضه ونوحه ! نه برای مذهبش دلیلی دارد نه در فطرتش غیرتی ونه در سرش منطقی اینان مرتدانی بیش نیستند که امامان خود را فروختند وبعد از فروختن آن ها بر آنها نوحه می کنند مگر امامان را چه کسی جز این مرتدان ملعون کشته است جمله امام زین العابدین خیلی زیباست آن جا که می فرماید
«اينها برما گريه ميكنند ! مگر ما را جز آنها چه كسي كشته است ؟!»
احتجاج 2/29

این گروه منافقانی روباه صفت حیا وناموس فروش و مرتدانی هستند که از هیچ چیز شرمی ندارند آخوند های آنان برای پرکردن شکم وسیر کردن زیر شکم هزاران روایات ساخته وبه نام ائمه دارند مردم را استحمار می کنند .

خرافات کفر آمیز شیعه از کتب شیعه


خرافات کفر آمیز شیعه از کتب شیعه
اين كه اين دوازده امام در هر صفت مثل رسول خدا هستند. در معصوميت و افتراض طاعت و فضيلت وغيره تمام اوصاف مماثل و مساوي آنحضرت صلى الله عليه وسلم در اصول كافي ص 114 از امام جعفر صادق مي آرد كه:
ما جاء به علي آخذ به وما نهي عنه أنتهي عنه. جري له من الفضل مثل ما جري لمحمد ولمحمد الفضل علي جميع ما خلق الله عزوجل. والمتعقب عليه في شيء من أحكامه كالمتعقب علي الله وعلي رسوله والراد عليه في صغيرة أوكبيرة علي حد الشرك بالله. كان أميرالمؤمنين باب الله الذي لايؤتي الأمنة وسبيله الذي من سلك بغيره يهلك وكذلك يجري لائمة الهدي واحد بعد واحد.

آنچه علي آورده است آن را ميگيرم و از هر چه او منع كرده باز مي مانم، بزرگي علي مثل آن بزرگي است كه محمد را حاصل است. و محمد را بزرگي بر تمام مخلوق خداوند عزوجل حاصل است. و اعتراض كننده بر علي در چيزي از احكام او مانند اعتراض كننده است بر خدا و رسول او و ردكننده ي قول علي در چيزي صغير يا كبير در مرتبه شرك بالله است. اميرالمومنين علي دوازده خدا بود كسي تا خدا نه رسد بغير توسط وي اميرالمومنين راه خدا بود كسي كه بر راه ديگر رود هلاك خواهد شد. و همين است بزرگي تمام ائمه يكي بعد ديگري.
ازين حديث ظاهرست كه شان دوازده امام مساوي شان رسول خدا و افضل از سائر انبيا عليهم السلام است. همين حديث را مصنف حمله حيدري نظم كرده كه
همه صاحب حكم بر كائنات

همه چون محمد منزه صفات

سلام بر دوستان


سلام بر دوستان
در بین تمام ادیان واقوامی که الله تعالی در دنیا خلق فرموده است بهترین وحساس ترین هدیه ای که به آ ن ها عطا نموده است حیا وناموس است . والله تعالی آن قدر به این مسئله توجه می نماید که برای هر مسئله ای دو شاهد را کفایت قرار داده است ولی در این مورد استثناء است وکمتر از چهار شاهد را الله تعالی قبول نمی کند چرا ؟
مسئله ی ناموس وحیا این قدر مهم است که آن را جز ئی از اجزاء مهم دین قرار داده است نبی اکرم ( ص ) می فرماید ( الحیاء شعبه من الایمان ) وکسی که به ناموس خود اهمیت ندهد اورا در شریعت دیّوث می نامند وپیامبر گرامی می فرماید دیّوث بوی جنت به مشامش نمی رسد وقتی که حیا از انسان رفت دست به هر کاری می زند و پرواه هیچ کار زشتی را نمی کند جایی که حضرت می فرماید ( إذا فاتک الحیا فافعل ما شئت ) وقتی حیای تو از بین رفت هر کاری دلت می خواهد انجام بده . واین مسئله حتی در مجامع غیر اسلامی هم مهم است وانسان های با وجدان قوم یهود ونصاری هم به این مسئله اهمیت می دهند وبه ناموس خود احترام می گذارند واگر چه در ادیان تحریف شده آنان مسائلی وآزادی هایی قایل هستند ولی باز هم آزادانه وبا افتخار برای ناموس دری هم دیگر تبلیغات نمی کنند وفضایل این کار بی عفت را بیان نمی کنند .
تنها مذهبی که علنا وبا افتخار پیروانش را دستور می دهد وبرای آنان فضایلی را در قبال انجام این عمل ضد فطری وانسانی بیان می کند مذهب شیعه است که به نام دین وبه نام اسلام آخوند های بی غیرت به ناموس پیروان خود حمله می کنند وآن قدر این قوم میمون صفت را استحمار کرده اند که هر کس خواهرش به زنا مبتلا شد افتخار می کند که خواهرم را فلان حاج آقا صیغه کرده جنت برایش واجب شد وبه حاج خانم منسوب گشت . و چون اکثر آخوند ها بچه صیغه ای هستند ووجود شان خلاف فطرت بود ه به این عمل غیر فطری عادی شده اند پس ای ملت بیچاره شیعه از عقلت استفاده کن تا کی می خواهی میمون بمانی وناموست دردست این وآن باشد این آخوند های بی غیرت پرواه شما را نمی کنند حتی به نوزادان زیر دو سال شما هم رحم نمی کنند.
((((امام حتي صيغه كردن بادختر شيرخوار را نيز جايز مي دانستند ، لذا فرموده اند:
« نزديكي با زوجه قبل از تمام شدن نُه سال جايز نيست و اما ساير لذت ها مانند لمس نمودن با شهوت و بغل گرفتن و تفخيذ حتي در شيرخوار اشكالي ندارد!! »
تحرير الوسيله جلد سوم با ترجمه فارسي مسأله12
دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ))))
آخر در کدام مکتب اجازه ی استفاده جنسی با کودکان معصوم زیر دوسال داده شده است آیا در یهودیت ومسیحیت ومکاتب کمونیسم وهندو وسیک ها هم چنین مسئله غیر فطری وجود دارد ای شیعه بدبخت فکر کن عاقل باش به فکر نجات ناموست باش از این مذهب ساخته دست افراد بی ناموس فرار کن والله تو هندو بشی برایت بهتره از این شیعه بودنت .یهودی بشی بهتره برات .حد اقل ناموست حفظ می شه این جا نه ناموس داری ونه دین .در یهودیت ومسیحیت وهندویت فقط دین نداری ولی ناموس داری .
عبدالله بن سنان ميگويد ازامام صادق- عليه السلام- درباره متعه پرسيدم فرمودند::
( لا تُدنّس نفسك بها) نفس خود را با آن كثيف مگردان.
بحار الانوار100/ 318
ازامام صادق -عليه السلام- پرسيده شد: آيا صيغه ثواب دارد ؟ فرمود:
« اگر مقصودش از آن رضاي خدا باشد ،در ازاي هر كلمه اي كه با او صبحت كند يك نيكي برايش نوشته مي شود و هر باريكه به او نزديك شود خداوندگناهي را از او ميبخشد ، وهرگاه غسل كند به انداره قطرات آبيكه بربدنش ريخته خداوند گناهانش را مي آمرزد »
من لايحضره الفقيه3/366
از عمار روايت است كه گفت امام صادق –عليه السلام- فرمودند: ( قد حرمت عليكم المتعة) تحقيقا متعه برشما حرام شده است
پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله- فرمودند!:
« من تمتع بإمراة مؤمنة كأنما زار الكعبة سبعين مرة »
-كسي كه يك مرتبه با زن مسلماني صيغه كند گويا هفتاد مرتبه خانه كعبه را زيارت كرده است!" دقت كنيد ، آيا واقعا يك مرتبه صيغه كردن ! ثواب هفتاد زيارت كعبه را دارد ؟!
پيامبر- صلي الله عليه و آله – فرمودند:
« من تمتع مرة أمن من سخط الجبار »
-كسي كه يكبار صيغه كند از غضب خداي جبار در امان مي ماند" و كسي كه دو بار صيغه كند با ابرار محشور ميگردد وكسيكه سه بارصيغه كند در بهشت دوشادوش من خواهد بود.
من لا يحضره الفقيه 3/ 366

حدیثی از تفسیر امام حسن عسکری در اثبات جهنمی بودن شیعه


حدیثی از تفسیر امام حسن عسکری در اثبات جهنمی بودن شیعه
در تفسير امام حسن عسكري كه از معتبرترين كتب شيعه است و چرا نباشد كه امام معصوم مصنف آن است اين روايت آورده كه «إن الله أوحي إلي آدم أن الله ليفيض علي كل واحد من محبي محمد وآل محمد وأصحاب محمد ما لو قسمت علي كل عدد ما خلق الله من طول الدهر إلي آخره وكانوا كفارا لأداهم إلي عاقبة محمودة وإيمان بالله حتي يستحقوا به الجنة وإن رجلا ممن يبغض آل محمد وأصحابه أو واحداً منهم لعذبه الله عذاباً لو قسم علي مثل خلق الله لأهلكهم أجمعين».
ترجمه: خداي عزوجل وحي فرستاد بسوي آدم كه بر كساني كه محبت مي دارند با محمد و آل وي و اصحاب وي چنين رحمت مي فرستد كه اگر آن رحمت تقسيم كرده شود بر جميع مخلوق از اول تا آخر و ايشان كافر باشند يقيناً آن رحمت همه را به حسن خاتمه و ايمان بالله برساند تا كه ايشان مستحق جنت شوند و كسي كه بغض دارد از آل محمد و اصحاب محمد يا با يكي ازيشان برانكس خدا عذابي نازل كند كه اگر آن عذاب تقسيم كرده شود بر جميع مخلوق يقيناً همه را هلاك گرداند.
بله دوستان وقتی بایکی از اصحاب پیامبر بغض کردن جهنم را واجب می کند پس بغض با پدر زن پیامبر اکرم وداماد فاطمه زهرا چقدر مبغوض الهی می شود خود محاسبه کنید لعنت الله علی أعداء الصحابه اجمعین شيعه همان قومي است كه الله تعالي به ما نحوه دعا كردن وحفاظت خواستن از اين قوم را در سوره فاتحه به ما آموخته است پس الله تعالي همه مسلمانان را از مكر ها ونقشه هاي شوم اين قوم بدبخت حفاظت نمايد

علي بن عيسي اردبيلي در كتاب كشف الغمه مي آرد:

