۱۳۸۷ دی ۱۷, سه‌شنبه

خدا لعنت کند شمر و یزید را که این بساط را در ایران...



خدا لعنت کند شمر و یزید را که این بساط را در ایران...



یک وبلاگ نویس ایرانی در تهرانبر شمر و یزید لعنت! بر شمر و یزید لعنت ولی اینبار بنا به دلایل دیگری لعنتشان میکنم : لعنتشان میکنم برای اینکه امام حسین را شهید کردند و ۱۴۰۰ سال ، این عزاداری ادامه دار شد!لعنت بر آنها که امام حسین را شهید کردند و باعث شدند ، سرنوشت ایران عوض شود!لعنت بر آنها که امام حسین را شهید کردند و باعث شدند که دهه محرم ، تبدیل به دهه فحشا و فساد شود. دهه ازدیاد مصرف مواد مخدر . دهه گردن کلفتی ها و مزاحمتها و حیف و میل ها . دهه انواع مدلهای مو و انواع لوازم آرایش و انواع شماره تلفنها و زنهای شوهر دار و مکانهای خالی و تاریکی شب و کوچه پس کوچه ها و خیانتها و شب بیرون ماندنها و هیزی کردنها و ..........خدا لعنت کند شمر و یزید را . خدا لعنت کند صفویه را که این بساط را در داخل ایران براه انداخت.خدا لعنت کند کسانی را که در تمام عمرشان ، یک رکعت نماز نخوانده اند ولی ادعای مذهبشان میشود.زیر علامت میروند و چشمانشان در پیاده رو هاست که دختر های بزک کرده را ببینند! خدا لعنتشان کند که برای حسین، قطره ای اشک نریخته اند و در دسته های عزاداری ، نوحه میسرایند و طبل و سنج میزنند!خدا ازشان نگذرد که وسط خیابان راه میافتند و خیابان را میبندند و اگر زن حامله ای ، یا مریض اورژانسی پشت دسته آنها بماند ، به ملکوت اعلا میرود و کسی هم جرات ندارد اعتراضی بکند چرا که چند نفره میریزند سرش و او را نیز به ملکوت اعلا میفرستند!خدا لعنت کند شمر را که باعث شده است سالها بعد ، هنوز مردم با قمه به سر خودشان بزنند!خدا لعنت کند..........

۱۳۸۷ دی ۱۵, یکشنبه

نظر استاد مصطفي حسيني طباطبائي در باره امام زمان!!


نظر استاد مصطفي حسيني طباطبائي در باره امام زمان!!
بسم الله الرحمن الرحیم
اولا اینکه پرسیده اید: آیا اصولا براین موضوع که همیشه باید امامی باشد دلیلی عقلی هست یا خیر؟
بایددانست که گاهی سخن از امام به میان می آید ومنظور یک پیشوای الهی است یعنی امامی که از جانب خداوند برگزیده وتعیین شده است وگاهی مراد یک پیشوای مذهبی است که در سطح عالی علم وتقوی قراردارد ودیگران از راهنمائی های او که از راه تعقل صحیح در جهان آفرینش وکتاب الهی آنها را به دست آورده استفاده می کنند واموراسلامی را به او باز می گردانند والبته بمعنی اخیر مسلمانان همیشه باید پیشوائی داشته باشند همانطور که هر مذهبی وحتی مسلک سیاسی مطلق نیز رهنمود پیشوا وزعیمی دارد!
اما درمورد سئوال اول که آیا مسلمانان همیشه به یک امام الهی نیازمند هستند یا خیر؟
من می گویم خیر چنین نیازی نیست زیرا آن امام الهی که همیشه زنده وحاضر است وغیبت ندارد واز راهنمائیهایش می توان بر خوردار شد همان قرآن کریم است به دلیل آنچه در خود قرآن آمده که من قبله کتاب موسی اماما یعنی(پیش از این کتاب کتاب موسی امام بود) از اینجا استفاده می شود که اینک قرآن امام است امام حاضر امام زمان امام بدون غیبت اما اگر ما بخواهیم افسانه سازی کنیم ویک موجود غیبی هزارساله را امام زمان بدانیم راهی مخالف باعقل ووحی هردو پیموده ایم زیرا وحی می گوید اثر امام هدایت وراهنمائی اوست (پس اگر امامی خود ناپدید شد وکتاب واثری هم از او نماند تا مشکلات روز را جواب بگوید چنین امامی امام قرآن نیست یعنی آن امامی نیست که قرآن آن را وصف نموده وپیروان قرآن باید وجود اورا بپذیرند) اگر گفته شود قرآن در کجا اثر امام را هدایت مردم دانسته گوییم در سوره انبیاء آنجا که درباره پیشوایان خدائی می فرماید:
وجعلنا هم ائمه یهدون بامرنا
یعنی
آنها را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می کردند
وآنچه قرآن می گوید تنها مربوط به گذشته نیست بلکه برای اهل قرآن ومسلمانان نیز هست چرا که مردم گذشته گذشتند واگر مطالب قرآن اختصاص به آنها داشت برای این امت بازگو کردنآن مطالب چه سود داشت؟
عقل هم با وحی همراه است واز معتقدین به امام غیبی می پرسد:شما که به این وجود محجوب ایمان دارید وآنرا پیشوای زمان می دانید کدام مشکل دینی واجتماعی را به کمک او حل می کنیدوچه فایده ای بر وجود ایشان مترتب است !
این بزرگواران چون فایده ای سراغ ندارندگاهی موضوع رااحاله به آینده می دهند که امام در آینده جهان را پر از عدل وداد می کند گوئیم پس امام امام آینده است نه امام زمان !به علاوه خدائی که به تایید خود اراده دارد که در آینده جهان را از نور عدالت پرکند چه جاجت داشته که از هزار سال پیش کسی را ذخیره برای قرنهای بعد نماید مگر نمی توانسته(نعوذ بالله)که در وقت مقتضی چنین انسانی وپیشوائی بوجود آورد؟
مگر خدای قدوس وتوانا کار بیهوده می فرماید؟!
مگر خدا حساب بنده است که چون میوه زمستانی در تابستان بدستم نمی آید آن را از زمستان برای تابستان خود ذخیره می کنم؟!
می گویند امام باید از امام باشد!یعنی پدر امام باید امام دیگری باشد ولذا خداوندفرزند آخرین امام را ذخیره فرموده گوییم ای شگفت!!که درحال ابوطالب پدر امیرالمومنین علی(ع) نه امام بود ونه پیغمبر! وعبدالله پدر رسول خدا نه مقام نبوت داشت ونه مقام امامت!
وقتی که ابوالائمه از این شرط خارج باشد ورسول خدا با آن مقام عالی چنان نباشد ادعای شما چگونه می توانست درست باشد؟!
به علاوه چرا از این امام محجوب نام ونشانی در قرآن کریم نیست مگر ایمان به وجود این امام از ایمان به وجود مردان گذشته که در جهان می زیستند وصدها سال از مرگشان گذشته مثل لقمان وذوالقرنین ضرورت کمتری داشته که نام ونشان اینها برای عبرت وپند درقرآن کریم به تفصیل آمده ولی از نام ونشان امام با عظمت وغیبی مسلمانان که شب وروز باید چشمبهظهور دولت او بدوزند در قرآن کریم خبری نیست آیا روش کتاب هدایت این باید باشد کههر چیز که مهمتر است آنرا کمتر بیان فرمایدیا به کلی مکتوم نماید وامو کم اهمیت ترراتوضیح مفصل بدهد؟!
آیا این توهینی به قرآن مقدس نیست؟
گاهی شنیده می شود که میگویند لو لا الامام (یا لو لا الحجه) لساحت الارض باهلها
اگر امام نباشد زمین اهلش رادر خود فرو می برد!
گوئیم اگر این حدیث صحیح باشد معنی آن این است که اگر حجت خدا(مثل کتاب آسمانی)در میان مردم نباشد در آن وقت باید جهان به پایان رسد زیرا خداوند ازآفرینش مردم غرضی دارد که آن هدایت شایستگان مردم وتکامل آنهاست واگر راهنمایخدائی میان مردم نباشد این غرض حاصل نمی شود پس خلقت باید منتفی باشد
اما اگرمراد از حجت امام غیبی بود در پنهان بودن او چه هدایت وراهنمائی هست که با نبودن آنهدایت زمین وزمان برهم خورد؟!
عجب است که زلزله می آید ومردم خراسان وقزوین وبم...را که شب وروز عجل علی ظهورک می گویند وبه امام غیبی عقیده دارند را از میان میبرد ولی با مردم هالیوود که اسم امام را هم نمی دانند کاری ندارد!
اگر قرار است که اثرامام حفظ زمین واهل آن باشد باید که این نگاهبانی در مورد معتقدین به امام مصداق بیشتری داشته باشد تا کفار وفساق!
خنده دار نیست که ما بگوئیم خدای جهان حجت خود را غیب فرموده ودر صحنه زندگی دیگر مردم را ملامت می فرماید که با وجودحجت مردم چرا ایمان نیاوردند!
مگر من به شما بوسیله حجت خود اتمام حجت نکردم؟!
مردم در عالم آخرت می توانند جواب دهند که خداونداحجت تو(یعنی دلیل البته درمیان ماآمد ولی غیب بود دلیل آوردی ولی دلیلت غیبت داشت آیا به دلیل غیبی که به کسی نرسیده می توان مردم را هدایت نمود واتمام حجت کرد؟!
فسبحان الله عما یقول الجاهلونعلوا کبیرا.
هرکه چنین گفت خدا را نشناخت

