۱۳۸۷ دی ۱۷, سه‌شنبه

خدا لعنت کند شمر و یزید را که این بساط را در ایران...



خدا لعنت کند شمر و یزید را که این بساط را در ایران...



یک وبلاگ نویس ایرانی در تهرانبر شمر و یزید لعنت! بر شمر و یزید لعنت ولی اینبار بنا به دلایل دیگری لعنتشان میکنم : لعنتشان میکنم برای اینکه امام حسین را شهید کردند و ۱۴۰۰ سال ، این عزاداری ادامه دار شد!لعنت بر آنها که امام حسین را شهید کردند و باعث شدند ، سرنوشت ایران عوض شود!لعنت بر آنها که امام حسین را شهید کردند و باعث شدند که دهه محرم ، تبدیل به دهه فحشا و فساد شود. دهه ازدیاد مصرف مواد مخدر . دهه گردن کلفتی ها و مزاحمتها و حیف و میل ها . دهه انواع مدلهای مو و انواع لوازم آرایش و انواع شماره تلفنها و زنهای شوهر دار و مکانهای خالی و تاریکی شب و کوچه پس کوچه ها و خیانتها و شب بیرون ماندنها و هیزی کردنها و ..........خدا لعنت کند شمر و یزید را . خدا لعنت کند صفویه را که این بساط را در داخل ایران براه انداخت.خدا لعنت کند کسانی را که در تمام عمرشان ، یک رکعت نماز نخوانده اند ولی ادعای مذهبشان میشود.زیر علامت میروند و چشمانشان در پیاده رو هاست که دختر های بزک کرده را ببینند! خدا لعنتشان کند که برای حسین، قطره ای اشک نریخته اند و در دسته های عزاداری ، نوحه میسرایند و طبل و سنج میزنند!خدا ازشان نگذرد که وسط خیابان راه میافتند و خیابان را میبندند و اگر زن حامله ای ، یا مریض اورژانسی پشت دسته آنها بماند ، به ملکوت اعلا میرود و کسی هم جرات ندارد اعتراضی بکند چرا که چند نفره میریزند سرش و او را نیز به ملکوت اعلا میفرستند!خدا لعنت کند شمر را که باعث شده است سالها بعد ، هنوز مردم با قمه به سر خودشان بزنند!خدا لعنت کند..........

۱۳۸۷ دی ۱۵, یکشنبه

نظر استاد مصطفي حسيني طباطبائي در باره امام زمان!!