علي بن عيسي اردبيلي در كتاب كشف الغمه مي آرد:
«سئل الإمام أبوجعفر عليه السلام عن حلية السيف هل يجوز؟ قال: نعم، قد حلي أبوبكر الصديق سيفه بالفضة. فقال الراوي: أتقول هكذا؟ فوثب الإمام عن مكانه فقال: نعم الصديق نعم الصديق نعم الصديق، فمن لم يقل له الصديق فلا صدق الله قوله في الدنيا والاخرة».
ترجمه: كسي از امام باقر عليه السلام پرسيد كه بر قبضه شمشير سيم يا زر اندودن جائزست يا نه؟ امام فرمود: جائزست، ابوبكر صديق بر قبضه شمشير خود سيم اندوده بود. راوي گويد: من گفتم كه يا امام تو نيز او را اين چنين مي گوئي؟ پس امام از جاي خود برجست و گفت كه بلي او صديق بود بلي او صديق بود بلي او صديق بود. كسي كه او را صديق نگويد خدا قول او را صادق نگرداند نه در دنيا و نه در آخرت.
ازين روايت پر فضيلت فوائد چند حاصل شد:
اول: اينكه از زبان امام باقر عليه السلام صديق بودن حضرت ابوبكر ثابت شد و اين دليل است برينكه او از تمام امت افضل بود زيرا كه صديق بعد از انبيا از همه افضل مي باشد. چنانكه از آيه كريمه: ﴿فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ﴾ (النساء: 69) مفهوم مي شود.
دوم: اينكه اينجا سائلي از امام يك مساله پرسيده بود كه جائزست يا نه، هرگز درينجا براي تذكره حضرت ابوبكر و باز براي توصيف وي به صديقيت شائبه از ضرورت نبود امام از خود ذكر فرمود ازين معلوم مي شود كه مقصود امام رد كساني بود كه منكر فضائل حضرت صديق بودند.
سوم: اينكه امام فعل حضرت صديق را سند شرعي قرار داد، معلوم شد كه مقصود امام، اظهار اين مساله بود كه فعل خلفاي راشيدن سند شرعي است و همين است مذهب اهل سنت. لهذا حقيقت مذهب اهل سنت و بطلان مذهب شيعه چنانكه بايد واضح گرديد.
چهارم: اين كه سائل چون بر لقب صديق اظهار تعجب كرد امام غضبناك شد معلوم شد كه امام از مذهب شيعه سخت بيزار و نهايت متنفر بود.
پنجم: اينكه براي شيعه بد دعا كرد كه خدا قول ايشان را صادق نگرداند نه در دنيا نه در آخرت. اثر اين بد دعا در شيعه بچشم ديده مي شود، اثر همين بد دعاست كه مصنفين مذهب شيعه كذب و دروغ را در مذهب خود بهترين عبادت و ترك آنرا بدترين معصيت قرار داده اند.
ششم: اينكه درينجا شيعه بودن سائل از تعجب كردن او بر لقب صديق ظاهرست، و اين هم ظاهرست كه دران مجلس كسي غير شيعه نبود ورنه سائل اظهار تعجب كرده تشيع خود آشكارا نمي كرد، لهذا اينجا گنجايش تقيه قطعاً نيست.
بيزاري نسبت به كساني كه ائمه از آن ها بيزار بودند لازم است بر همين اساس ما هم بايد از شيعه بيزار باشيم و از آن ها اظهار تنفر بكنيم الله تعالي در دنيا وآخرت لعنت شان كند

مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم (نظریک خواننده )


مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم (نظریک خواننده )
آخوند = کثافت
آخوند = رذالت
آخوند = پستی
آخوند = تجاوز به عنف
آخوند = صیغه
آخوند = حیوانیت
آخوند = بربریت
آخوند = موذی
آخوند = افعی
آخوند = سکس
آخوند = نجاست
حبیب از مشهد

مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم


برای گرفتن طلاق از شوهر معتادم مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم
اجبار زنان ایرانی‌ به سکس با آخوندها برای گرفتن طلاق.داستان سطل یخ آخوندها،فقر وتن فروشي در مصاحبه با رادیو سوئد
لطفا به لینک زیر گوش دهیدوعبرت بگیرید .ببینید که این حکومت پست خامنه ای چه بلایی بر سر مردم با غیرت ایران آورده است برای گوش دادن این جملات دردناک به لینک زیر گوش کنید
http://www.kvinnonet.org/audio2/AF0725.ram

آشنايی با محتوای كتاب الغدير


آشنايی با محتوای كتاب الغدير

سنی نیوز:شیعه می گوید که:كتاب الغدير كتابی وزين است و در اعتلای مكتب تشيع سهم بسيار و در اثبات حقانيت حضرت علی (رض) تاثير بسزايی داشته است.اکثر روشن فکران اعتقاددارند که:«كار آقاي اميني در اين كتاب جز افزودن چند سند بر اسناد حديث غدير نيست»اگر اين كتاب بتواند عوام يا افراد كم اطلاع و غير متخصص را بفريبد ولي در نزد…
اکثر روشن فکران اعتقاددارند که:«كار آقاي اميني در اين كتاب جز افزودن چند سند بر اسناد حديث غدير نيست»اگر اين كتاب بتواند عوام يا افراد كم اطلاع و غير متخصص را بفريبد ولي در نزد مطلعين منصف وزن چنداني نخواهد داشت، مگر آنكه اهل فن نيز از روي تعصب يا به قصد فريفتن عوام به تعريف و تمجيد اين كتاب بپردازند.

أیت الله الظمی برقعی قمی در ادامه می فرمایند: به نظر من استاد ما آيت‌الله سيد ابوالحسن اصفهاني در اين مورد مصيب بود كه چون از او در مورد پرداخت هزينه چاپ اين كتاب از وجوه شرعيه اجازه خواستند، موافقت نكرد و جواب داد: «پرداخت سهم امام -عليه السلام- براي چاپ كتاب شعر!، شايد مورد رضايت آن بزرگوار نباشد».

بسياري از مستندات اين كتاب از منابع نامعتبر كه به صدر اسلام اتصال وثيق ندارند أخذ شده كه اين كار در نظر اهل تحقيق اعتبار ندارد. برخي از احتجاجات او هم قبلاً پاسخ داده شده، ولي ايشان به روي مبارك نياورده و مجدداً آنها را ذكر كرده است.
گمان می رود كه اهل فن در باطن مي دانند كه با الغدير نمي توان كار مهمي به نفع مذهب صورت داد و به همين سبب است كه طرفداران و مداحان اين كتاب كه امروز زمام امور در چنگشان است به هيچ وجه اجازه نمي دهند كتبي از قبيل تأليف محققانه آقاي حيدرعلي قلمداران به نام «شاهراه اتحاد يا نصوص امامت» يا كتاب باقيات صالحات كه توسط يكي از علماي شيعه شبة قاره هند، موسوم به محمد عبدالشكور لكهنوي و يا كتاب «تحفه اثني عشريه» تأليف عبدالعزيز دهلوي فرزند شاه ولي الله احمد دهلوي و يا جزوة مختصر «راز دليران» كه آقاي عبدالرحمان سربازي آن را خطاب به موسسة «در راه حق و اصول دين» در قم نوشته و كتاب «رهنمود سنت در رد اهل بدعت» ترجمة اين حقير و نظاير آنها كه براي فارسي زبانان قابل استفاده است چاپ شود، بلكه اجازه نمي دهند اسم اين كتب به گوش مردم برسد.

الحمدلله تمامی این کتابها توسط کتابخانه عقیده انتشار داده شده است و میتوانید این کتابها را از کتابخانه عقیده دریافت کنید. (www.aqeedeh.com)

در حالي كه اگر مغرض نبوده و حق طلب مي بودند اجازه مي دادند كه مردم هم ترجمه الغدير را بخوانند و هم كتب فوق را، تا بتوانند آنها را با يكديگر مقايسه و از علما دربارة مطالب آنها سؤال كنند و پس از مقايسه اقوال، حق را از باطل تمييز داده و بهترين قول را انتخاب كنند. فقط در اين صورت است كه به آيه‌ي: )فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ( يعني: «بشارت ده بندگاني را كه سخن را بشنوند و نيكوترينش را پيروي كنند» (الزمر/۱۸) عمل كرده اند. أما نه خود چنين مي كنند و نه اجازه مي دهند كه ديگران اينگونه عمل كنند بلكه جواب امثال مرا با گلوله و يا به زنداني كردن مي دهند!!

به نقل از : سوانح ايام (خاطرات و زندگی نامه) آيت الله الظمى برقعي قمي

لازم به ذكر است كه كتابخانه عقيده كتابهاي آيت الله العظمي برقعي قمي را نشر كرده اند:

به مناسبت واقعه غدیر خم

به مناسبت واقعه غدیر خم

سنی نیوز:شيعيان مي‌گويند: حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم در آخرين سال عمر با برکت خويش به سفر حج رفتند و در بازگشت، کاروان عظيم همراه خود را در محلي بنام غدير خم متوقف کردند و سپس در جمع آنها اعلان فرمودند که الله جل جلاله علي را بعد از من رهبر شما تعيين فرموده‌است و علي جانشين من است.
شيعيان مي‌گويند: پس از اين اعلان مردم به علي (رضي الله عنه) تبريک گفتند. به روايت اهل تشيع ۷۰ روز بعد از اين حادثه، حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم دار فاني را وداع گفته و به جهان باقي شتافتند. و اصحاب او بلا فاصله حکم را تغيير دادند و علي را کنار زدند و ابوبکر را بر کرسي خلافت نشاندند، و به اين نيز بسنده نکردند و به خانه علي هجوم برده و در خانه را سوزانده و وارد خانه شدند و به گردن علي ريسمان انداختند و او را کشان کشان به مسجد بردند و در اين گيرو‌دار پهلوي فاطمه شکست و عمر يا غلام عمر فاطمه را که پشت در گير کرده بود با فشار دادن در له کرد تا آنجا که حضرت فاطمه سقط حمل نمود و جنين شيشماهه‌اش مرده به دنيا آمد!
به روايت اهل تشيع عمر و يارانش همچنان علي را کشان کشان به داخل مسجد بردند و هر چي سعي کردند علي دست مشت کرده خود را باز نکرد و به همين اکتفا کردند که دست علي به دست ابوبکر بخورد و بيعت انجام گيرد!
پس از اين واقعه به روايت شيعه حضرت علي ۲۵ سال سکوت کرد تا مردم او را خليفه کردند.

اما اهل سنت مي‌گويند: نه خير، اين داستان از پايه دروغ است. نه حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم در غدير خم علي را جانشين خود کرده، نه کسي ايشان را مجبور به بيعت کرده، نه به خانه فاطمه حمله شده، نه پهلوي فاطمه شکسته شده است. همه اين حرفها دروغ و داستاني خياليست پايه و اساس و ريشه ندارد.