شهادت سيدنا عمر الفاروق رضي الله عنه


شهادت سيدنا عمر الفاروق رضي الله عنه

در آستانه ي ماه محرم قرار داريم ماهي كه در نخستين روز آن دومين خليفه ي راشد به شهادت رسيدند. اين شخصيت برجسته ي اصحاب رسول الله، قبل از اسلام آوردنش يكي از سرسخت ترين دشمنان اسلام بود و رسول خدا دعا كردند كه «اللهم اعز الاسلام باحب هذين الرجلين عندك بعمر بن الخطاب او بعمرو بن الهشام» يعني:«خداوندا دين اسلام را با مسلمان شدن هر كدام از اين دو مردي كه نزد تو محبوب تر باشد عمر بن خطاب يا عمرو بن هشام(ابوجهل) تقويت بفرما» و الله يكتا اين دعا را در حق عمر بن خطاب قبول فرمود.
به گفته ي بسياري از مورخين، وي چهلمين فردي بود كه اسلام آورد و با اسلام آوردنش، موجب آشكار شدن دين اسلام گرديد و مسلمين از آن پس آزادانه تر به دعوت و تبليغ مي پرداختند.
آنطور كه شاعر گويد:
عمر كرد اسلام را آشكار بياراست گيتي چو باغ بهار

وي از «السابقون» بود كساني كه در دوران پنهاني دعوت اسلامي به دين حق در آمدند. و دوراني كه پيامبر، دعوت را بر كساني عرضه مي كرد كه اطمينان بيشتري به آن ها داشتند.
ابوبكر(اولين مردي كه اسلام آورد)، عمر، عثمان، علي(اولين نوجواني كه اسلام آورد)،زيد(اولين برده آزاد شده اي كه ايمان آورد) طلحه، زبير، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابي وقاص رضي الله عنهم اجمعين همه از جمله ي سبقت گيرندگان در ايمان، به آخرين فرستاده ي خدا هستند. همان ها كه در موردشان آمده است« وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»(سوره واقعه) و همچنين خداوند فرموده است: «وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنْ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (سوره توبه)
سيدنا عمر رضي الله عنه با نظرخواهي سيدنا ابوبكر از خبرگان و بزرگان صحابه به خلافت برگزيده شدند و در طول دوران خلافت خويش امپراطوريهاي ايران ساساني و روم شرقي(بيزانس) را شكست دادند و مسلمين با هدايت و رهبري ايشان بسياري از بلاد كنوني اسلام را در شام و فلسطين و ايران و شمال افريقا به سيطره ي قوانين قرآن و سنت پيامبر در آوردند.
ايشان پدر خانم رسول الله صلي الله عليه و سلم و داماد فاطمه زهرا و علي رضي الله عنهما بودند. عدالت عمر زبانزد خاص و عام است و ايشان در اجراي احكام اسلامي بسيار سختگير بودند.
سرانجام اين خليفه ي راشد در 27 ذيحجه سال 24 هجري بدست يك مجوسي به نام فيروز ابولولو (كه يك بار هم براي الله سجده نكرده بود)
با چندين ضربه كارد زخمي شدند در حالي كه امام مردم در نماز صبح و در محراب مسجد بودند و پس از چهار روز در اول محرم به شهادت رسيدند. پيكر مطهر ايشان در حجره ي ام المومنين عايشه و در كنار رسول الله و ابوبكر صديق به خاك سپرده شد.

۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه

دلایل کفر شیعه 2

دلایل کفر 2
در اصول کافی جلد 4 صفحه ی 446 کتاب فضل القرآن وفصل الخطاب صفحه ی 235 آمده است که: امام جعفر صادق ( رح ) می فرماید بی شک قران کریم که حضرت جبرئیل به طرف حضرت محمد (ص) آورد هفده هزار آیه بود .در اصول کافی جلد 4 صفحه ی 444 و تفسیر صافی جلد 1 صفحه ی 25 وتفسیر مرأة الانوار صفحه ی 36 وبصائر الدرجات صفحه ی 213 وفصل الخطاب صفحه ی 7وانوارنعمانیه جلد 2 صفحه ی 363 آمده است که: نزد امام جعفر صادق کسی قرآنی را تلاوت می کرد من کلامی را شنیدم که بغیراز آن قرآنی بود که مردم عادی می خوانند امام جعفر فرمود به این صورت نخوان همان طوری بخوان که مردم می خوانندتا زمانی که امام مهدی می آید وقتی که امام مهدی آمد قرآن به صورت اصلیش خوانده می شود وهمان قرآنی آورده می شود که حضرت علی آن را نوشته بود .در تفسیر مرأة الانوار صفحه ی 70 آمده است که : علت مبتلا شدن حضرت ایوب به مصائب این بود که در ولایت حضرت علی شک کرده بود .در حق الیقین صفحه ی 156 آمده است که: جمع کثیری از مسلمانان ابوبکر راظالم وغاصب دانند وتا روز قیامت او را واعوانش را لعنت کنند .در جلاء العیون صفحه ی 41 آمده است که : وآن ملعون روسیاه ( ابوبکر ) سبقت به عذاب الیم الهی اختیار کرده خلافت را قبول کرد واکثر مهاجرین وانصار وصیت احمد مختار وبیعت علی کرار را منظور نداشته از خدا شرم نکردند وبا آن ملعون بیعت کردند .در حیاة القلوب جلد 2 صفحه ی 680 وجلاءالعیون صفحه ی 45 آمده است که : عاقل را مجال آن نیست که شک نماید در کفر عمر ملعون وکفر کسی که عمر لعین را مسلمان داند .در جلاء العیون صفحه ی 137 آمده است که :بدترین خلق خدا عمرابن خطاب است .غلامحسین نجفی لعنتی در کتاب قول مقبول صفحه ی 420 می نویسد که :عثمان با مرده زنش ام کلثوم همبستری کرد.ودر صفحه ی 432 می نویسد که :دردنیا این اولین خلیفه ای است که مرز شرم وحیا را شکست وبا مرده ی زنش همبستری کرد .برادران مسلمان آیا شما کسی را با این عقاید مسلما ن می دانید فکر نکنم مسلمانی که بک ذره ایمان وغیرت دا شته باشد در دل قبول کند که این گمراهان مسلمان باشندامیدوارم همان طوری که از صدر اسلام تا به حال تمام مسلمانان وبزرگان ما بر همین عقیده بوده اند که این گروه کافر ومرتد هستند ما هم پیرو راه همان بزرگواران خود باشیم وبا مسلمان گفتن این دشمنان اسلام ایمان خود را به خطر نیندازیم .فتوای مولانا سلیمان ندوی در تاریخ 24/2/1408 هجری قمریفرقه ی اثنا عشری اگر قایل به تحریف قرآن است ومنکر ختم نبوت امی با شد در کفر او هیچ شکی نیست .فتوای امام العصر حبیب الرحمن اعظمی 7 صفر 1407شیعه ی اثنا عشری بی شک وشبه کافر ومرتد هستند .فتوای مولانا محمد ظهور ندوی مفتی دارالعلوم ندوة العلماء لکهنودر بین شیعه ها فرقه ی اثنا عشری که قایل به تحریف قرآن است واین عقیده را دارد که در قرآن آیات صریحی در مورد حضرت علی واهل بیت وجود داشته وآن ها را صحابه کرام خصوصا ابوبکر وعمر قطع وبرید کرده خارج کرده اندو قرآن موجوده ناقص است وهمین طور بخاطر داشتن عقیده امامت منکر ختم نبوت هستند وعقاید زیادی دارند که مخالف صریح کتاب الله ونصوص هستند در این صورت فرقه ی اثنا عشری کافربوده واز دایره اسلام خارج هستند .فتوای مفتی اعظم پاکستان ورئیس دارالافتائ جامعه العلوم الاسلامیه کراچی حضرت مولانا مفتی ولی حسن صاحب .شیعه ی اثنا عشری ورافضی کافر هستند وجائز نیست که مسلمانان با آنان مواصلت نمایند ودر نماز جنازه شان شرکت کنند وذبیحه ی آنان حلا ل نیست وآنان را درقبرستان مسلمانان دفن نکنید .بله دوستان صحابه کسانی هستند که الله تعالی در قرآن در مورد آنان در سوره فتح آیه ی 29 می فرمایدحضرت محمد ( ص ) رسول خداوند است وکسانی که همراه او هستند ( صحابه کرام ) در مقابل کفار سخت ودر بین هم مهربان هستند ای مخاطب تو می بینی که گاهی در حالت رکوع هستند وگاهی در حالت سجده وفضل الله تعالی را جستجو می کنند آثار سجده را بر پیشانی شان می بینی این ها اوصافی است که در تورات وانجیل آمده است .وپیامبر اکرم (ص ) درروایتی از ترمذی در مورد صحابه کرام می فرماید :در مورد صحابه ی من از الله بترسید در مورد صحابه ی من از الله بترسید آن ها را بعد از من مورد تنقید قرار ندهید چونکه هر کس با آنان محبت کرد از روی محبت من با آنان محبت کرده است وهر کس آنان را اذیت کرد گویا مرااذیت کرده وهرکس مرا اذیت کرد گویا الله تعالی را ایذا داده است پس نزدیک است که الله تعالی اورا بگیرد.دوستان این نااهلان کسانی هستند که بر الله تعالی ایراد می گیرند ودشمنان الله ورسول او هستند پس ما هم باید دشمنان الله را دشمن خود بپنداریم چون این یکی از نشانی های ایمان است والله تعالی درسوره نسائ آیه ی 144 می فرماید :یاأیُهاالَّذِینَ آ مَنُوا لا تَتَّخِذُواالکَافِرِینَ اَولِیاءِ مِن دُونِ المُومِنِینَ . ای کسانی که ایمان آورده اید مومنین را ترک نکنید وبا کافرین دوستی نکنید .در تمام اعصار تمام علما بر کفر شیعه متفق بودند پس چه شده که فتوای ما عوض شده آیا شیعه ها از عقایدشان برگشته اند ؟ فیصله خودتان بکنید .