نظر استاد مصطفي حسيني طباطبائي در باره امام زمان!!
بسم الله الرحمن الرحیم
اولا اینکه پرسیده اید: آیا اصولا براین موضوع که همیشه باید امامی باشد دلیلی عقلی هست یا خیر؟
بایددانست که گاهی سخن از امام به میان می آید ومنظور یک پیشوای الهی است یعنی امامی که از جانب خداوند برگزیده وتعیین شده است وگاهی مراد یک پیشوای مذهبی است که در سطح عالی علم وتقوی قراردارد ودیگران از راهنمائی های او که از راه تعقل صحیح در جهان آفرینش وکتاب الهی آنها را به دست آورده استفاده می کنند واموراسلامی را به او باز می گردانند والبته بمعنی اخیر مسلمانان همیشه باید پیشوائی داشته باشند همانطور که هر مذهبی وحتی مسلک سیاسی مطلق نیز رهنمود پیشوا وزعیمی دارد!
اما درمورد سئوال اول که آیا مسلمانان همیشه به یک امام الهی نیازمند هستند یا خیر؟
من می گویم خیر چنین نیازی نیست زیرا آن امام الهی که همیشه زنده وحاضر است وغیبت ندارد واز راهنمائیهایش می توان بر خوردار شد همان قرآن کریم است به دلیل آنچه در خود قرآن آمده که من قبله کتاب موسی اماما یعنی(پیش از این کتاب کتاب موسی امام بود) از اینجا استفاده می شود که اینک قرآن امام است امام حاضر امام زمان امام بدون غیبت اما اگر ما بخواهیم افسانه سازی کنیم ویک موجود غیبی هزارساله را امام زمان بدانیم راهی مخالف باعقل ووحی هردو پیموده ایم زیرا وحی می گوید اثر امام هدایت وراهنمائی اوست (پس اگر امامی خود ناپدید شد وکتاب واثری هم از او نماند تا مشکلات روز را جواب بگوید چنین امامی امام قرآن نیست یعنی آن امامی نیست که قرآن آن را وصف نموده وپیروان قرآن باید وجود اورا بپذیرند) اگر گفته شود قرآن در کجا اثر امام را هدایت مردم دانسته گوییم در سوره انبیاء آنجا که درباره پیشوایان خدائی می فرماید:
وجعلنا هم ائمه یهدون بامرنا
یعنی
آنها را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می کردند
وآنچه قرآن می گوید تنها مربوط به گذشته نیست بلکه برای اهل قرآن ومسلمانان نیز هست چرا که مردم گذشته گذشتند واگر مطالب قرآن اختصاص به آنها داشت برای این امت بازگو کردنآن مطالب چه سود داشت؟
عقل هم با وحی همراه است واز معتقدین به امام غیبی می پرسد:شما که به این وجود محجوب ایمان دارید وآنرا پیشوای زمان می دانید کدام مشکل دینی واجتماعی را به کمک او حل می کنیدوچه فایده ای بر وجود ایشان مترتب است !
این بزرگواران چون فایده ای سراغ ندارندگاهی موضوع رااحاله به آینده می دهند که امام در آینده جهان را پر از عدل وداد می کند گوئیم پس امام امام آینده است نه امام زمان !به علاوه خدائی که به تایید خود اراده دارد که در آینده جهان را از نور عدالت پرکند چه جاجت داشته که از هزار سال پیش کسی را ذخیره برای قرنهای بعد نماید مگر نمی توانسته(نعوذ بالله)که در وقت مقتضی چنین انسانی وپیشوائی بوجود آورد؟
مگر خدای قدوس وتوانا کار بیهوده می فرماید؟!
مگر خدا حساب بنده است که چون میوه زمستانی در تابستان بدستم نمی آید آن را از زمستان برای تابستان خود ذخیره می کنم؟!
می گویند امام باید از امام باشد!یعنی پدر امام باید امام دیگری باشد ولذا خداوندفرزند آخرین امام را ذخیره فرموده گوییم ای شگفت!!که درحال ابوطالب پدر امیرالمومنین علی(ع) نه امام بود ونه پیغمبر! وعبدالله پدر رسول خدا نه مقام نبوت داشت ونه مقام امامت!
وقتی که ابوالائمه از این شرط خارج باشد ورسول خدا با آن مقام عالی چنان نباشد ادعای شما چگونه می توانست درست باشد؟!
به علاوه چرا از این امام محجوب نام ونشانی در قرآن کریم نیست مگر ایمان به وجود این امام از ایمان به وجود مردان گذشته که در جهان می زیستند وصدها سال از مرگشان گذشته مثل لقمان وذوالقرنین ضرورت کمتری داشته که نام ونشان اینها برای عبرت وپند درقرآن کریم به تفصیل آمده ولی از نام ونشان امام با عظمت وغیبی مسلمانان که شب وروز باید چشمبهظهور دولت او بدوزند در قرآن کریم خبری نیست آیا روش کتاب هدایت این باید باشد کههر چیز که مهمتر است آنرا کمتر بیان فرمایدیا به کلی مکتوم نماید وامو کم اهمیت ترراتوضیح مفصل بدهد؟!
آیا این توهینی به قرآن مقدس نیست؟
گاهی شنیده می شود که میگویند لو لا الامام (یا لو لا الحجه) لساحت الارض باهلها
اگر امام نباشد زمین اهلش رادر خود فرو می برد!
گوئیم اگر این حدیث صحیح باشد معنی آن این است که اگر حجت خدا(مثل کتاب آسمانی)در میان مردم نباشد در آن وقت باید جهان به پایان رسد زیرا خداوند ازآفرینش مردم غرضی دارد که آن هدایت شایستگان مردم وتکامل آنهاست واگر راهنمایخدائی میان مردم نباشد این غرض حاصل نمی شود پس خلقت باید منتفی باشد
اما اگرمراد از حجت امام غیبی بود در پنهان بودن او چه هدایت وراهنمائی هست که با نبودن آنهدایت زمین وزمان برهم خورد؟!
عجب است که زلزله می آید ومردم خراسان وقزوین وبم...را که شب وروز عجل علی ظهورک می گویند وبه امام غیبی عقیده دارند را از میان میبرد ولی با مردم هالیوود که اسم امام را هم نمی دانند کاری ندارد!
اگر قرار است که اثرامام حفظ زمین واهل آن باشد باید که این نگاهبانی در مورد معتقدین به امام مصداق بیشتری داشته باشد تا کفار وفساق!
خنده دار نیست که ما بگوئیم خدای جهان حجت خود را غیب فرموده ودر صحنه زندگی دیگر مردم را ملامت می فرماید که با وجودحجت مردم چرا ایمان نیاوردند!
مگر من به شما بوسیله حجت خود اتمام حجت نکردم؟!
مردم در عالم آخرت می توانند جواب دهند که خداونداحجت تو(یعنی دلیل البته درمیان ماآمد ولی غیب بود دلیل آوردی ولی دلیلت غیبت داشت آیا به دلیل غیبی که به کسی نرسیده می توان مردم را هدایت نمود واتمام حجت کرد؟!
فسبحان الله عما یقول الجاهلونعلوا کبیرا.
هرکه چنین گفت خدا را نشناخت