براى اينكه اين قضيه خلافى براى برادران وخواهران مسلمان ما بيشتر آشكار شود كتابخانه عقيده تصميم گرفت به مناسبت سالروز واقعۀ غدیر خم کتابهایی را که دربارۀ این واقعه نوشته شده معرفی نماید تا باشد که با مطالعه آن عاقلان و خردمندان بخود آیند و جاهلان و کینه دلان در غیض و بغض و کینه خود بمیرند.
منبع:كتابخانه عقيده
http://www.aqeedeh.com
برای دریاقت کتابها بر روی اسم کتاب فشار دهید:
عقيده امامت و حديث غدير
راهي ديگر براى کشف حقيقت (ماجراي غدير خم و فاطمه رضي الله عنها)
غدير خم
خلافت و امامت
خلافت و امامت ۲
حـديـث‌ غـديـر، مولاي‌ مؤمنان‌ و ما اهل‌ سنّت‌
خلافت و انتخاب
چرا نام حضرت علي رضي الله عنه در قرآن نيست؟
اي شيعيان جهان بيدار شويد

هرکجاشیعه را دیدید اورابکشید ( حضرت علی )


امام على رضي الله عنه در مدح ابوبكر و عمر رضي الله عنهما گفت:
وكان أفضلهم في الإسلام كما زعمت وأنصحهم لله ولرسوله الخليفة الصديق والخليفة الفاروق ولعمري أن مكانهما في الإسلام لعظيم وإن المصاب بهما لجرح في الإسلام شديد رحمهما الله وجزاهما بأحسن ما عملاً
در اسلام بهترين اشخاص و خير خواه ترين فرد براى خدا و رسولش ، خليفه صديق ( ابوبكر ) و خليفه فاروق ( عمر ) و براستى كه منزلت و مقام آنان در اسلام بزرگ است و فقدان آن دو زخمى شديد در اسلام است ، خداوند آن دو را رحمت و باداش بسيار نيك دهد.
شرح نهج البلاغة للميثم البحرانی (( 1 / 31 ))
------------------------------------------------------------------------------------
أمير المؤمنين امام علي بن ابي طالب رضي الله عنه در باره ى ابوبكر و عمر گفت:ولعمري إن مكانهما في الاسلام لعظيم، وإن المصاب بهما لجرح في الاسلام شديد، رحمهما الله وجزاهما بأحسن ما عملا
مكان آن دو ( ابوبكر و عمر ) در اسلام بسيار بزرگ است و مرگ آن دو زخمى شديد در اسلام است . خداوند آن دو را رحمت كند و به آنان بهترين پاداشها دهد.(شرح نهج البلاغة ـ عبدالحميد بن أبي الحديد ـ كتابخانه آية الله المرعشي ـ قم ـ 1404هـ ـ صفحة 76 من الجزء 15، ووقعة صفين ـ نصر بن مزاحم بن سيار المنقري ـ مكتبة آية الله المرعشي ـ قم ـ 1403هـ ـ صفحة 88)------------------------------------------------------------------------------------
این دو جمله از امیرالمومنین علی ابن ابیطالب است که در کتب شیعه موجود می باشد البته از دیدن این حقایق چشم های خود را می بندند وچون با وجود دیدن حقایق خود را به کوری می زنند وحاضر به درک نیستند الله تعالی می فرماید : دارای چشم هستند ولی نمی بینند دارای گوش هستند ولی نمی شنوند دارای قلب هستند ولی درک نمی کنند این ها مانند چهارپا هستند بلکه از چهارپا هم بدترند حال درکنار این جملات زیبای حضرت علی چند جمله از عاشقان علی در رابطه با خلفاء راشدین نقل کرده تا به نحوست وکثیفی این آخوند ها پی ببرید .
ملا باقر مجلسی ملعون می نویسد علی بن ابراهیم روایت نموده که ( تین ) حضرت رسول است و( زیتون ) حضرت امیر وطورسینین حسن وحسین اند وبلد امین ائمه .ومراد به انسان در این سوره به ابوبکر است به اسفل درکات جهنم می رود .
(حیات القلوب جلد۳ صفحه ۱۵۶ - تفسیرقمی جلد ۲ صفحه ۴۲۹ )
ملا باقر خبیث می نویسد : ازحضرت صادق مرویست در تفسیر این آیات فانذرتکم نارا تلظی لایصلها الاالاشقی الذی کذب وتولی . که در جهنم وادی است ودرآن وادی آتشی هست که نمی سوزد بآن آتش وملازم آن نمی باشد مگر شقی ترین مردم که عمراست که تکذیب کرد رسول خدا را در ولایت علی وپشت گردانید از ولایت علی وقبول نکرد .
( حق الیقین جلد ۲ صفحه ۳۷۶ - تفسیرصافی جلد ۲ صفحه ۸۲۶ )
با مقایسه جملات حضرت علی وآخوندهای خبیث پی می بریم که مذهب شیعه ساخته دست گروهی شیطان صفت بوده که دشمن اسلام وحضرت علی هستند وتمام اهل بیت از آن ها بیزارند وبه آنان لعنت می فرستن و در این رابطه فقط به این حدیث اکتفا> می کنیم که حضرت علی می فرماید :
عن علی قال یخرج فی آخرالزمان قوم لهم نبز یقال لهم الرافضه یعرفون به وینتحلون شیعتنا .لیسوامن شیعتنا وآیة ذالك انهم يشتمون ابابكر وعمر اينما ادركتموهم فاقتلوهم فانهم مشركون
( كنزالعمال جلد ۶ صفحه ۸۱ )
حضرت علي مي فرمايد در آخر زمان گروهي ظاهر مي شوند كه لقب خاص آنان رافضي است و ادعا مي كنند كه شيعيان من هستند ولي در حقيقت شيعيان من نيستند ونشاني آنان اين است كه به ابوبكر وعمر توهين مي كنند پس شما اين فرقه را هر كجا ديديد قتلشان كنيد چون اين ها مشرك هستند .
لذا اين آخوند ها خبيث ترين قوم برروي زمين هستند كه به نام دين و مذهب وخصوصا به نام ائمه پاك به ناموس مردم تجاوز مي كنند و در مورد زنايي كه انجام مي دهند هزاران فضايل به نام ائمه بيان مي دارند الله تعالي لعنت شان كند . آمين

بررسی کتاب اصول کافی که بزرگترین کتاب شیعه می باشد وتوسط امام مهدی تایید شده است


بررسی کتاب اصول کافی که بزرگترین کتاب شیعه می باشد وتوسط امام مهدی تایید شده است
بيگانگان توانسته اند از خلال آن در تشيع رخنه كنند، آنها توانسته اند با مهمترين كتب و بزرگترين مراجع مابازي كنند ، اينك چند نمونه ذكر ميكنم كه خواننده ميتواند از خلال آن حجم اين خيانت آشكار به مكتب تشيع را تخمين بزند.
منزلت اصول كافي
همه ميدانيم كه كتاب كافي بزرگترين مصدر حديثي شامل در مذهب تشيع است،كه از طرف امام زمان هم تأييد شده است چون وقتي ثقة الاسلام كليني آنرا تأليف كردند وبه حضرت عرضه شد فرمودند:
« الكافي كاف لشيعتنا »
-كافي براي شيعيان ما كافي است.
مقدمه كافي ص/25
علامه محقق شيخ عباس قمي ميفرمايند:
« كافي ارزشمندترين كتاب اسلامي و بزرگترين مرجع اماميه است كه بعد ازآن كتاب مهم تري براي اماميه نوشته نشده است »
مولا محمد امين استرآبادي ميفرمايد:
« از علماء ومشايخ مان شنيده ايم كه در اسلام كتابي تصنيف نشده كه با كافي رقابت كند يا همدست آن باشد»
الكني و الالقاب 3/98
كافي چاق ميشود!
حالا با توجه به اين مكانت رفيع و شأن و منزلت فوق العاده اي كه كافي دارد ملاحظه فرمائيد:
علامه خوانساري ميفرمايد:
« در باره كتاب روضه كه مجموعه اي از ابواب را در بر ميگيرد اختلاف نظر وجود دارد، كه آيا بخشي از كتاب كافي است كه بدست ثقة الاسلام كليني تأليف گرديده يا اينكه بعدها به آن اضافه شده است »
روضات الجنات 6/118
شيخ ثقة سيد حسين بن سيد حيدركركي عاملي متوفي 1076قمري ميفرمايد:
« كتاب كافي پنجاه كتاب است كه هر حديث آن باسند متصل به أئمه -عليهم السلام –ميرسد»
روضات الجنات 6/114
در حالي كه ابوجعفر طوسي متوفي 460قمري ميفرمايد:
«كتاب كافي سي كتاب است »
الفهرست ص/ 161
از اقوال مذكور به روشني مشخص ميشود كه حدود بيست كتاب كه هر كتاب چندين باب را در برميگيرد يعني چيزي حدود چهل درصد كل كتاب طي قرنهاي پنجم تا يازدهم قمري به اصل كتاب كافي افزوده شده است!! اين علاوه بر ديگر تغييراتي است كه در كتاب آورده شده از قبيل تبديل روايات ، تغيير الفاظ ، حذف بعضي جمله ها واضافه كردن جمله هاي ديگر .
حالا چه كسي كافي را به اين روزگار رسانيده است؟! آيا واقعاً كسي ياكساني كه چنين خيانتي كرده اند ميتوانند انسانهاي پاكي بوده و دوستدار اهل بيت- عليهم السلام- باشند؟! اين خدمت به اهل بيت و مكتب آنان است؟! آيا بنده يا هر شيعه ديگري حق داريم بپرسيم كه آيا اكنون هم كافي از نظر حضرت معصوم مورد تأئيد است؟! كاش ميتوانستيم از خود معصوم بپرسيم!.
( اهل بیت از خود دفاع می کنند )
این کتابی که توسط آخوند ها در طول چند قرن تحریف شده وهزاران حدیث ساختگی به نفع خودشان به آن اضافه کرده اند و بیشتر احادیث آن را تغییر داده و مطابق با شکم وآله ی تناسلی خود تنظیم نموده اند ودر حال حاضر مذهب شیعه منحوس ترین و فاحشه ترین مذهب کره ی زمین است در هیچ مذهب وآیینی حتی کمونیست وبودایی هم حال کردن با دختران دو ساله ومالیدن آله ی تناسلی به ران دختران شیرخواره وجود ندارد ولی آخوند ها توسط احادیث دروغینی که منسوب به ائمه اطهار می کنند مذهب خود را به این مسایل آرایش داده و به این گونه مسایل افتخار می کنند و در حال حاضر هم می بینیم که بطور متوسط هر دو روزی یک آخوند در حال تجاوز دستگیر می شود وبا یک جمله ( صیغه موقت بودیم ) از چنگال عدالت فرار می کند و صیغه راه فراری است از بدنامی زنا

راستگویی امام علی ودروغگویی باقرمجلسی


راستگویی امام علی ودروغگویی باقرمجلسی
ملا باقر مجلسي ملعون در كتاب تذكرة الأئمه (أئمه معصومين ) مي نويسد :
ومعاويه در اول حال مولف قلوب بود وچون اسلام آورد منافق بود بلكه كافر بود وآن ملعون شراب خور بود و شراب در شكم وبت در گردن مرد .