دلایل کفر شیعه 1

دلایل کفر
در کتاب تذکرة الائمه ص 64 ملا باقر مجلسی می نویسد :
خدا جبرئیل را به علی فرستاد او به غلط به محمد رفت از آنکه محمد به علی غراب که غراب مانددر این جمله ملا باقر مجلسی می گوید چون که حضرت علی و حضرت محمد (ص) بسیار شبیه هم بودند و او مثل کلاغ را می زند که کلاغها چقدر شبیه هم هستند آنان هم همانقدر شبیه هم بودند اولاً پیامر (ص) را شبیه کلاغ دانستن بزرگترین گستاخی است و دوماً اشتباه جبرئیل بزرگترین کفر است خمینی در کشف الاسرار ص 107 می نویسد : ما خدایی را پرستش می کنیم و می شناسیم که کارهایش بر اساس عقل پایدار و به خلاف گفته عقل هیچ کاری نکند نه آن خدا که بنای مرتفع از خدا پرستی و عدالت و دین داری بنا کند و خود بخرابی آن بکوشد و یزید و معاویه و عثمان و از قبیل چپاول چی های دیگر را بمردم امارت دهد .پس بدانیم که همان مالک زمین و آسمان بود که حضرت عثمان را امارت داد و شیعه ها این مالک زمین و آسمان را چون عثمان را امارت داده پرستش نمی کنند و حقیقتاً چون پیامبر آنها حضرت علی است پس خدایشان هم خدایی دیگر و قرآن آنان هم قرآنی دیگر همانطور که خدای آنان رب العالمین نیست پیامبر آنان حضرت محمد نیست چون به خطای جبرئیل پیامبر شده قرآن آنها هم این قرآن عام مسلمین نیست همانطوری که در روایت اصول کافی ص 332 ج 1 مترجم فارسی تفسیر البرهان ج1 ص 15 فصل الخطاب ص 4 تفسیر صافی ج 1 ص 11 تفسیر مراة الانوار ص 37 بصائر الدرجات ص 213 آمده است که : عن جابر قال سمعت ابا جعفر (ع) یقول ما ادعی احد من الناس انه جمع القرآن کله کما انزل الله الا کذاب و ما جمعه و حفظه کما نزله الله الا علی ابن ابی طالب علیه السلام و الائمه من بعد... ( جابر می گوبد از امام باقر شنبده هر کسی که ادعا کند که قرآن کریم را بصورت کامل جمع آوری کرده او دروغگو است چونکه قرآن کامل را فقط حضرت علی و ائمه بعد از او جمع آوری کرده اند ) حال متوجه شدیم که تمام امت متفق هستند که قرآن توسط حضرت عثمان جمع آوری شده ولی شیعه ها این را قبول ندارند و این قرآن را تحریف شده می دانند با این عقاید فتاوای چهارده قرن از علماء اهل اسلام فتوای کفر شیعه یوده .
فتوای علامه کمال الدین معروف به ابن الهمام متوفی سال 681 : ان انکر خلافة الصدیق او عمر (رض) فهو کافر فتح القدیر ج1 ص 304 طبع بیروت به تحقیق کسی که منکر خلافت ابوبکر و عمر باشد پس او کافر است . فتوای علامه ابن عابدین شا می لا شک فی تکفیر من قزف سیده عایشه ( رض) او انکر صحبه الصدیق رد المختار ج2 ص 294 کسی که به حضرت عایشه تهمت بزند و منکر صحابیت ابوبکر باشد در کفر او شکی نیست .
و در فتاوای عالمگیری که در زمان سلطان اورنگ زیب گروه زیادی از علماء این فتاوی را صادر کرده اند آمده است : الرافضی اذا کان یسب الشیخین و یلعنهما العیاذبا الله فهو کافر رافضی اگر در حق ابوبکر و عمر گستاخی کنند و آنان را لعنت کنند کافر هستند . این فتاوای بزرگترین کتابهای اهل سنت در حق روافض هستند حال فتوای شما چیست آیا فتوای شما غیر از این است که شیعه های معاصر از عقیده خود برگشته اند در آذر ماه 1384 زمانی که سی دی های عبد المالک ریگی در اثبات کفر شیعه در استان پخش شدند امام جمعه اهل تشیع در سراوان محمدیان در جلسه ای که تمام روساء مدارس و ادارات را در مدرسه نمونه امام سجاد سراوان جمع کرده بود گفت ما این عقیده ها را نداریم یک ملا هزار سال قبل یک کتابی نوشته ما آن را قبول نداریم . سوال این جا است که آیا کشف الاسرار خمینی مال هزار سال قبل است جمله توهین آمیز به ام المومنین عایشه در 10/6/84 در روزنامه جام جم مال هزار سال قبل است؟ جمله توهین آمیز به حضرت عایشه در مجله خانواده سبز شماره 195 مال هزار سال قبل است؟ جملات کفریه تیجانی در صدا و سیما در رمضان 86 مال هزار سال قبل است .؟ دوستان شیعه ها همان عقاید کفریه خود را دارند پس چرا فتوای ما بعد از 14 قرن عوض شده؟ سوال اینجاست ، آنرا در آینده می خوانیم .

حقیقتی غیرقابل انکار










حقیقتی غیرقابل انکار
مذهب شیعه یکی از خرافی ترین ومزخرف ترین مذاهب کره ی زمین است که بر اثر خرافات چند آخوند احمق بوجود آمده است وتمام آخوند های بی غیرت مردم بیچاره را استحمار کرده واز مال وناموس آن ها سوء استفاده می کنند وبه بهانه ی خمس وسهمیه ی امام زمان مال مردم را به غارت برده ودر عیاشی خود استفاده می کنند وبوسیله ی حکم منحوس صیغه به ناموس آنان حمله می کنند



بِأیّ ذَ نبٍ ضُرِبَت در طول تاریخ تمام مذاهب برای ملت خود آسانی وآسایش به همراه آورده اند و اسلام واحکام آن برای مسلمانان سبب آسایش در دنیا وآخرت است .مگر امام حسین رضی الله تعالی عنه را چه کسی به شهادت رسانده ؟ آیا شیعیان نبودند که او را دعوت کرده وتنهایش گذاشتند . پس ببینیم خود ائمه چه فیصله ای کرده اند . امام زین العابدین ( رح ) می فرماید : «اينها برما گريه ميكنند ! مگر ما را جز آنها چه كسي كشته است ؟!» احتجاج 2/29
رأي امام باقر(ع) در مورد شیعیان خدا را شكر:« اگر همه مردم هم، شيعه ما مي بودند، حتما سه چهارم شان در باره ما شكاك(شك كننده) و يك چهارم ديگرشان احمق مي بودند »رجال كشي ص 79




رای امام حسین رضی الله تعالی عنه در مورد شیعیان در میدان کربلا
نفرين بر طاغوت:« اما شما در بيعت ما همچون پرنده ( الدباء) از عجله كار گرفتيد و همانند پروانه شتاب زده شديد و بلا فاصله عهد تان را شكستيد پس نفرين و هلاكت و نابودي باد برطاغوت هاي اين امت و گروهي هاي ديگر و آنانيكه كتاب را بفراموشي سپردند و شما هم كه داريد مارا خوار ميگذاريد و ميكشيد، هان لعنت خدا برستمگران باد »احتجاج 2 طبرسي/42
از مفضل بن عمر روايت است كه گفت :از امام صادق- عليه السلام -شنيدم كه ميفرمودند:« لوقام قائمنا بدأ بكذابي الشيعة فقتلهم»-هرگاه امام قائم ظهور كند از شيعيان دروغين شروع خواهد كرد و آنان را خواهد كشت.رجال كشي/253چرا امام قائم ازشيعيان دروغين شروع ميكند و اول آنان را ميكشد؟!زيرا تهمتها و دروغهايي كه آنان ساخته اند و به نام دين واهل بيت (ع) به خورد مردم داده اند خيلي زشت است و پيامدهاي خطرناكي دارد مانند صيغه و لواط و خمس و تحريف قرآن و بداء و رجعت وغيره كه متأسفانه همه جزو ايمان! قرار گرفته است، پس ﭺه كسي از شمشير امام قائم نجات خواهد يافت؟! عجل الله فرجه الشريف؟!!.

و از امام صادق- عليه السلام- روايت است كه فرمودند:« ما انزل الله سبحانه آية في المنافقين الا وهي فيمن ينتحل التشيع!! »-خداوند پاك هيچ آيه اي در باره منافقين نازل نفرموده مگر اينكه بر پيروان تشيع تطبيق ميورد!!.رجال كشي ص/254بيوگرافي ابو الخطابجانم و پدر و مادرم فداي امام صادق- عليهم السلام -باد خوب شناخته است! پس وقتي تمام آيات نفاق بركساني كه از تشيع پيروي ميكنند تطبيق ميخورد چگونه من با آنان همراه باشم؟! آيا بازهم درست است كه ادعا كنند از مذهب اهل بيت- عليهم السلام- پيروي ميكنند؟ و آيا بازهم ادعاي محبت اهل بيت -عليهم السلام- صادق است ،اينك پاسخ همه آن پرسشهايي كه همواره مرا به حيرت واداشته و ذهنم را به خود مشغول ميداشت در يافتم.