شهادت سيدنا عمر الفاروق رضي الله عنه


شهادت سيدنا عمر الفاروق رضي الله عنه

در آستانه ي ماه محرم قرار داريم ماهي كه در نخستين روز آن دومين خليفه ي راشد به شهادت رسيدند. اين شخصيت برجسته ي اصحاب رسول الله، قبل از اسلام آوردنش يكي از سرسخت ترين دشمنان اسلام بود و رسول خدا دعا كردند كه «اللهم اعز الاسلام باحب هذين الرجلين عندك بعمر بن الخطاب او بعمرو بن الهشام» يعني:«خداوندا دين اسلام را با مسلمان شدن هر كدام از اين دو مردي كه نزد تو محبوب تر باشد عمر بن خطاب يا عمرو بن هشام(ابوجهل) تقويت بفرما» و الله يكتا اين دعا را در حق عمر بن خطاب قبول فرمود.
به گفته ي بسياري از مورخين، وي چهلمين فردي بود كه اسلام آورد و با اسلام آوردنش، موجب آشكار شدن دين اسلام گرديد و مسلمين از آن پس آزادانه تر به دعوت و تبليغ مي پرداختند.
آنطور كه شاعر گويد:
عمر كرد اسلام را آشكار بياراست گيتي چو باغ بهار

وي از «السابقون» بود كساني كه در دوران پنهاني دعوت اسلامي به دين حق در آمدند. و دوراني كه پيامبر، دعوت را بر كساني عرضه مي كرد كه اطمينان بيشتري به آن ها داشتند.
ابوبكر(اولين مردي كه اسلام آورد)، عمر، عثمان، علي(اولين نوجواني كه اسلام آورد)،زيد(اولين برده آزاد شده اي كه ايمان آورد) طلحه، زبير، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابي وقاص رضي الله عنهم اجمعين همه از جمله ي سبقت گيرندگان در ايمان، به آخرين فرستاده ي خدا هستند. همان ها كه در موردشان آمده است« وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»(سوره واقعه) و همچنين خداوند فرموده است: «وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنْ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (سوره توبه)
سيدنا عمر رضي الله عنه با نظرخواهي سيدنا ابوبكر از خبرگان و بزرگان صحابه به خلافت برگزيده شدند و در طول دوران خلافت خويش امپراطوريهاي ايران ساساني و روم شرقي(بيزانس) را شكست دادند و مسلمين با هدايت و رهبري ايشان بسياري از بلاد كنوني اسلام را در شام و فلسطين و ايران و شمال افريقا به سيطره ي قوانين قرآن و سنت پيامبر در آوردند.
ايشان پدر خانم رسول الله صلي الله عليه و سلم و داماد فاطمه زهرا و علي رضي الله عنهما بودند. عدالت عمر زبانزد خاص و عام است و ايشان در اجراي احكام اسلامي بسيار سختگير بودند.
سرانجام اين خليفه ي راشد در 27 ذيحجه سال 24 هجري بدست يك مجوسي به نام فيروز ابولولو (كه يك بار هم براي الله سجده نكرده بود)
با چندين ضربه كارد زخمي شدند در حالي كه امام مردم در نماز صبح و در محراب مسجد بودند و پس از چهار روز در اول محرم به شهادت رسيدند. پيكر مطهر ايشان در حجره ي ام المومنين عايشه و در كنار رسول الله و ابوبكر صديق به خاك سپرده شد.