حضرت علي رضي الله عنه در باره امير معاويه ودوستانش مي فرمايد :
من كتاب له عليه السلام الي اهل الامصار يقتص فيه ماجري بينه وبين اهل صفين وكان بدء امرنا انا التقينا والقوم من اهل الشام والظاهر ان ربنا واحد ونبينا واحد ودعوتنا في الاسلام واحدة لانستزيدهم في الايمان باالله والتصديق برسوله ولا يستزيدوننا في الامر واحد الا مااختلفنا فيه من دم عثمان ونحن منه براء
( نهج البلاغه جلد 2 - صفحه 118 )
حضرت علي براي تمام مردم شهرها يك نامه فرستاد ودر آن واضح نمود كه جنگي كه بين ما و اهل صفين واقع شد رب ما يكي است نبي ورسول ما يكي است ودعوت ما هم يكي است نه ما از آنها از لحاظ ايمان به الله ورسول برتري داريم . نه آن ها از مابرتري دارند دين ما يكي است واختلاف ما بخاطر خون حضرت عثمان بوده كه ما هم از ريختن اين خون بيزاريم .
حال قضاوت را به خود مردم واگذار مي كنيم كه خود تشخيص بدهند كه آيا جمله حضرت علي بيشتر صداقت دارد يا سخن ملا باقر .
هر كس مي داند كه حضرت علي نسبت به اميرمعاويه واخفلافات بين آن هابيشتر واقفيت دارد لذا سخن او معتبر مي باشد و چون سخنان آخوند ها صددرصد مخالف با سخنان ائمه هستند البته سخنان ائمه كه در كتاب هاي معتبر وارد شده اند نه كتاب هايي كه كفار بر مذهب شيعه تحميل وغالب كرده اند و اين را حديث پيامبر تصديق مي كند كه مي فرمايد :
ان ابني هذا سيد ولعل الله ان يصلح به بين فئتين عظيمتين من المسلمين
بخاري شريف جلد اول صفحه 373
در مورد امام حسن مي فرمايد كه اين فرزند من سيد است واميد دارم كه تئسط ائ بين دو فرقه مسلمين صلح برقرار مي شود .
وقتي پيامبر وحضرت علي اهل صفين را مسلمان مي دانند ديگر پيازچه چه جايگاهي دارد كه اظهار نظر بكند از شيعيان مي خواهيم كه قبل از موت به خود بيايند واز اين خرافات ساخته دست يهود توبه نمايند تا مورد خشم الله تعالي در دنيا وآخرت قرار نگيرند .

سوالاتی که باعث مسلمان شدن جوانان شیعه شده


سوالاتی که باعث مسلمان شدن جوانان شیعه شده
پرسش‌ها
(1) شیعـه معتقدنـد که علی امامی معصوم است سپس – چنان که خود شیعیان قبول دارند – علی را می‌بینیم که دخترش ام کلثوم «خواهر حسن و حسین» را به ازدواج عمر بن خطاب در می‌آورد
[1]!! شیعه باید از دو چیز یکی را بپذیرند که هر یک برایشان ناخوشایند و تلخ است: اول اینکه باید قبول کنند که علی معصوم نیست؛ چون که دخترش را به ازدواج مرد کافری در آورده است! و چنین سخنی با پایه‌های اساسی مذهب شیعه متضاد است، و بلکه از آن لازم می‌شود که بگویند دیگر ائمه به طریق اولی معصوم نیستند.
دوم اینکه: بپذیرند که عمر مسلمان است! و علی دوست داشته او دامادش شود. و این دو پاسخ حیرت‌آور هستند.
(2) شیعه می‌گویند ابوبکر و عمر م کافر بوده‌اند، سپس می‌بینیم که علی که از دیدگاه شیعه امام معصوم است خلافت آنها را می‌پسندد و با هر یک پس از دیگری بیعت کرده و علیه آن قیام ننموده است.
از این لازم می‌شود که علی معصوم نیست چون او با دو کافر ناصبی ستمگر بیعت کرده است، و او با بیعت خود آنها را تایید نمود، و این نقصی در عصمت و کمک کردن به ظالم در ظلمش می‌باشد، و هرگز امام معصومی این کار را نمی‌کند، و یا اینکه شیعه باید قبول کنند که کار امام علی کاملاً درست بوده است!! چون ابوبکر و عمر دو خلیفه مؤمن و صادق و عادل بوده‌اند، و شیعه وقتی آنها را کافر قرار می‌دهند و به آنها ناسزا می‌گویند و خلافت آنها را قبول ندارند، با این کار، با امام خود مخالفت کرده‌اند! ما دچار حیرت می‌شویم: آیا راه ابا الحسن را در پیش بگیریم، یا راه شیعیانش که از فرمان او سر پیچی کرده‌اند را در پیش بگیریم؟!
(3) امام علی بعد از وفات فاطمه ك با چند زن ازدواج نمود و از آنها صاحب چند فرزند شد، که برخی از فرزندان عبارتند از: عباس بن علی بن ابی طالب، عبدالله بن علی بن ابی طالب، جعفر بن علی بن ابی طالب، عثمان بن علی بن ابی طالب.
ما در این فرزندان امام، ام البنین بنت حزام بن دارم
[2] است. و همچنین امام علی با لیلی بنت مسعود الدارمیه[3] ازدواج کرد و از او صاحب فرزندانی شد به نام‌های: عبیدالله بن علی بن ابی طالب و ابوبکر بن علی بن ابی طالب و همچنین یحیی بن علی بن ابی طالب، محمد اصغر بن علی بن ابی طالب، عون بن علی بن ابی طالب، فرزندان او هستند که مادرشان «اسماء بنت عمیس»[4] است. و همچنین رقیه بنت علی بن ابی‌طالب و عمر بن علی بن ابی طالب که در سی و پنج سالگی وفات یافت فرزندان او هستند و مادرشان ام حبیب بنت ربیعه است.[5] و همچنین با «ام مسعود بنت عروه بن مسعود ثقفی»[6] ازدواج کرد و از او صاحب فرزندانی شد به نام‌های: ام الحسن بنت علی بن ابی طالب، رمله الکبری بنت علی بن ابی طالب، سؤال اینجاست که آیا پدری حاضر است فرزندش را به نام سرسخت‌ترین دشمن خود نامگذاری کند؟ آن هم در صورتی که پدر علی بن ابی طالب t باشد.
پس چگونه علی اسم کسانی را بر فرزندانش می‌گذارد که شما می‌گویید آنها سر سخت‌ترین دشمن او بوده‌اند؟!
و آیا انسان عاقلی اسم دشمنانش را بر دوستانش می‌گذارد؟! و آیا می‌دانید که علی اولین قریشی بود که اسم فرزندانش را ابوبکر و عمر و عثمان نامید؟
(4) صاحب کتاب نهج البلاغه – کتاب معتبر شیعه – روایت می‌کند که علی از پذیرفتن خلافت کناره‌گیری کرد و گفت: «دعوني والتمسوا غيري». «مرا رها کنید و کسی دیگر غیر از من را بجویید»!
[7].
و این بر باطل بودن مذهب شیعه دلالت می‌کند؛ چون شما شیعه‌ها می‌گویید که علی از سوی خدا به خلافت و امامت منصوب گردیده است و خلیفه شدن او فریضه‌ای بوده است که به گفته شما ابوبکر به خاطر غصب این حق او مورد بازخواست قرار می‌گیرد پس اگر چنین است چگونه از پذیرفتن آن اباء می‌ورزد؟!
[1]- افراد ذیل از علمای شیعه این ازدواج را ذکر کرده‌اند: الكليني في الكافي في الفروع (6/115)، والطوسي في تهذيب الأحكام (باب عدد النساء 8/148) وفي (2/380)، وفي كتابه الاستبصار (3/356)، والمازنداراني في مناقب آل أبي طالب، (3/162)، والعاملي في مسالك الأفهام، (1/كتاب النكاح)، ومرتضى علم الهدى في الشافي، (ص 116)، وابن أبي الحديد في شرح نهج البلاغة، (3/124)، والأردبيلي في حديقة الشيعة، (ص 277)، والشوشتري في مجالس المؤمنين. (ص76، 82)، والمجلسي في بحار الأنوار، (ص621). و برای اطلاع بیشتر به رساله: «زواج عمر بن الخطاب من أم كلثوم بنت علي بن أبي طالب ـ حقيقة لا افتراء» لأبي معاذ الإسماعيلي مراجعه کنید.
[2]- «كشف الغمة في معرفة الأئمة»؛ لعلي الأربلي (2/66).
[3]- منبع سابق ، و«الإرشاد » ، ص 167 ، «معجم الخوئي» ( 21/66).
[4]- منبع سابق.
[5]- منبع سابق ، و«الإرشاد » ، ص 167 ، «معجم الخوئي» ( 13/45).
[6]- «كشف الغمة في معرفة الأئمة»؛ لعلي الأربلي (2/66). ونگا: «الإمامة والنص» للأستاذ فيصل نور ، ص 683-686.
[7]- نهج البلاغة (ص 136) ونگا: (ص 366-367) و (ص 322).

امام علی ( رض ) عایشه (رض ) را می‌ستاید:


امام علی ( رض ) عایشه (رض ) را می‌ستاید:
عایشه همسر پیامبر( ص) است و خداوند در مورد عفّت او سخن گفته و او را مبرّا دانسته و ام‌المؤمنین نامیده است. پیامبر( ص) عایشه را بیشتر از همه همسرانش دوست می‌داشت، اما بعضی به او طعنه می‌زنند، و بعضی او را ناسزا می‌گویند و نفرین می‌کنند. اگر عایشه (رض) هیچ فضیلتی جز همسری پیامبر نمی‌داشت، برای حفظ حرمتش همین کافی بود و همین افتخار که پیامبر( ص) شوهر و همسر او بوده، برای او کافی است. ولی می‌بینیم که افرادی بدون آن که حرمت پیامبر( ص) را در نظر بگیرید و آبروی او را حفظ کنند، عایشه (رض) را دشنام می‌دهند و یا نفرینش می‌کنند، با اینکه می‌دانند که کارهای پیامبر (ص) مانند کارهای دیگر انسان‌ها نیست، بلکه آن حضرت از آسمان به این ازدواج و دیگر ازدواج‌ها امر شده است، پس چگونه طعنه‌زدن به این ازدواج جایز است، در صورتی که به فرمان خدا صورت گرفته است؟!
نهج البلاغه

وقتی گناه ترک نمی شود استغفار را ترک نکنید


وقتی گناه ترک نمی شود استغفار را ترک نکنید

حضرت حکیم الامت اشرف علی تهانوی رحمه الله می فرماید در سهارنپور جایی به بیت الخلا رفتم وبیرون دو نفر با هم حرف می زدند یکی گفت : من فلانی را بیش از صدبار گفتم نماز بخوان وای گوش به حرفم نداد من هم نصیحت کردنش را ترک کردم . دومی گفت : وقتی او کار بد وگناه را ترک نکرد تو چرا نیکی کردن را ترک کردی از این سخن این مطلب به قلبم آمد که تا زمانی که گناه از شما دور نشده شما استغفار را ترک نکنید .