توهين شیعیان به به ام كلثوم(ع) !چاره اي نبود؟ :هنگامي كه اميرالمؤمنين –عليه السلام- دختر شان ام كلثوم را به نكاح عمر بن خطاب دادند چرا دشمني با اهل بيت را مانع اين وصلت ندانستند!؟، ابو جعفر كليني از امام صادق- عليه السلام- نقل مي كند كه ايشان در باره آن ازدواج فرمودند:« إن ذلك فرج غصبناه » !!!-آن فرجي بود كه از ما غصب شد
فروع كافي 2/141ازگوينده اين سخن مي پرسيم: آيا عمر با ام كلثوم ازدواج شرعي كردند؟ يا اينكه او را به زور غصب نمود ؟ كلام صادق- عليه السلام –معنايش آشكار است آيا ممكن است ابوعبدالله چنين سخن پوچي در باره بيت طاهرة حضرت علي-عليه السلام - بفرمايند؟و انگهي اگر عمر ام كلثوم را غصب نمود پدرش اسدالله صاحب ذوالفقار و قهرمان قريش چگونه به اين ذلت تن داد و از ناموسش دفاع نكرد!؟.

عبدالله بن سبا افسانه یا حقیقت ؟


عبد الله ابن سبا افسانه يا حقيقت ؟
آنچه در نزد ما شيعيان رايج است اينست كه عبد الله ابن سبا يك شخصيت خيالي است كه هيچ حقيقتي ندارد ، و اهل سنت براي وارد كردن طعن بر شيعه و معتقدات آنان اين افسانه را اختراع كرده اند ، و آغاز تشيع را به او نسبت مي دهند تا اينكه مردم را از شيعيان و مذهب اهل بيت –عليهم السلام - باز دارند .بنده از علامه محمد حسين آل كاشف الغطاء در باره ابن سبا ﭗرسيدم ايشان فرمودند: ابن سبا افسانه اي است كه اموي ها و عباسي ها بخاطر كينه اي كه با اهل بيت اطهارعليهم السلام داشته اند اختراع كردند بنابرين يك شخص عاقل نبايد خودش را با اينگونه افسانه ها مشغول كند.اما در كتاب معروف ايشان ( اصل الشيعه و اصولها ص40-41) مطلبي ديدم كه بر وجود اين شخصيت دلالت مي كند، مي فرمايد:« اما عبد الله بن سبا الذين يلصقونه بالشيعة و يلصقون الشيعة به فهذه كتب الشيعة بأجمعها تعلن لعنه و البراءة منه ...»-و اما عبد الله بن سبا ،كساني كه او را به شيعه و شيعه را به او ميچسبانند ، - بايد بدانند كه - همه كتب شيعه بطور كلي لعن خودشان را بر او و بيزاري از او را اعلان مي كنند... .بدون شك اين اعتراف به وجود اين شخصيت است ، وقتي از خود ايشان توضيح خواستم فرمودند:آنچه من گفتم تقيه است ، چونكه كتاب مذكور مخاطبانش اهل سنت هستند ، لذا در ادامه نوشته ام كه : (بعيد به نظر نميرسد گفته كسي كه مدعي است عبد الله ابن سبا - وامثال آن - همه افسانه هايي است كه داستان سرايان و خيال بافان اختراع كرده اند).آقاي مرتضي عسكري كتابي تاليف كرده بنام (عبدالله بن سبا و افسانه هاي ديگر) كه درآن وجود چنين شخصيتي را انكار كرده است ، چنانكه آقاي محمد جواد مغنية در مقدمه اش بركتاب مذكور از وجود شخصيت ابن سبا منكر شده است ،اما اگر كتب معتبر خودمان را ورق بزنيم مي بينيم كه ابن سبا يك شخصيت حقيقي است گرچه علماي ما يا تعدادي از آنان وجودش را منكر شوند، اينك ملاحظه فرمائيد :
ابن سباء درعُمق روايات
1-كسي از امام باقر- عليه السلام- روايت ميكندكه فرمودند:«عبدالله بن سبا مدعي نبوت بود، وعقيده داشت كه نعوذ بالله اميرالمؤمنين خودش خداست ، وقتي به امير المؤمنين خبر رسيد او را فراخواندند، و در مورد از وي پرسيدند، اعتراف كرد و گفت : آري، تو خدايي، در دلم آمده است كه تو خدايي ومن پيامبرم، امير المؤمنين عليه السلام فرمودند: هلاكت برتو باد، شيطان ترا مسخره كرده است ،مادر مرده! فورا برگرد و توبه كن، وي انكار كرد ، او را زندان كردند و سه روز به او مهلت دادند كه توبه كند ولي توبه نكرد بنا براين اميرالمؤمنين او را به آتش انداختند و فرمودند : شيطان او را فريب داده بود ، و چنين كفرياتي را در دلش وسوسه مي كرد »رجال كشي1/702- و از امام صادق- عليه السلام- روايت است كه فرمودند:« خداوند لعنت كند عبد الله بن سبا را كه در بارة امير المؤمنين -عليه السلام- ادعاي ربوبيت ميكرد، و به خدا سوگند كه اميرالمؤمنين- عليه السلام - جز بندة فرمانبرداري براي خدا نبود ، هلاكت باد بركسي كه برما دروغ مي بندد ، عدة در باره ما چيزهايي را ادعا ميكنند كه خودمان در بارة خود ادعا نكرده ايم ، از آنان بيزاريم و به خدا پناه مي جوييم»رجال كشي 1/713-مامقاني مي فرمايد:« عبد الله بن سبا كسي است كه به كفر بازگشت و اظهار غلو نمود ومي فرمايد:"غالي مطعوني است كه اميرالمؤمنين او را با آتش سوزاند، وي معتقد بود كه علي -عليه السلام- خدا و خودش پيامبرست »تنقيح المقال ج2 / 183-1824-نوبختي مي فرمايد:« سبائيها به امامت علي قائل بودند، و اعتقاد داشتند كه امامت فرض است و از سوي خدا تعيين مي گردد، آنها پيروان عبد الله بن سبا هستند ، ابن سبا از كساني بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان و ديگر صحابه آشكارا طعن وارد مي كرد و از آنان بيزاري مي جست و مدّعي بود كه علي -عليه السلام- او را به اين كار مكلف كرده است، اميرالمؤمنين از وي در اين باره توضيح خواستند ، او اعتراف نمود، بنابرين دستور به قتلش دادند، مردم سراسيمه پيش امير المؤمنين رفتند وگفتند : آيا كسي را ميكشي كه به محبت شما اهل بيت دعوت مي كند و بسوي ولايت شما و بيزاري از دشمنان شما مي خواند ، بنا براين او را به مدائن تبعيد كردند »5- نيز مي فرمايد:« عده اي از اهل علم حكايت كرده اند كه عبد الله بن سبا مردي يهودي بود كه مسلمان شد ، و با علي (ع)دوستي كرد، او قبلاً، كه هنوز يهودي بود در باره يوشع بن نون كه پس از موسي- عليه السلام- آمد همين مقوله را مي گفت وقتي كه مسلمان شد در باره علي بن ابيطالب (ع) نيز چنين ادعائي كرد . او اولين كسي بود كه از فرض بودن امامت علي -عليه السلام -و اظهار بيزاري از دشمنانش سخن گفت از اينجاست كه كساني كه با شيعه مخالفند مي گويند: اصل رفض از يهوديت است »فرق الشيعة ص 32-446-سعد بن عبدالله اشعري قمي در آغاز سخنش از سبائيت مي فرمايد:« سبائيها پيروان عبد الله بن سبا هستند ،او عبد الله بن وهب راسبي همداني است،عبد الله بن خرسي وابن أسودكه از معتمدترين يارانش بودند او را در اين كار ياري كردند، وي اولين كسي بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان آشكارا طعن وارد كرد و از آنان اعلان بيزاري نمود »المقالات والفرق ص 207-ابن ابي الحديد تصريح كرده كه درحالي كه علي-عليه السلام- خطبه مي خواند عبد الله بن سبا بلند شد وگفت:( أنت أنت ) تويي تويي، چندين بار اين جمله را تكرار كرد ، حضرت علي فرمودند:« نفرين بر تو باد من كيستم ؟ گفت: ( أنت الله ) تو خدايي، دستور دادند كه او را با پيروانش دستگير كنند »شرح نهج البلاغه ج 5/58-آقاي نعمة الله جزائري مي فرمايد:« عبد الله بن سبا به اميرالمؤمنين گفت: تو الهِ بر حقي ، أمير المؤمنين او را به مدائن تبعيد كردند، او از يهوديت مسلمان شده بود ، و مانند آنچه كه به حضرت علي- عليه السلام -گفت در يهوديت به يوشع بن نون و موسي -عليه السلام- مي گفت »الانوار النعمانية ج 2 /234
نتيجه گيري
اين بود چند تا روايت از كتب معتبر و متنوع كه در علوم رجال وفقه و فرق بود، بخاطر آنكه مطلب زياد طولاني نشود از روايات بي شمار ديگري كه در كتب مختلف وجود دارد صرف نظر كرديم ، كه همه آنها شخصيتي را ثابت مي كنند كه اسمش عبد الله بن سبا است، بعد از اين ديگر ممكن نيست كه از وجود او منكر شويم خصوصا اينكه اميرالمؤمنين- عليه السلام- او را به خاطر مقوله كفر آميزي كه گفته بود عذاب داد، معناي اين سخن آن است كه حضرت اميرالمؤمنين ، عبد الله بن سبا را ديده است ، و اين خود براي اثبات شخصيت او كافيست كه ديگر جاي انكار باقي نميماند.آنچه از نصوص گذشته بر ميآيد اين است :1 - اثبات شخصيت ابن سبا ووجود فرقه اي كه او را ياري مي كردند، و حرف او را مي زدند كه اين فرقه "سبائيت" نام دارد.2- ابن سبا، مردي يهودي بود كه مدعي اسلام شد،گر چه او تظاهر به اسلام نمود ، اما حقيقت اين است كه او بر يهوديتش باقي ماند و بر اساس آن سمپاشي كرد.3- او اولين كسي بود كه بدعت طعن بر ابوبكر و عمر و ديگر صحابه- رضوان الله عليهم- را اختراع نمود.4-او اولين كسي بود كه از امامت امير المؤمنين- عليه السلام- سخن گفت.5- و او اولين كسي بود كه مدعي شد امير المؤمنين وصي پيامبر - صلي الله عليه و آله- است.طبعا اين مقوله را از يهوديت نقل كرده بود وچنين وانمود ميكرد كه گويا با اهل بيت (ع)محبت دارد ، لذا به ولايت آنان و بيزاري از دشمنانشان - كه گويا صحابه پيامبر بودند _ دعوت مي كرد .بنابرين عبد الله بن سبا يك شخصيت حقيقي است كه نميتوان انكارش كرد و نه از كنارش به آساني گذشت لذا با صراحت در كتب و مصادر معتبر ما از او سخن رفته است ، براي اطلاع و آشنائي بيشتر با ابن سبا مي توانيد به كتب ذيل مراجعه فرمايد:غارات ثقفي، رجال طوسي،رجال حلي،قاموس الرجال تستري،دائرة المعارف اعلمي حائري موسوم به مقتبس الاثر،الكني و الالقاب از عباس قمي،حل الاشكال بن طاووس،رجال بن داود،تحرير طاووسي،مجمع الرجال قهبائي،نقد الرجال تفرشي،جامع الرواة مقدسي اردبيلي،مرآة الانوار محمد بن طاهر عاملي و مناقب آل ابي طالب از ابن شهر آشوب.اينها- كه البته نمونه است ونه حصر- و تعداد كثيري از ديگر مصادر معتمد ما همگي اتفاق دارند كه ابن سبا يك شخصيت واقعي است كه هرگز نمي توان از تاريخ حذفش كرد، ولي تعجب ميكنم كه علماي معاصر ما امثال مرتضي عسكري و محمد جواد مغنية و ديگران چرا اصرار دارند كه از وجود ابن سبا منكر شوند ؟ در حالي كه ادعاي آنان كاملا بي اساس است.