( الله کی تلاش صفحه 31 )
وبلاگ تصوف :
http://tasawof.blogsky.com/

اختناق و خود کامگی حکومتگران ایران وطبل آزادی عقیده وبیان

اختناق و خود کامگی حکومتگران ایران وطبل آزادی عقیده وبیان
اقدامات خصمانه و ضد مردمی و ضد اخلاقی و ضد اسلامی سردمداران نظام ولایت فقیه ایران علیه شهروندان و ترور مخالفین استبداد در داخل وخارج از کشور و رای دادگاه نیکونوس آلمان در مجرم بودن سران ایران و گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز که طی انتشار نامه ای در مورخه 14/2/1383 خامنه ای را بزرگترین دشمن آزادی بیان دانست، و مداخله رژیم ایران در امور کشورهای همسایه به ویژه در افغانستان و عراق بر همگان واضح و روشن است.
محکوم کردن رژیم ایران در مجامع بین المللی به ویژه قطعنامه اخیرمجمع عمومی سازمان ملل متحد مورخه 30/9/1383 که در آن نقض گسترده حقوق بشر در ایران محکوم گردید، هرچند اینگونه محکومیتها چندان تاثیری در سیاست اقتدارگرایان ندارد و نقض حقوق شهروندان کماکان ادامه داشته و ادامه خواهد یافت،اما ماهیت تروریستی و خودکامگی انحصارطلبان را برملا ساخته و طبل رسوایی آنان را به صدا درمی آورد
موارد نقض آشکارحقوق بشرازقبیل:خفقان مطبوعات،استفاده از شکنجه،عدم آزادیهای سیاسی و مدنی،عدم آزادی عقیده و بیان،تفتیش عقاید،تبعیضات مذهبی و قومی و... کاملا سازمان یافته و برنامه ریزی شده است و قلع و قمع مخالفین استبداد و محاکمه های سوری بدون توجه به دفاعیات متهمین به نحو گسترده ای ادامه دارد و همه دست اندرکاران رژیم از محافظه کاران گرفته تا اصلاح طلبان درون حاکمیت در آن شریک و دخیل هستند.اگرچه بنابه مصلحت و در راستای حفُُظ موقعیت،سردمداران رژیم هر از چندگاهی تخلف از موازین حقوق بشر را به گردن این و آن می اندازند و در برابرخشم فروخورده مردم و مطالبات بی شمار نسل جوان،چهره معصومانه ای به خود می گیرند که در حقیقت به بازی موش و گربه بیشتر شباهت دارد تا به واقعیت،به عنوان مثال درپی بالا گرفتن موج اعتراضها برروند دستگیریهای روزمره مخالفین استبداد و ادامه شکنجه در زندانها،خاتمی رئیس جمهور در نهم اردیبهشت ماه سال 1383 اعتراف کرد که در زندانها، ما زندانی سیاسی داریم وافرادی نیزبه خاطر عقیده و بیان زندانی شده اند.
به دنبال اعتراف خاتمی، شاهرودی رئیس قوه قضائیه طی مصاحبه مطبوعاتی سخنان خاتمی را دور ازحقیقت خواند و اعلام داشت که ما در زندانهایمان زندانی سیاسی نداریم و هیچ کس به خاطر عقیده و بیان زندانی نیست.عقیده و بیان در ایران آزاد است و در دنیا نظیرندارد؟!
البته میتوان قبول داشت که ایشان آزاد هستند هر طور دلشان بخواهد حرفها را به هم ببافند و یقینا این حرفها را ازمنظر آزادی مطلق و بی قید و حصرعمال خون آشام رژیم به ویژه دژخیمان سلاخ خانه ها، چشم بسته به هم بافته اند.
شاید بسته شدن بیش از دویست روزنامه و مجله و زندانی شدن ده ها خبرنگار را در زندان اوین(تیرماه سال1382) و آن هم به خاطر یک عکس و شکنجه شدن ده ها نفر از ملی- مذهبی ها را در سلاخ خانه های رژیم،ندیده و نشنیده باشند.
و شاید هم آقای شاهرودی به خاطرسنگینی عمامه متناسب با سنگینی مسئولیتش اصلا و ابدا اطلاعی از موضوع زندانیان نداشته باشد، و الا دروغگویی و عوام فریبی تا این حد چه مفهومی میتواند داشته باشد؟!
جای تعجب نیست چرا که دروغگویی و عوام فریبی حاکمان مستبد ایران سابقه ای به درازای انقلاب دارد، و از بدو انقلاب تا کنون بوده و خواهد بود.
چنانکه یزدی رئیس سابق قوه قضائیه بنابه گزارش روزنامه کیهان شماره 14068 – شنبه 17/9/1369 در طی سخنانی در مورد گزارش نماینده کمیسیون حقوق بشرگفت:
من به عنوان مسئول دستگاه قضائی کشور می گویم که حتی یک نفر زندانی به اتهام عقیدتی و به جرم طرز تفکر و عقیده در کشور وجود ندارد!
وی این سخنان را بی شرمانه در تریبون نمازجمعه تهران در حالی بر زبان میراند که در زندانهای ایران جمعی از دگر اندیشان و مخالفین ولایت فقیه همه روزه شکنجه و اعدام میشدند و چندین تن از روحانیون اهل سنت ایران به اتهام خود ساخته وهابیت و تبلیغ و تشویش اذهان عمومی (که از برچسبهای از پیش تعیین شده دادگاه ویژه روحانیت است)در سلاخ خانه های رژیم زیر ضربات شلاق های حقد و کینه دژخیمان قرارداشتند از قبیل:
مولوی ابراهیم دامنی به اتهام پاسخگویی به یاوه سرایی های تیجانی موهوم ،مولوی ابراهیم صفی زاده به اتهام تشکیل شورای هماهنگی و فعالیت بر ضد(عمال خود سر و مداخله گر)رژیم، مولوی سیداحمد سید الحسینی و مولوی عبدالوهاب خافی به اتهام تبلیغ علیه نظام، و...
رفسنجانی دردوران تصدی ریاست جمهوری در مراسم سالگرد انقلاب 22/11/1371 اظهار داشتند: "مردم ایران آزادترین مردم دنیا هستند"!!!
رفسنجانی در حالی دم از آزادی و عقیده می زد که همزمان با آن تعداد ده نفر از روحانیون اهل سنت ایران در برابر بت ولایت سالاران و نپذیرفتن حلقه زنگ زده غلامی ولی خود کامه فقیه، به اتهام تبلیغ علیه اختناق مذهبی در زندان مرکزی وکیل آباد مشهد، سلولهای بیست وبیست و یک بند پنج بخش نظامیان دوران طویل المدت حبس و شکنجه را میگذراندند.
حاکمان ظالم ایران که اختناق مذهبی و خود کامگی و ولایت سالاری و تفتیش عقاید را آزادی عقیده مردم سالاری قلمداد می کنند و بر طبل آزادی می کوبند و مردم ایران را آزادترین مردم دنیا می نامند، اصولا برای مردم حقی برای تعیین نوع حکومت قائل نیستند و مردم را همچون یتیمان بی سرپرستی می انگارند که احتیاج به قیم دارند و معتقدند که ولی خود کامه و اذنابش قیمان ملت هستند!
آن آزادی که سردمداران انقلاب از همان اوان دوران سیاه اختناق تا به حال بر طبل آن میکوبند، یک دایره مقرر شده از سوی ولایت سالارانی است که خطوط فکری و خط و مشی عملی مردم را تعیین میکنند و قیم مآبانه از مردم بی نوا میخواهند که طوعا و کرها مطیع و فرمانبردار بی چون و چرای ولایت مطلقه فقیه بوده و با التزام عملی به آن در چارچوب تعیین شده ازسوی حکومتگران حرکت کنند و کاری به کار مسئولین و عمال خودسر نظام نداشته باشند و هرچه مسئولین گفتند و هرجنایتی را که مرتکب شدند مردم وظیفه دارند که از آنان تعریف و تمجید نمایند و بگویند: این عین عدالت است چون ،صلاح و مصلحت مملکت خویش خسروان دانند.
دراین صورت چنین مردمانی آزاد هستند و مجال نفس کشیدن را دارند و در غیر این صورت اگر کسی دست از پا خطا کند و یا از اختناق و عملکرد عوامل اطلاعات بنالد و یا کوتاهی ها و نارسائیها را وانمود سازد و یا بگوید بالای چشم فلان وابسته حاکمیت ابرو است، حسابش با سلاخ خانه های رژیم است چرا که یا اخلالگر است و یا وهابی ویا اشرار ویا.......!!!
حزب الفرقان ایران

نظر یک شیعه بنام فیلسوف کوچولو


بسم رب العقولکفینا الکتاب!!!
این سخن من نیست,سخن شماست که عقل را متحجر کردید!و هر چه گشتم به چیزی جز عقل اعتماد نتوانستم کردن!و هر چه گشتم عقل را نزد شیعه یافتم!من یک آزاداندیش بی تعصبم!این حرف هایی که شما(هداکم االه) در مورد شیعیان در این وبلاگ اهانت آمیز ثبت کرده اید,ساخته ذهن خودتان است,چرا دروغ می گویید؟!!مذاهب را عرضه کنید تا مردم با آزادی عقل انتخاب کنند!دکتر عصام العماد هم روزی مانند شما اهل تسنن افراطی(هداکم الله)بود ولی اکنونکه از خدای خود ترسیده صراط مستقیم خود را به سوی پروردگارش رب العرش العظیم طی می کند و اهانت هایی را که به اهل بیت روا داشته بود کذب محضخوانده و درصدد جبران آنها برآمده است!چون از همین ابتدا و از مطالب این وبلاگ توهین آمیز و کذاب می بینم که از جبهه عناد برخاسته اید نام و نشانی از خود به جای نمی گذارمو بحث را شروع نمی کنمهداکم الله انشااللهالحمد لله الذی هدانا لهذا
----------------------------------------------------------------------------------
بیشتر این هداکم الله این شخص مرا پسند آمد چون شبیه همان هداکم الله رضا مارمولک بود به خاطر همین این را در وبلاگم ثبت کردم می دانم که این شخص آخوند است و عزیزم نگو هرچه گشتم عقل را نزد شیعه یافتم چون اگر شیعه عقل داشت به شما آخوند ها با این همه فساد اعتماد نمی کردند که هر روزی در یک مکانی آخوندی با دسته گلهاش شهره ی آفاق می شه مانند حاج آقا گلستانی که هداکم الله هدایت شده وبه دستور هداکم الله رهبر معظم معروف ومشهور شده و در هر گوشه ای از جهان نامش می درخشد .هداکم الله