جمله ای زیبا از حضرت علی در باره حضرت ابوبکر

جمله ای زیبا از حضرت علی در باره حضرت ابوبکر
خدمات شايسته صديق اکبررضی الله عنهلله بلاءُ ابی بکرٍ فَلَقَد قَوُم الاود و داوی العمد واَقَامُ السُنَّه وخلَّفُ البدعه ( نهج البلاغه ج 2)«پاداش نيک ابوبکررضی الله عنه نزد خدا است، زيرا او کجی ها را راست کرد، بيماران را مداوا نمود،سنت را بر پاداشت و بدعت را نابود ساخت»اظهار عقيدت حضرت جعفر صادق رضی الله عنه نسبت به خليفه او رضی الله عنه سئِلَ الامام ابو جعفر(ع) من حليه السيف هل يجوز؟ فقال نعم قد حلَّی ابوبکررضی الله عنه سيفهُ بالفضهِ. فقال الراوی أَ تقول هکذا؟! فوثب الامام عن مکانه فقال نعم الصديق ،نعم الصديق، نعم الصديق فمن لم يقل له الصديـق فلا صـدق الله قوله فی الدنيـا ولآخرهٍ .«از حضرت ابو جعفررضی الله عنه سئوال شد آيا تزيين شمشير جايز است يا خير؟ فرمودنـد: بلـه به دليل اينکه ابوبکر صديـق رضی الله عنه شمشيرش را با نقـره تزيين کرده است. راوی گفت: آيـا شما هم او را صديق می خوانيد؟! بله من هم وی را صدطق می خوانم. بله من هم وی را صديق می خوانم.بله من هم اورا صديق می خوانم.کسی که وی راصديق نگويد حق تعالی گفتة اورا نه دردنِيا ونه درآخرت تصديق نکند.»

شهدای گمنام اهل بیت همراه امام حسین

شهدای گمنام اهل بیت همراه امام حسین

يكي از نشانه‌هاي محبت و دوستي امير المؤمنين علي نسبت به خلفا اين است كه ايشان سه تا از پسرانش را بنام‌هاي خلفا يعني: ابوبكر، عمر و عثمان نام گذاري‌كرده است كه همه در کنار برادرشان امام حسين در كربلا مبارزه كرده و به شهادت رسيدند، و مؤرخان شيعه اين نام‌ها را در كتاب‌های شان ذكركرده‌اند، نام ابوبكر بن علي بن ابي‌طالب را شيخ مفيد در «الارشاد/248» و طبرسي در « اعلام الوري/203» و اربلي در «كشف الغمه 1/440 » و قمي در «منتهي الامال 1/528» و باقر شريف در «حياة الحسين1/270» و هادي نجفي در «‌يوم الطف 174ـ171 » و صادق مكي در «مظالم‌ اهل بيت/ 8 » و ابن شهر آشوب در «مناقب آل‌ابي‌طالب3/305» ذكر كرده‌اند. و نام عمر بن علي بن ابي‌طالب را شيخ مفيد در «الارشاد/186» و طبرسي در «‌اعلام الوري/203» وابن آشوب در « مناقب آل ابي‌طالب «3/304 » و اربلي در «كشف الغمه1/440» و نجفي در «يوم الطف/188» ذكر كرده‌اند.
و نام عثمان بن علي بن ابي‌طالب را شيخ مفيد در «الارشاد/186و 248» وطبرسي در «اعلام الوري/212» و اربلي در «كشف الغمه1/580 ـ 575» وقمي در «منتهي الامال‌1/526» و شريف قريشي در «حياة الحسين3/254» و هادي نجفي در «يوم الطف /167» و ‏صادق مكي در « مظالم اهل بيت 258» ذكر كرده‌اند.
و نام عمر بن علي بن ابي‌طالب را شيخ مفيد در «الارشاد» و طبرسي در «اعلام الوري» و صادق مكي در «مظالم اهل بيت/254» ذكر كرده‌اند.
بزرگواران مذكور، طبق نقل شيعياني كه در اين مختصر ذكر كرديم، در كربلا به شهادت رسيدند، الله همه‌ي آنان و پدران‌شان را رحمت كند ناگفته پيداست كه اين نام‌گذاري توسط امام علي و اهل بيت نشانه‌اي از پيوند محبت آميز اهل بيت و خلفاي سه گانه است و گفتني است كه تنها امام علي و امام حسن نبودند كه فرزندان‌شان را بنام خلفا نام‌گذاري كرده‌اند، بلكه امام حسين نيز نام يكي از فرزندانش را بنام عمر نام‌گذاري كرده است كه در هنگام شهادت امام هفت ساله بوده است.
وامام زين العابدين، امام چهارم شيعيان اماميه( دوازده امامي) پسري بنام عمر داشته است كه شيخ مفيد نام او را در «الارشاد» ذكر كرده است. و حر عاملي درباره او مي‌گويد:
شخصيت فاضل و بزرگواری است كه صدقات بنام پيامبر و امير المؤمنين جمع آوري می كرد و پرهيزكار و با تقوا بود. (خاتمه الوسائل)
مرتضي عسكري كه به علامه، محقق و فردي آگاه در بین شیعه شهرت دارد، در كتابش «معالم المدرستين3/127» اسم‌هاي سه پسر علي بن ابي‌طالب بنام‌هاي ابوبكر، عمر و عثمان رضوان الله علیهم را ذكر كرده است و ترديدي نيست كه انسان براي‌فرزندانش محبوب‌ترين نام‌ها را انتخاب مي‌كند، لذا مي‌توانيم ادعا كنيم از محبوب‌ترين نام‌ها نزد علي علیه السلام اسم های ابوبكر، عمر و عثمان بوده است.

تعریف امام علی از شیعیان نا خلف

تعریف امام علی از شیعیان نا خلف 1
از شما خواستم‌ براي‌ جهاد حركت‌ كنيد، حركت‌ نكرديد. شما را تفهيم‌ و توجيه‌كردم‌، نفهميديد. مخفيانه‌ و علناً شما را دعوت‌ كردم‌، اجابت‌ نكرديد. صبح‌ صفوفتان‌ را استوار مي‌كنم‌، غروب‌ چون‌كمان‌ خم‌ مي‌شويد. اي‌ كسانيكه‌ جسمهايتان‌ حاضر اما عقلتان‌ غايب‌ است‌، رهبرانتان‌ گرفتار اختلاف‌ رأي‌ شما هستند.اميرتان‌ حكم‌ خدا را اطاعت‌ مي‌كند اما شما حكم‌ او را به‌ جاي‌ نمي‌آوريد. امير اهالي‌ شام‌ نافرماني‌ خدا را مي‌كند، اماآنها مطيع‌ او هستند. به‌ خدا دوست‌ دارم‌ با معاويه‌ معامله‌ كنم‌، دينار در ازاي‌ درهم‌. از من‌ ده‌ نفر بگيرد و يك‌ نفر از آنها رابه‌ من‌ بدهد. خدا را سپاس‌ مي‌گويم‌ از آنچه‌ مصلحت‌ نموده‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ مرا توسط‌ شما در آزمون‌ قرار داده‌ است‌. اي‌گروهي‌ كه‌ به‌ آن‌ چه‌ دستور داده‌ مي‌شويد پيروي‌ نمي‌كنيد و چون‌ دعوت‌ داده‌ شويد اجابت‌ نمي‌كنيد. سوگند به‌ خدا،چون‌ اجل‌ من‌ فرا رسد، خداوند ميان‌ من‌ و شما جدايي‌ مي‌فكند، من‌ از همنشيني‌ شما بيزارم‌. آيا شگفت‌ نيست‌ كه‌معاويه‌ ستمگران‌ فرومايه‌ را مي‌خواند، از او اطاعت‌ مي‌كنند بدون‌ هيچگونه‌ چشمداشتي‌، من‌ شما را دعوت‌ مي‌كنم‌ بابذل‌ و بخشش‌ اما از من‌ پراكنده‌ مي‌شويد و با من‌ مخالفت‌ مي‌كنيد. (نهج‌ البلاغه‌ ج‌2 ص‌100)
جملاتی زیبا از حضرت علی نسبت به شیعیان کسانی که در لباس نفاق خود را شیعیان او می دانند وپشت سر آنها میلیون ها حدیث دروغین درست کرده خلاف قرآن مذهب تجاری درست کرده اند ومال و ناموس شیعه را به فروش گذاشته اند در این روایت شما خوانندگان عزیز خود بر این جملات کمی فکر بکنید که دل ائمه چقد از این منافقان ومشرکان ویهودیان اصیل ( شیعه فعلی ) خون بوده است این ها اگر چه خود را دوستدارا ن ائمه خطاب کردند ولی دشمنان اصلی اهل بیت این کُرّه ها هستند ودر نزد ائمه به اندازه يك جو هم ارزش نداشته اندو ندارند ونخواهند داشت لعنت الله عليهم اجمعين الي يوم الدين

تعریف امام علی از شیعیان ناخلف 2


تعریف امام علی از شیعیان ناخلف 2
از شما به‌ چندين‌ غم‌ و اندوه‌ مبتلا هستم‌. اول‌ اينكه‌ با اينكه‌ گوش‌ داريد اما كر هستيد. دوم‌اينكه‌ حرف‌ مي‌زنيد اما در واقع‌ لال‌ و گنگ‌ هستيد. و سوم‌ اينكه‌ با وجوديكه‌ چشم‌ داريد، اما نمي‌بينيد. به‌ هنگام‌ جنگ‌در پايمردي‌ چون‌ آزادگان‌ نيستيد و در هنگام‌ سختي‌ و بلا چون‌ برادران‌ قابل‌ اعتماد نيستيد. اي‌ كسانيكه‌ بسان‌ شتراني‌هستيد كه‌ ساربانشان‌ را گم‌ كرده‌اند، اگر از يك‌ سو شما را جمع‌ مي‌كنند از سوي‌ ديگر پراكنده‌ مي‌شويد. (نهج‌ البلاغه‌ص‌188 و 189)
الله تعالی چه زیبا فرموده : لَهُم آذانٌ لا یَسمَعونَ بِهَا. شیعه ها گوش دارند ولی نمی شنوند.
لَهُم أَعیُنٌ لایُبصِرُونَ بِهَا شیعه ها چشم دارند ولی نمی بینند
لَهُم قُلُوبٌ لایَفقَهُونَ بِها شیعه ها قلب دارن ولی باز هم نفهمند
(تفسیر امام علی )
حقیقت است چون این قوم یهودی الاصل به هیچ اصلی ایبند نیست هزاران جمله زیبا در مورد خلفاء ثلاثه در کتاب امام علی موجود است ولی باز هم این گروه ضاله به آن ها توهین می کند لذا نفهم هستند کسانی که حتی حرف های امامی که دم از عشقش را می زنند هم نمی فهمند
أُولَئِک کَاالأَنعَامِ بَل هُم أَضَلّ راست گفته الله تعالی که این ها از حیوانات هم پست ترند چون حیوان هر چه باشد باز هم کمی شعور فطری دارد .ولی من متاسفم

خشم امام موسی کاظم از شیعیان مرتد


خشم امام موسی کاظم از شیعیان مرتد
كليني‌ از امام‌ موسي‌ كاظم‌ كه‌ يكي‌ از امامان‌ شيعه‌ است‌ روايت‌ مي‌كند كه‌ گفته‌ است‌: وجه‌ تمايز شيعيان‌ ما از ديگران‌ اين‌است‌ كه‌ شيعيان‌ ما توصيف‌ كنندگاني‌ بيش‌ نيستند و هرگاه‌ آنها را بيازمائيد، ايشان‌ را مرتد خواهيد يافت‌.
(الكافي‌،الروضه‌، ج‌8 ص‌228)
حقیقتا این جمله ی امام موسی کاظم را باید با طلا نوشت چون اصلیت وحقیقت شیعه ملعون را ظاهر کرده است چون شیعه فقط وفقط یعنی روضه ونوحه ! نه برای مذهبش دلیلی دارد نه در فطرتش غیرتی ونه در سرش منطقی اینان مرتدانی بیش نیستند که امامان خود را فروختند وبعد از فروختن آن ها بر آنها نوحه می کنند مگر امامان را چه کسی جز این مرتدان ملعون کشته است جمله امام زین العابدین خیلی زیباست آن جا که می فرماید
«اينها برما گريه ميكنند ! مگر ما را جز آنها چه كسي كشته است ؟!»
احتجاج 2/29

این گروه منافقانی روباه صفت حیا وناموس فروش و مرتدانی هستند که از هیچ چیز شرمی ندارند آخوند های آنان برای پرکردن شکم وسیر کردن زیر شکم هزاران روایات ساخته وبه نام ائمه دارند مردم را استحمار می کنند .

خرافات کفر آمیز شیعه از کتب شیعه


خرافات کفر آمیز شیعه از کتب شیعه
اين كه اين دوازده امام در هر صفت مثل رسول خدا هستند. در معصوميت و افتراض طاعت و فضيلت وغيره تمام اوصاف مماثل و مساوي آنحضرت صلى الله عليه وسلم در اصول كافي ص 114 از امام جعفر صادق مي آرد كه:
ما جاء به علي آخذ به وما نهي عنه أنتهي عنه. جري له من الفضل مثل ما جري لمحمد ولمحمد الفضل علي جميع ما خلق الله عزوجل. والمتعقب عليه في شيء من أحكامه كالمتعقب علي الله وعلي رسوله والراد عليه في صغيرة أوكبيرة علي حد الشرك بالله. كان أميرالمؤمنين باب الله الذي لايؤتي الأمنة وسبيله الذي من سلك بغيره يهلك وكذلك يجري لائمة الهدي واحد بعد واحد.

آنچه علي آورده است آن را ميگيرم و از هر چه او منع كرده باز مي مانم، بزرگي علي مثل آن بزرگي است كه محمد را حاصل است. و محمد را بزرگي بر تمام مخلوق خداوند عزوجل حاصل است. و اعتراض كننده بر علي در چيزي از احكام او مانند اعتراض كننده است بر خدا و رسول او و ردكننده ي قول علي در چيزي صغير يا كبير در مرتبه شرك بالله است. اميرالمومنين علي دوازده خدا بود كسي تا خدا نه رسد بغير توسط وي اميرالمومنين راه خدا بود كسي كه بر راه ديگر رود هلاك خواهد شد. و همين است بزرگي تمام ائمه يكي بعد ديگري.
ازين حديث ظاهرست كه شان دوازده امام مساوي شان رسول خدا و افضل از سائر انبيا عليهم السلام است. همين حديث را مصنف حمله حيدري نظم كرده كه
همه صاحب حكم بر كائنات