حضرت زبیر رضی الله عنه


حضرت زبیر رضی الله عنه
حضرت زبیر رضی الله عنه یکی از یاران رسول خدا است. مادر زبیر صفیه بنت عبدالمطلب بود صفیه خواهر حضرت حمزه بود یعنی صفیه عمه رسول خدا و حضرت علی بود .
حضرت زبیر شجاع و بسیار مخلص بودند و به رسول خدا کمک فراوان نمودند.
در نهج البلاغه در مورد ایشان جنین می خوانیم:
" نکته دیگری که قابل توجه است این است که طلحه و زبیر از افراد سرشناس و شخصیت های سابقه دار عرب بودند ..
هم طلحه و هم زبیر از " عشره مبشره " ( ده نفری که رسول خدا صل الله علیه و آله به آنان وعده بهشت داده است) بودند و هر دو در جنگ احد برای دفاع از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم زحمت های فراوانی کشیدند رسول خدا در باره طلحه در جنگ احد فرمود: الیوم اوجب طلحه (امروز طلحه بهشت را برای خود لازم و تصرف نمود) و در باره زبیر فرمود: لکل نبی حواری و حواری الزبیر ( برای هر پیامبری یاور نزدیکی است و یاور نزدیک من زبیر است) نهج البلاغه مصطفی زمانی ج 1 ص 85 "
" در بحران جنگ جمل علی علیه السلام زبیر را احضار کرد و نزدیک یکدیگر ایستادند امام علیه السلام فرمود: بخاطر داری که رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم گفت : آیا علی را دوست داری؟ جواب دادی چرا دوست ندارم او برادر و پسر داییم است.
آنگاه رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمودند : اما انک ستحاربه و انت ظالم له ( آگاه باش که بزودی به جنگ علی می روی و تو به او ظلم کرده ای)
زبیر گفت : مطلبی را به خاطرم آوردی که روزگار آن را از یادم برده بود. علی علیه السلام و زبیر از یکدیگر جدا شدند.
زبیر از جنگ کناره گرفت و رفت . " یکی از خوارج به نام عمرو بن جرموز تعقیبش می کرد.
زبیر به جایی به نام وادی السباع رسید وقتی موقع نماز رسید حضرت زبیر به نماز ایستاد در این هنگام " عمرو بن جرموز زبیر را در نماز به قتل رسانید "
ابن جرموز شمشیر زبیر را بر داشت و به نزد علی برگشت و به وی خوشخبری داد. حضرت علی شمشیر حضرت زبیر را گرفت و در حالیکه با تاثر به آن نگاه می کرد گفت : این شمشیر چقدر غمهای پیامبر را دور می کرد .
آنگاه رو گرد به قاتل زبیر و فرمود: " از رسول خدا شنیدم که فرمود : بشر قاتل ابن صفیه بالنار . (قاتل فرزند صفیه را به آتش خبر ده) قاتل زبیر در آتش خواهد سوخت.
ابن جرموز بعدها جزو خوارج شد و در جنگ نهروان به دست علی کشته شد. "
نهج البلاغه مصطفی زمانی ج 1 ص 88

۱۳۸۷ آبان ۱۶, پنجشنبه

شیعیان امام را به دروغگویی متهم می‌کنند:

شیعیان امام را به دروغگویی متهم می‌کنند:
«أما بعد يا أهل العراق! فإنما أنتم كالمرأة الحامل، حملت فلمّا أتمت أملطت، ومات قيّمها، وطال تأيّمها، وورثها أبعدها، أما والله ما أتيتكم اختيارًا، ولكن جئت إليكم سوقًا، ولقد بلغني أنّكم تقولون: عليّ يكذب! قاتلكم الله تعالى! فعلى من أكذب؟ أعلى الله، فأنا أول من آمن به؟ أم على نبيه، فأنا أول من صدق به؟».
«ای اهل عراق شما چون زن حامله هستید، که وقتی زمان بارداری‌اش به پایان رسد، همه چیز را از دست دهد، سرپرستش بمیرد و برای مدتی‌ طولانی به بیوه‌گی بنشیند و دورترین خویشاوند او را به ارث ببرد. به خدا! سوگند که به میل خودم نزد شما نیامدم، بلکه به سوی شما کشانده شدم، و الآن شنیده‌ام که می‌گویید: علی دروغ می‌گوید! خداوند شما را نابود کند! بر چه کسی دروغ می‌بندم؟ آیا بر خدا دروغ می‌بندم؟ سوگند به خدا! که من اوّلین کسی هستم که به او ایمان آورد؟ یا بر پیامبرش ص دروغ می‌بندم، و حال آن که من اوّلین کسی هستم که او را تصدیق نمودم؟»
[1].
این گروه شیعیان به هیچ چیز اعتقاد ندارند منافقانی بیش نیستند که حتی برای نابود کردن وتخریب کردن مجد وعظمت علی که ادعای عشق اورا می کنند هم نمی گذرند وشخصیت او را هم با احادیث دروغین خود تخریب می کنند علی از شیعیان کوفه وعراق که حسین را شهید کردند وبا علی مکر کردند بیزار بود ما هم از آن ها بیزاریم الله تعالی در دنیا وآخرت ذلیل و رسوایشان کند لعنت الله علیهم اجمعین
و ما خطاب به شیعه می‌گوییم: آیا این یاران را بر اصحاب محمد ص که قرآن و سنت آنان را ستوده‌اند، ترجیح می‌دهند؟!
سپس اگر فردی بیاید و ادّعا کند که علی همانند یارانش بوده است، چون دوستان و یاران همانند یکدیگرند، آیا چنین سخن فاسدی را می‌پذیریم؟
توهين به پيامبر (صلي الله عليه وآله )
الاغ وحديث !
از امير المؤمنين- عليه السلام- روايت است كه غفير- اسم الاغ پيامبرـ صلي الله عليه وآله – به ايشان گفت:
« (پدر و مادرم فدايت باد) اي رسول خدا ! پدرم از پدر بزرگم و او از پدرش و او از پدر بزرگش روايت ميكنندكه:
(أنه كان مع نوح في السفينة فقام إليه نوح فمسح علي كفله ثم قال يخرج من صلب هذا الحمار حمار يركبه سيد النبيين و خاتمهم فالحمد لله الذي جعلني ذلك الحمار) :
او با نوح عليه السلام در كشتي بود نوح پشت او را دست كشيد و فرمود از نسل اين الاغ ، الاغي پيدا خواهد شد كه سرور وخاتم پيامبران بر او سوار ميشود پس خدا را سپاس ميگويم كه اين افتخار را به من بخشيد»
اصول كافي 1/237
نتيجه گيري
1-الاغ حرف مي زند!.
2 - الاغ به پيامبر- صلي الله عليه وآله- خطاب مي كند: پدرو مادرم فدايت باد! در حالي كه اين مسلمانان هستند كه پدرو مادر شان را فداي رسول خدا مي كنند و نه الاغها!.
3- الاغ مي گويد:(حدثني ابي عن جدي) تاجدّ چهارمش در صورتيكه بين نوح وپيامبرمان –صلي الله عليه وآله- هزاران سال است ،پس چگونه الاغ مي گويدكه جد چهارمش با نوح- عليه السلام- در كشتي بوده است!؟مگرالاغ ﭺقدر عمر مي كند!؟.
مذهب شیعه یک مذهب خری الاغی است که راویانش هم از جنس حیوانات هستند ما نمی خواهیم در این مورد بحثی داشته باشیم وقتی بزرگترین محدثین آن ها الاغ هستند وای به حال مردم عوام . خیر مبارکشان باشد زندگی حیوانی و مذهبی حیوانی و محدثانی ؟ .....
از آخوند ها هیچ گله ای نیست چون تمام عمرشان را در قم با همین حیوان ها سپری کرده اند واحادیث حیوانی را خوانده اند ولی مردم سواد دار چرا ؟

حدیث ثقلین

شیعه مذهبی کاملا خرافی است که تمام اسناد آن ساخته ی دست دلالان دین ودین فروشان مذهبی وتاجران مذهب ساخته شده اند تنها مذهبی که اساس آن بر خواب های شب وصیغه وتقیه وخمس بنا نهاده شده است در کتب احادیث شیعه هزاران حدیث متناقض وجود دارد که با فضاحت خاصی همدیگر را رد می کنند وصددرصد مخالف هم دیگر هستند که نمونه ای را در مطلب قبلی تحت عنوان ( مذهب غیر فطری ) برای خوانندگان عزیز نوشتم و در آینده ای نزدیک مطالب بیشتری برای شما در وبلاگ قرار خواهیم داد .

عملیات پاسگاه خلع سلاح شده حق آباد سراوان


عملیات پاسگاه خلع سلاح شده حق آباد سراوان

عملیاتی که زبونی و پستی نیروهای امام زمان را به نمایش می گذارد برای دیدن این کلیپ زیبا بر روی جمله نیروهای امام زمان کلیک کنید .
قسمت اول :
نیروهای امام زمان
قسمت دوم : نیروهای امام زمان
قسمت سوم : نیروهای امام زمان
قسمت چهارم : نیروهای امام زمان
قسمت پنجم : نیروهای امام زمان
قسمت ششم : نیروهای امام زمان
قسمت هفتم : نیروهای امام زمان
قسمت هشتم : نیروهای امام زمان
قسمت نهم : نیروهای امام زمان
قسمت دهم : نیروهای امام زمان
قسمت یازدهم : نیروهای امام زمان

با تشکر از دزک نیوز

صحنه هاي تصادف مولانا شهيد نعمت الله توحيدي

صحنه هاي تصادف مولانا شهيد نعمت الله توحيدي

مولانا شهيد يكي از بزرگترين مفسران وموحدان در خطه ي شير مردان بلوچستان كه بصورت ناجوانمردانه توسط اطلاعات ر‍يم منحوس ايران با يك صحنه سازي تصادف به شهادت رسيد .
براي ديدن كليپ به نام مولانا برزير كليك كنيد

بالاترين عبادت در مذهب ساختگي شيعه


بالاترين عبادت در مذهب ساختگي شيعه

نكاح‌ و همه‌ آنچه‌ كه‌ جائز است‌ يا جايز قرار داده‌ شده‌ است‌


نكاح‌ و همه‌ آنچه‌ كه‌ جائز است‌ يا جايز قرار داده‌ شده‌ است‌

توسعه‌اي‌ وحشتناك‌
بي‌بند و باري‌ و تساهل‌ در آنچه‌ متعلق‌ به‌ اين‌ موضوع‌ (جنسي‌) مي‌باشد از بلاهايي‌ است‌ كه‌ خطر او فراگير و شر آن‌ فزوني‌ يافته، و آتش‌ پاره‌هاي‌ آن‌ به‌ هر كجا رسيده‌ است، بسياري‌ از مردم‌ به‌ حد زيادي‌ دچار انحطاط‌ و بي‌توجهي‌ و ضعيف‌ شدن‌ غيرت‌ يا از بين‌ رفتن‌ آن‌ شده‌اند، و گرفتار كارهاي‌ زشت‌ و نادرستي‌ مانند زنا با محارم‌ ولواطت‌ و امثال‌ آن‌ شده‌اند، وضعيت‌ بسيار فاجعه‌ بار است‌، و آنچه‌ در واقعيت‌ موجود پيش‌ مي‌آيد بزرگتر از آن است‌ كه‌ قابل‌ توصيف‌ باشد، و به‌ تمام‌ جنبه‌هاي‌ آن‌ پرداخته‌ شود! همه‌ اين‌ كارها در مقابل‌ چشم‌ و گوش‌ كساني‌انجام‌ مي‌شوند كه‌ ادعاي‌ علم‌ و اصلاح‌ مي‌نمايند بدون‌ از اينكه‌ كوچكترين‌ اعتراضي‌ بشود يا تأسفي‌ خورده شود، و بدون‌ از اينكه‌ كوششي‌ در راه‌ معالجه‌ كاري‌ انجام‌ شود كه‌ از ضروريات‌ است‌.
چقدر زيادند اين‌ (مصلحان‌)! اما چاره‌ چيست، وقتي‌ اين‌ مصيبت‌ها به‌ تناسب‌ كثرت‌ مصلحين‌ بيشتر مي‌شود؟
آري، اين‌ يك‌ حقيقت‌ اجتماعي‌ است‌ كه‌ مي‌بايست‌ به‌ آن‌ آگاه‌ بود، شايد بتوانيم‌ منبع‌ فاجعه‌ و مصدر فتوا را بيابيم‌!
موضوع‌ امور جنسي‌ را خيلي‌ دامنه‌دار و گسترده كرده‌اند، حتي‌ برخي‌ از ارتباطات‌ جنسي‌ را كه‌ با زنا فرقي‌ ندارد و فقط‌ نامش‌ زنا نيست‌ جايز قرار داده، و روايت‌هايي‌ در مورد آن‌ ساخته‌ و به‌ دروغ‌ به‌ ائمه‌ نسبت‌ داده‌اند ـ و ائمه از آن‌ روايت‌ها پاك‌اند ـ تا براي‌ اغفال‌ شدگان‌ انجام‌ آن‌ را آسان‌ كنند و خويشتن‌ را از بار اعتراض‌ به‌ آن‌ سبكدوش‌نمايند!
و از آن‌ جمله‌ يكي‌ ازدواج‌ موقت‌ است‌.
متعه‌ يا ازدواج‌ موقت‌
آنچه‌ در واقعيت‌ موجود به‌ نام‌ (متعه‌) انجام‌ مي‌شود به‌ صراحت‌ زناست، و هيچ‌ فرقي‌ با زنا ندارد!
و اگر نه‌ چرا اين‌ نمونه‌ ارتباطات‌ جنسي‌ كه‌ حلال‌ قرار داده‌ شده‌اند به‌ نام‌ (متعه‌) انجام‌ مي‌گيرند!
برخي‌ از آن‌ را در اينجا نقل‌ مي‌كنم‌ تا خودم‌ و شما را در مجادله‌اي‌ بيزانسي‌ در مورد دلائل‌ و اينكه‌ آيا در قرآن‌ و سنت‌ چيزي‌ در مورد حلال‌ بودن‌ متعه‌ آمده‌ يا نيامده‌ وارد نكنم‌ تا در دام‌ بازيچه‌اي‌ نيافتيم‌ كه‌ مي‌خواهند بوسيله‌ آن‌ ما را از ديدن‌ واقعيت‌ غم‌انگيز و تأسف‌ بار و كارهايي‌ كه‌ انجام‌ مي‌گيرد باز دارند كارهايي‌ فكر نمي‌كنم در مورد ندرت‌ و دور بودن‌ آن‌ از وجدان‌ سالم‌ گذشته‌ از شريعت‌ كسي‌ اختلافي‌ داشته‌ باشد.
بيا تا با هم‌ صورتهاي‌ منحطي‌ از ارتباط‌ جنسي‌ كه‌ ميان‌ فرزندان‌ آدم‌ بنام‌ متعه‌ انجام‌ مي‌شود بخوانيم، انسانهايي‌كه‌ خداوند آنان‌ را بر ديگر آفريده‌ها‌ برتري‌ داده‌ است‌.
اگر اين‌ سوال‌ را بپرسي‌ كه‌:
آيا براي‌ هر مردي‌ جايز است‌ كه‌ با هر زني‌ كه‌ مي‌خواهد در هر جايي‌ و در هر زماني‌ آنچه‌ مي‌خواهد انجام‌ دهد؟ و سپس‌ آن‌ را رها كند تا به‌ زني‌ ديگر روي‌ بياورد و اين‌ كار را فقط‌ با تبادل‌ چند كلمه‌ كه‌ زن‌ و مرد با يكديگر سخن‌مي‌گويند از پول‌ و از تعداد مرتبه‌ها (خودم‌ را به‌ تو متعه‌ دادم‌) سخن‌ مي‌گويند و بدون‌ نياز به‌ شاهد و سرپرست زن‌ انجام‌ مي‌شود. و اگر زن‌ شوهردار باشد يا روسپيگري‌ را زشت‌ مي‌داند‌ سؤالي‌ نيست‌؟
از معتمدترين‌ منبع‌ چنين‌ پاسخ‌ داده‌ مي‌شود:
(باسمه‌ تعالي‌ اين‌ جايز است‌)!!(
[1]).
استفاده‌ و بهره‌برداري‌ جنسي‌ با دختر بچه‌ دوشيزه‌ جايز است‌ اگر نه‌ سال‌ سن‌ داشته‌ باشد ـ يا طبق‌ روايتي‌ ديگر هفت‌ سال‌ داشته‌ باشد ـ به‌ شرط‌ اينكه‌ آلت تناسلي را در داخل شرمگاهش نكند نه اينكه حرام‌ است‌ يا از نظر اخلاقي‌ و وجداني‌ زشت‌ است‌ بلكه‌ براي‌ اينكه نوعي‌ عيب‌ براي‌ خانواده‌اش‌ شمرده‌ مي‌شود(
[2]).
شما فكر كنيد كه‌ آيندة اخلاقي‌ اين‌ دختربچه‌ با اين‌ سن‌ و سال‌ كه‌ روي‌ آلت‌هاي‌ تناسلي‌ مردان‌ زير و رو مي‌شود و حركت‌هاي‌ جنسي‌ ايشان‌ را مشاهده‌ مي‌كند، و مردان‌ هر كاري‌ با او مي‌كنند به‌ جز جماع‌ و آميزش‌!! چه‌ خواهد بود.
و جماع‌ و آميزش‌ با اين‌ دختربچه‌ فقط‌ از راه‌ جلو ناپسند است‌ يعني‌ آميزش‌ و مجامعت‌ از پشت‌ (دبر) جايز است‌!
آيا انسان‌ با غيرت‌ و بزرگواري‌ چنين‌ چيزي‌ را براي‌ دختر يا خواهر يا فاميل‌ يا بر هر بچه‌ از بچه‌هاي‌ دنيا مي‌پسندد؟!!!
به‌ راستي‌ اگر چنين‌ چيزي‌ را در مورد دختر بچه‌ معصوم‌ خود تصور كني‌ چه‌ احساس‌ خواهي‌ كرد؟!! فقط‌ اگر تصور كني‌ نه‌ اينكه‌ چنين‌ چيزي‌ انجام‌ شود.
حلال‌ قرار دادن‌ چنين‌ عمل‌ حيواني‌ حتي‌ از شيطان‌ سر نمي‌زند و هيچ‌ وحشي‌ و دشمن‌ انساني‌ چنين‌ چيزي‌ را حلال‌ قرار نمي‌دهد، پس‌ چگونه‌ چنين‌ چيزي‌ به‌ امامان‌ ما نسبت‌ داده‌ مي‌شود، و به‌ شريعت‌ ما چسبانده‌مي‌شود؟ چگونه‌؟!
آيا اين‌ اخلاق مزدك‌ و اباحي‌گري‌ و بي‌بند و باري‌ مجوس‌ نيست؟!‌ چگونه‌ از زبان‌ پاك‌ قومي‌ اين‌ سخن‌ پليد بيرون مي‌آيد كه‌ خداوند در باره شان‌ فرموده‌ است‌: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾ (الأحزاب: 33). «جز اين‌ نيست‌ كه‌ خداوند مي‌خواهد پليدي‌ را از شما اي‌ اهل‌ بيت‌ دور كند و چنان‌ كه‌ بايد شما را پاكيزه‌ گرداند».
آيا پليديي‌ پليدتر از اين‌ هست‌؟!!
اما (امام‌ زمان‌) و (راهنماي‌ امت‌) مسئله‌ را چنين‌ آب‌ و تاب‌ مي‌دهد:
آميزش‌ كردن‌ با زن‌ قبل‌ از كامل‌ شدن‌ نه‌ سالگي‌ جايز نيست، خواه‌ نكاح‌ دائم‌ باشد يا موقّت‌. اما ساير لذت‌ جويي‌ها مانند دست‌ زدن‌ با شهوت‌ بغل‌ كردن‌ و ران‌ چسباندن‌ حتي‌ با دختر شيرخوار اشكالي‌ندارد(!!!!!)(
[3]).
حتي‌ دختر شيرخوار نجات‌ نكرده‌ است‌!!
سوگند به‌ خدا كه‌ اين‌ اخلاق مزدك‌ و بابك‌ است‌ كه‌ آن‌ را پوشش‌ مي‌دهند و بدون‌ از اينكه‌ خجالت‌ بكشند آن‌ را به‌ اهل‌ بيت‌ نسبت‌ مي‌دهند تا بلعيدن‌ و فرو بردن‌ آن‌ براي‌ بيچارگان‌ آسان‌ باشد.
از خوابتان‌ بيدار شويد!! اي‌ بيچارگان‌ فرو رفته‌ در خواب‌!
مجموعه‌‌اي از طلاب‌ در (بخش‌ داخلي‌) زن‌ هرزه‌اي‌ را مي‌آورند يكي‌ با او آميزش‌ مي‌كند و بقيه‌ در سالن‌ منتظر اند تا اينكه‌ زن‌ بيرون‌ مي‌شود و آن‌ گاه‌ ديگري‌ آن‌ را مي‌برد...
و اينطور ادامه‌ دارد تا اينكه‌ در يك‌ جا و در يك‌ ساعت‌ شب‌ يا روز آمار تكميل‌ مي‌شود! چگونه‌ چنين‌ كاري‌جايز است‌؟! اين‌ كار (متعه‌ (صيغه‌) مي‌باشد!!
در مورد عدة‌ (خيالي‌) كه‌ زن‌ بايد بگذراند مي‌توان‌ از اين‌ حيله‌ استفاده‌ كرد كه‌ مرد از زن‌ استفاده‌ كند تا اينكه وقت‌ تمام‌ مي‌شود، آن‌ گاه‌ بار ديگر او را به‌ عقد دائم‌ در بياورد و سپس‌ قبل‌ از آميزش‌ كردن‌ با او، وي‌ را طلاق دهد تا براي‌ هر كس‌ (به‌ خيال‌ آنها) كه‌ مي‌خواهد از آن‌ استفاده‌ جنسي‌ نمايد و هر زماني‌ كه‌ بخواهد حلال‌ شود اين‌ حيله‌ را در مقابل‌ اين‌ نص‌ قرآني‌ درست‌ كرده‌اند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً﴾ (الأحزاب: 49). «اي‌ مؤمنان‌، چون‌ با زنان‌ مومن‌ ازدواج‌ كنيد آنگاه‌ پيش‌ از آنكه‌ با آنان‌ در آميزيد طلاق شان‌ داديد ديگر شما بر آنان هيچ‌ عده‌اي‌ نداريد كه‌ آن‌ را بشماريد، پس‌ به‌ آنان‌ متعه‌ دهيد و به‌ خوبي‌ رهايشان‌ كنيد».
اين‌ را نعمت‌ الله الجزائري در كتابش‌ (زهر الربيع‌) ذكر كرده‌ است‌!!
برادران‌ تاجري‌ به‌ كشورهاي‌ همسايه‌ مسافرت‌ مي‌نمايند خانه‌اي‌ اجاره‌ نموده‌اند و زني‌ را آن‌ جا نشانده‌اند تا برايشان‌ كار كند و همه‌ آن‌ را به‌ اين‌ صورت‌ زشت‌ نكاح‌ كرده‌اند، اولي‌ مي‌آيد و در طول‌ روزهايي‌ كه‌ در آن‌ اقامت دارد از آن‌ استفاده‌ جنسي‌ مي‌كند تا اينكه‌ برادرش‌ مي‌آيد تا در جاي‌ او قرار بگيرد و او آن‌ را براي‌ برادرش‌ ترك مي‌كند و به‌ كشورش‌ باز مي‌گردد تا نفر سوم‌ بيايد... و اين‌ چنين‌. خداوند شما را نجات‌ دهد!!
مردي‌ همسرش‌ را در بيمارستان‌ بستري‌ نموده‌ و خواهرزنش‌ به‌ جاي‌ زنش‌ آمده‌ تا خدمت‌ فرزندانش‌ را بكند. آيا مي‌داني‌ كه‌ شوهر خواهرش‌ چگونه‌ مي‌تواند با او زنا كند؟
فقيه‌ به‌ او مي‌گويد: زنت‌ را طلاق بده‌ بدون‌ از اينكه‌ كسي‌ را خبر كني‌ كه‌ ممكن‌ است‌ به‌ زن‌ تو خبر بدهد. تا وقتي زنت‌ به‌ خانه‌اش‌ بر مي‌گردد آن‌ وقت‌ بازگرداندن‌ او را به‌ همسري‌ ات‌ نيت‌ كن‌، و مشكل‌ حل‌ است‌!
و اينگونه‌ اين‌ فرد پليد با خواهر زنش‌ به‌ مدت‌ چهل‌ روز كه‌ زنش‌ در بيمارستان‌ به‌ سر مي‌برد آميزش‌ جنسي‌مي‌نمايد، و همواره‌ اين‌ مرد بدون‌ از اينكه‌ خجالت‌ بكشد در گوش‌ برخي‌ از دوستانش‌ در حالي‌ كه‌ لب‌هايش‌ را ازروي‌ لذت‌ بردن‌ و حسرت‌ خوردن‌ بر آن‌ دوران‌ زيبا مي‌ليسد ماجرا را زمزمه‌ مي‌كند و همواره‌ به‌ آن‌ شكار دلبسته‌است‌!
به‌ نظر شما اگر خواهر زنش‌ باري‌ ديگر به‌ ديدار خواهرش‌ به‌ خانه‌ او برود ـ كه‌ حتماً اتفاق مي‌افتد ـ به‌ نظر شما وقتي‌ با شوهر خواهرش‌ روبرو شود يا تنها باشد چه‌ اتفاق خواهد افتاد؟!
ديني‌ كه‌ چيز حرامي‌ در آن‌ نيست‌! محارم‌ وجود ندارد! حرمتي‌ نيست‌! چگونه‌ اين‌ دين‌ به‌ اهل‌ بيت‌ نسبت‌ داده مي‌شود؟!!
اين‌ پرسش‌ و پاسخ‌ آن‌ را كه‌ با عبارتش‌ نقل‌ مي‌كنم‌، بخوان‌: آيا استفاده‌ جنسي‌ و متعه‌ با دختر دوشيزة‌ مسلماني بدون‌ اجازه‌ ولي‌ آن‌ جايز است‌ اگر دختر بيم‌ آن‌ را داشته‌ باشد كه‌ مرتكب‌ حرام‌ خواهد شد؟
بله، اگر ولي‌ دختر او را از ازدواج‌ با كفو منع‌ كند با اينكه‌ دختر به‌ آن‌ علاقه‌ دارد جايز است، و اين‌ منع‌ كردن‌ چون برخلاف‌ مصلحت‌ دختر است، اعتبار اذن‌ ولي‌ ساقط‌ مي‌شود، و نيز اگر عقد موقت‌ به‌ شرط‌ داخل‌ نكردن‌ آله ‌تناسلي‌ در راه‌ جلو و راه‌ عقب‌ باشد جايز است‌!(
[4]).
آيا اجازه‌ ولي‌ در مورد دوشيزه‌ اگر بدون‌ شرط‌ دخول‌ باشد شرط‌ است‌؟ در عقد موقت‌ اگر لفظاً عدم‌ دخول ‌شرط‌ كرده‌ شود اجازه‌ ولي‌ شرط‌ نيست‌(
[5]).
أي شيعان با غيرت بفهميد كه اينان گرگ هايی هستند در لباس ميش ميخواهند ناموس و شرف شما را فاسد كنند خانه هايتان را ويران كنند و شما در غفلت بسر ميبريد بفهميد كه دزدان ناموس بسيار خطر ناكتر از دزدان اموال هستند
اينها مانند شيطان‌ها انسان‌ را گام‌ به‌ گام‌ به‌ پايين‌ مي‌برند از آنها بپرهيزيد. ﴿وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾ (البقرة: 168). «و از گامهاي‌ شيطان‌ پيروي‌ مكنيد حقّا كه‌ او دشمن‌ آشكار شماست‌».
[1]- ن‌. ك‌ مثلاً فروع‌ الكافي‌ 5/540.
[2]- ن‌. ك‌ مثلاً فروع‌ الكافي‌ 5/542.
[3]- تحرير الوسيلة - الخميني‌ 2/241.
[4]- مسائل‌ وردود - محمد صادِ الصدر / چاپ‌ اول‌ 1416هـ - 1995م‌ ص‌ 55.
[5]- حواله‌ مذكور.