همه چون محمد منزه صفات

سلام بر دوستان


سلام بر دوستان
در بین تمام ادیان واقوامی که الله تعالی در دنیا خلق فرموده است بهترین وحساس ترین هدیه ای که به آ ن ها عطا نموده است حیا وناموس است . والله تعالی آن قدر به این مسئله توجه می نماید که برای هر مسئله ای دو شاهد را کفایت قرار داده است ولی در این مورد استثناء است وکمتر از چهار شاهد را الله تعالی قبول نمی کند چرا ؟
مسئله ی ناموس وحیا این قدر مهم است که آن را جز ئی از اجزاء مهم دین قرار داده است نبی اکرم ( ص ) می فرماید ( الحیاء شعبه من الایمان ) وکسی که به ناموس خود اهمیت ندهد اورا در شریعت دیّوث می نامند وپیامبر گرامی می فرماید دیّوث بوی جنت به مشامش نمی رسد وقتی که حیا از انسان رفت دست به هر کاری می زند و پرواه هیچ کار زشتی را نمی کند جایی که حضرت می فرماید ( إذا فاتک الحیا فافعل ما شئت ) وقتی حیای تو از بین رفت هر کاری دلت می خواهد انجام بده . واین مسئله حتی در مجامع غیر اسلامی هم مهم است وانسان های با وجدان قوم یهود ونصاری هم به این مسئله اهمیت می دهند وبه ناموس خود احترام می گذارند واگر چه در ادیان تحریف شده آنان مسائلی وآزادی هایی قایل هستند ولی باز هم آزادانه وبا افتخار برای ناموس دری هم دیگر تبلیغات نمی کنند وفضایل این کار بی عفت را بیان نمی کنند .
تنها مذهبی که علنا وبا افتخار پیروانش را دستور می دهد وبرای آنان فضایلی را در قبال انجام این عمل ضد فطری وانسانی بیان می کند مذهب شیعه است که به نام دین وبه نام اسلام آخوند های بی غیرت به ناموس پیروان خود حمله می کنند وآن قدر این قوم میمون صفت را استحمار کرده اند که هر کس خواهرش به زنا مبتلا شد افتخار می کند که خواهرم را فلان حاج آقا صیغه کرده جنت برایش واجب شد وبه حاج خانم منسوب گشت . و چون اکثر آخوند ها بچه صیغه ای هستند ووجود شان خلاف فطرت بود ه به این عمل غیر فطری عادی شده اند پس ای ملت بیچاره شیعه از عقلت استفاده کن تا کی می خواهی میمون بمانی وناموست دردست این وآن باشد این آخوند های بی غیرت پرواه شما را نمی کنند حتی به نوزادان زیر دو سال شما هم رحم نمی کنند.
((((امام حتي صيغه كردن بادختر شيرخوار را نيز جايز مي دانستند ، لذا فرموده اند:
« نزديكي با زوجه قبل از تمام شدن نُه سال جايز نيست و اما ساير لذت ها مانند لمس نمودن با شهوت و بغل گرفتن و تفخيذ حتي در شيرخوار اشكالي ندارد!! »
تحرير الوسيله جلد سوم با ترجمه فارسي مسأله12
دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ))))
آخر در کدام مکتب اجازه ی استفاده جنسی با کودکان معصوم زیر دوسال داده شده است آیا در یهودیت ومسیحیت ومکاتب کمونیسم وهندو وسیک ها هم چنین مسئله غیر فطری وجود دارد ای شیعه بدبخت فکر کن عاقل باش به فکر نجات ناموست باش از این مذهب ساخته دست افراد بی ناموس فرار کن والله تو هندو بشی برایت بهتره از این شیعه بودنت .یهودی بشی بهتره برات .حد اقل ناموست حفظ می شه این جا نه ناموس داری ونه دین .در یهودیت ومسیحیت وهندویت فقط دین نداری ولی ناموس داری .
عبدالله بن سنان ميگويد ازامام صادق- عليه السلام- درباره متعه پرسيدم فرمودند::
( لا تُدنّس نفسك بها) نفس خود را با آن كثيف مگردان.
بحار الانوار100/ 318
ازامام صادق -عليه السلام- پرسيده شد: آيا صيغه ثواب دارد ؟ فرمود:
« اگر مقصودش از آن رضاي خدا باشد ،در ازاي هر كلمه اي كه با او صبحت كند يك نيكي برايش نوشته مي شود و هر باريكه به او نزديك شود خداوندگناهي را از او ميبخشد ، وهرگاه غسل كند به انداره قطرات آبيكه بربدنش ريخته خداوند گناهانش را مي آمرزد »
من لايحضره الفقيه3/366
از عمار روايت است كه گفت امام صادق –عليه السلام- فرمودند: ( قد حرمت عليكم المتعة) تحقيقا متعه برشما حرام شده است
پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله- فرمودند!:
« من تمتع بإمراة مؤمنة كأنما زار الكعبة سبعين مرة »
-كسي كه يك مرتبه با زن مسلماني صيغه كند گويا هفتاد مرتبه خانه كعبه را زيارت كرده است!" دقت كنيد ، آيا واقعا يك مرتبه صيغه كردن ! ثواب هفتاد زيارت كعبه را دارد ؟!
پيامبر- صلي الله عليه و آله – فرمودند:
« من تمتع مرة أمن من سخط الجبار »
-كسي كه يكبار صيغه كند از غضب خداي جبار در امان مي ماند" و كسي كه دو بار صيغه كند با ابرار محشور ميگردد وكسيكه سه بارصيغه كند در بهشت دوشادوش من خواهد بود.
من لا يحضره الفقيه 3/ 366

حدیثی از تفسیر امام حسن عسکری در اثبات جهنمی بودن شیعه


حدیثی از تفسیر امام حسن عسکری در اثبات جهنمی بودن شیعه
در تفسير امام حسن عسكري كه از معتبرترين كتب شيعه است و چرا نباشد كه امام معصوم مصنف آن است اين روايت آورده كه «إن الله أوحي إلي آدم أن الله ليفيض علي كل واحد من محبي محمد وآل محمد وأصحاب محمد ما لو قسمت علي كل عدد ما خلق الله من طول الدهر إلي آخره وكانوا كفارا لأداهم إلي عاقبة محمودة وإيمان بالله حتي يستحقوا به الجنة وإن رجلا ممن يبغض آل محمد وأصحابه أو واحداً منهم لعذبه الله عذاباً لو قسم علي مثل خلق الله لأهلكهم أجمعين».
ترجمه: خداي عزوجل وحي فرستاد بسوي آدم كه بر كساني كه محبت مي دارند با محمد و آل وي و اصحاب وي چنين رحمت مي فرستد كه اگر آن رحمت تقسيم كرده شود بر جميع مخلوق از اول تا آخر و ايشان كافر باشند يقيناً آن رحمت همه را به حسن خاتمه و ايمان بالله برساند تا كه ايشان مستحق جنت شوند و كسي كه بغض دارد از آل محمد و اصحاب محمد يا با يكي ازيشان برانكس خدا عذابي نازل كند كه اگر آن عذاب تقسيم كرده شود بر جميع مخلوق يقيناً همه را هلاك گرداند.
بله دوستان وقتی بایکی از اصحاب پیامبر بغض کردن جهنم را واجب می کند پس بغض با پدر زن پیامبر اکرم وداماد فاطمه زهرا چقدر مبغوض الهی می شود خود محاسبه کنید لعنت الله علی أعداء الصحابه اجمعین شيعه همان قومي است كه الله تعالي به ما نحوه دعا كردن وحفاظت خواستن از اين قوم را در سوره فاتحه به ما آموخته است پس الله تعالي همه مسلمانان را از مكر ها ونقشه هاي شوم اين قوم بدبخت حفاظت نمايد

علي بن عيسي اردبيلي در كتاب كشف الغمه مي آرد:

علي بن عيسي اردبيلي در كتاب كشف الغمه مي آرد:
«سئل الإمام أبوجعفر عليه السلام عن حلية السيف هل يجوز؟ قال: نعم، قد حلي أبوبكر الصديق سيفه بالفضة. فقال الراوي: أتقول هكذا؟ فوثب الإمام عن مكانه فقال: نعم الصديق نعم الصديق نعم الصديق، فمن لم يقل له الصديق فلا صدق الله قوله في الدنيا والاخرة».
ترجمه: كسي از امام باقر عليه السلام پرسيد كه بر قبضه شمشير سيم يا زر اندودن جائزست يا نه؟ امام فرمود: جائزست، ابوبكر صديق بر قبضه شمشير خود سيم اندوده بود. راوي گويد: من گفتم كه يا امام تو نيز او را اين چنين مي گوئي؟ پس امام از جاي خود برجست و گفت كه بلي او صديق بود بلي او صديق بود بلي او صديق بود. كسي كه او را صديق نگويد خدا قول او را صادق نگرداند نه در دنيا و نه در آخرت.
ازين روايت پر فضيلت فوائد چند حاصل شد:
اول: اينكه از زبان امام باقر عليه السلام صديق بودن حضرت ابوبكر ثابت شد و اين دليل است برينكه او از تمام امت افضل بود زيرا كه صديق بعد از انبيا از همه افضل مي باشد. چنانكه از آيه كريمه: ﴿فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ﴾ (النساء: 69) مفهوم مي شود.
دوم: اينكه اينجا سائلي از امام يك مساله پرسيده بود كه جائزست يا نه، هرگز درينجا براي تذكره حضرت ابوبكر و باز براي توصيف وي به صديقيت شائبه از ضرورت نبود امام از خود ذكر فرمود ازين معلوم مي شود كه مقصود امام رد كساني بود كه منكر فضائل حضرت صديق بودند.
سوم: اينكه امام فعل حضرت صديق را سند شرعي قرار داد، معلوم شد كه مقصود امام، اظهار اين مساله بود كه فعل خلفاي راشيدن سند شرعي است و همين است مذهب اهل سنت. لهذا حقيقت مذهب اهل سنت و بطلان مذهب شيعه چنانكه بايد واضح گرديد.
چهارم: اين كه سائل چون بر لقب صديق اظهار تعجب كرد امام غضبناك شد معلوم شد كه امام از مذهب شيعه سخت بيزار و نهايت متنفر بود.
پنجم: اينكه براي شيعه بد دعا كرد كه خدا قول ايشان را صادق نگرداند نه در دنيا نه در آخرت. اثر اين بد دعا در شيعه بچشم ديده مي شود، اثر همين بد دعاست كه مصنفين مذهب شيعه كذب و دروغ را در مذهب خود بهترين عبادت و ترك آنرا بدترين معصيت قرار داده اند.
ششم: اينكه درينجا شيعه بودن سائل از تعجب كردن او بر لقب صديق ظاهرست، و اين هم ظاهرست كه دران مجلس كسي غير شيعه نبود ورنه سائل اظهار تعجب كرده تشيع خود آشكارا نمي كرد، لهذا اينجا گنجايش تقيه قطعاً نيست.
بيزاري نسبت به كساني كه ائمه از آن ها بيزار بودند لازم است بر همين اساس ما هم بايد از شيعه بيزار باشيم و از آن ها اظهار تنفر بكنيم الله تعالي در دنيا وآخرت لعنت شان كند

مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم (نظریک خواننده )


مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم (نظریک خواننده )
آخوند = کثافت
آخوند = رذالت
آخوند = پستی
آخوند = تجاوز به عنف
آخوند = صیغه
آخوند = حیوانیت
آخوند = بربریت
آخوند = موذی
آخوند = افعی
آخوند = سکس
آخوند = نجاست
حبیب از مشهد

مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم


برای گرفتن طلاق از شوهر معتادم مجبور به سکس با آخوند قاضی رئیس شعبه شدم
اجبار زنان ایرانی‌ به سکس با آخوندها برای گرفتن طلاق.داستان سطل یخ آخوندها،فقر وتن فروشي در مصاحبه با رادیو سوئد
لطفا به لینک زیر گوش دهیدوعبرت بگیرید .ببینید که این حکومت پست خامنه ای چه بلایی بر سر مردم با غیرت ایران آورده است برای گوش دادن این جملات دردناک به لینک زیر گوش کنید
http://www.kvinnonet.org/audio2/AF0725.ram

آشنايی با محتوای كتاب الغدير


آشنايی با محتوای كتاب الغدير

سنی نیوز:شیعه می گوید که:كتاب الغدير كتابی وزين است و در اعتلای مكتب تشيع سهم بسيار و در اثبات حقانيت حضرت علی (رض) تاثير بسزايی داشته است.اکثر روشن فکران اعتقاددارند که:«كار آقاي اميني در اين كتاب جز افزودن چند سند بر اسناد حديث غدير نيست»اگر اين كتاب بتواند عوام يا افراد كم اطلاع و غير متخصص را بفريبد ولي در نزد…
اکثر روشن فکران اعتقاددارند که:«كار آقاي اميني در اين كتاب جز افزودن چند سند بر اسناد حديث غدير نيست»اگر اين كتاب بتواند عوام يا افراد كم اطلاع و غير متخصص را بفريبد ولي در نزد مطلعين منصف وزن چنداني نخواهد داشت، مگر آنكه اهل فن نيز از روي تعصب يا به قصد فريفتن عوام به تعريف و تمجيد اين كتاب بپردازند.

أیت الله الظمی برقعی قمی در ادامه می فرمایند: به نظر من استاد ما آيت‌الله سيد ابوالحسن اصفهاني در اين مورد مصيب بود كه چون از او در مورد پرداخت هزينه چاپ اين كتاب از وجوه شرعيه اجازه خواستند، موافقت نكرد و جواب داد: «پرداخت سهم امام -عليه السلام- براي چاپ كتاب شعر!، شايد مورد رضايت آن بزرگوار نباشد».

بسياري از مستندات اين كتاب از منابع نامعتبر كه به صدر اسلام اتصال وثيق ندارند أخذ شده كه اين كار در نظر اهل تحقيق اعتبار ندارد. برخي از احتجاجات او هم قبلاً پاسخ داده شده، ولي ايشان به روي مبارك نياورده و مجدداً آنها را ذكر كرده است.
گمان می رود كه اهل فن در باطن مي دانند كه با الغدير نمي توان كار مهمي به نفع مذهب صورت داد و به همين سبب است كه طرفداران و مداحان اين كتاب كه امروز زمام امور در چنگشان است به هيچ وجه اجازه نمي دهند كتبي از قبيل تأليف محققانه آقاي حيدرعلي قلمداران به نام «شاهراه اتحاد يا نصوص امامت» يا كتاب باقيات صالحات كه توسط يكي از علماي شيعه شبة قاره هند، موسوم به محمد عبدالشكور لكهنوي و يا كتاب «تحفه اثني عشريه» تأليف عبدالعزيز دهلوي فرزند شاه ولي الله احمد دهلوي و يا جزوة مختصر «راز دليران» كه آقاي عبدالرحمان سربازي آن را خطاب به موسسة «در راه حق و اصول دين» در قم نوشته و كتاب «رهنمود سنت در رد اهل بدعت» ترجمة اين حقير و نظاير آنها كه براي فارسي زبانان قابل استفاده است چاپ شود، بلكه اجازه نمي دهند اسم اين كتب به گوش مردم برسد.

الحمدلله تمامی این کتابها توسط کتابخانه عقیده انتشار داده شده است و میتوانید این کتابها را از کتابخانه عقیده دریافت کنید. (www.aqeedeh.com)

در حالي كه اگر مغرض نبوده و حق طلب مي بودند اجازه مي دادند كه مردم هم ترجمه الغدير را بخوانند و هم كتب فوق را، تا بتوانند آنها را با يكديگر مقايسه و از علما دربارة مطالب آنها سؤال كنند و پس از مقايسه اقوال، حق را از باطل تمييز داده و بهترين قول را انتخاب كنند. فقط در اين صورت است كه به آيه‌ي: )فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ( يعني: «بشارت ده بندگاني را كه سخن را بشنوند و نيكوترينش را پيروي كنند» (الزمر/۱۸) عمل كرده اند. أما نه خود چنين مي كنند و نه اجازه مي دهند كه ديگران اينگونه عمل كنند بلكه جواب امثال مرا با گلوله و يا به زنداني كردن مي دهند!!

به نقل از : سوانح ايام (خاطرات و زندگی نامه) آيت الله الظمى برقعي قمي

لازم به ذكر است كه كتابخانه عقيده كتابهاي آيت الله العظمي برقعي قمي را نشر كرده اند:

به مناسبت واقعه غدیر خم

به مناسبت واقعه غدیر خم

سنی نیوز:شيعيان مي‌گويند: حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم در آخرين سال عمر با برکت خويش به سفر حج رفتند و در بازگشت، کاروان عظيم همراه خود را در محلي بنام غدير خم متوقف کردند و سپس در جمع آنها اعلان فرمودند که الله جل جلاله علي را بعد از من رهبر شما تعيين فرموده‌است و علي جانشين من است.
شيعيان مي‌گويند: پس از اين اعلان مردم به علي (رضي الله عنه) تبريک گفتند. به روايت اهل تشيع ۷۰ روز بعد از اين حادثه، حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم دار فاني را وداع گفته و به جهان باقي شتافتند. و اصحاب او بلا فاصله حکم را تغيير دادند و علي را کنار زدند و ابوبکر را بر کرسي خلافت نشاندند، و به اين نيز بسنده نکردند و به خانه علي هجوم برده و در خانه را سوزانده و وارد خانه شدند و به گردن علي ريسمان انداختند و او را کشان کشان به مسجد بردند و در اين گيرو‌دار پهلوي فاطمه شکست و عمر يا غلام عمر فاطمه را که پشت در گير کرده بود با فشار دادن در له کرد تا آنجا که حضرت فاطمه سقط حمل نمود و جنين شيشماهه‌اش مرده به دنيا آمد!
به روايت اهل تشيع عمر و يارانش همچنان علي را کشان کشان به داخل مسجد بردند و هر چي سعي کردند علي دست مشت کرده خود را باز نکرد و به همين اکتفا کردند که دست علي به دست ابوبکر بخورد و بيعت انجام گيرد!
پس از اين واقعه به روايت شيعه حضرت علي ۲۵ سال سکوت کرد تا مردم او را خليفه کردند.

اما اهل سنت مي‌گويند: نه خير، اين داستان از پايه دروغ است. نه حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم در غدير خم علي را جانشين خود کرده، نه کسي ايشان را مجبور به بيعت کرده، نه به خانه فاطمه حمله شده، نه پهلوي فاطمه شکسته شده است. همه اين حرفها دروغ و داستاني خياليست پايه و اساس و ريشه ندارد.

براى اينكه اين قضيه خلافى براى برادران وخواهران مسلمان ما بيشتر آشكار شود كتابخانه عقيده تصميم گرفت به مناسبت سالروز واقعۀ غدیر خم کتابهایی را که دربارۀ این واقعه نوشته شده معرفی نماید تا باشد که با مطالعه آن عاقلان و خردمندان بخود آیند و جاهلان و کینه دلان در غیض و بغض و کینه خود بمیرند.
منبع:كتابخانه عقيده
http://www.aqeedeh.com
برای دریاقت کتابها بر روی اسم کتاب فشار دهید:
عقيده امامت و حديث غدير
راهي ديگر براى کشف حقيقت (ماجراي غدير خم و فاطمه رضي الله عنها)
غدير خم
خلافت و امامت
خلافت و امامت ۲
حـديـث‌ غـديـر، مولاي‌ مؤمنان‌ و ما اهل‌ سنّت‌
خلافت و انتخاب
چرا نام حضرت علي رضي الله عنه در قرآن نيست؟
اي شيعيان جهان بيدار شويد