۱۳۸۷ آبان ۱۱, شنبه

تصاویر حجة الاسلام مرتضي رادمهر قبل وبعد از اسلام





تصاویر حجة الاسلام مرتضي رادمهر قبل وبعد از اسلام
دكتر رادمهر بعد از اسلام آوردن مورد شكنجه كفار منطقه شده وبعد از تحمل شكنجه هاي فراوان موفق به فرار شده و در تمام طول عمر به تلاش براي فهماندن كفار كرد ودر اين زمينه كتاب هاي فراواني را تاليف نمود خصوصا كتاب بسيار شيرين زندگي نامه خودش به نام :
تولدي دوباره چرا سني شدم

قرآني ديگر به نام الجامعه


الجامعة:
أبوبصير از امام صادق- عليه السلام- روايت ميكند كه ايشان فرمودند:
« در نزد ما جامعه است آنها چه ميدانند كه جامعه چيست؟! گفتم جانم فداي شماباد جامعه چيست؟ فرمودند: صحيفه اي است كه طول آن هفتادگز است با اندازه گيري خود رسول خدا-صلي الله عليه وآله- و املاي ايشان و از زبان خود ايشان ، كه علي(ع) آنرا بادست خودش نوشته است، در آن حكم هر حلال و حرامي درج گرديده است و در آن هرچيزي هست كه مردم تا روز قيامت بدان احتياج داشته باشند حتي جزاي زخمي كه كسي برداشته باشد»
اصول كافي 1/239، بحار الانوار26/22
در اين باره روايات بسياري وجود دارد كه ما بخاطر اختصار از ذكر آن صرف نظر ميكنيم: نگا : كافي-بحار- بصائرالدرجات – وسائل الشيعة و غيره .
اينكه جامعه اكنون در كجاست؟ و با اين همه علمي كه در آن نهفته، بلكه شامل تمام آن چيزهايي است كه مردم تا قيامت به آن محتاجند ؟ چرا پنهان داشته شده، چرا ميليونها انسان از استفاده آن محرومند، بنده جوابي براي اين سؤالات نيافتم؟!
بنده نمی دانم این کتاب در زمان خود رسول الله در کدام خانه نگهداری می شد و آیا کسی به این گواهی داده که همچنین چیزی دیده شده یا نه ؟ پس قرآن شما خیلی بزرگتره چون قرآن اهل سنت یک گز هم نمی شود در نتیجه شما کامیابید ولی نکنه امام مهدی اونو برده به غار خوب باید اون هم سرگرمی داشته باشه برای مطالعه ! آیا در طول این چهارده قرن امت به این قرآن نیاز نداشته اگر نیاز داشته پس مهدی شما به این امت خیانت کرده که این قرآن هفتاد گزی را دزدیده ! واگر نیازی نبوده چرا پیامبر خودش رو خسته کرده واین همه از علی املاء گرفته . به نظر من مسخره است .